(of a condition) dangerous, terrible, or uncertain

وخیم, اسفبار
سلامتی او در وضعیتی خطرناک بود و نیاز به مراقبت فوری پزشکی داشت.
seemingly truthful but wrong in nature

راستیننما, منطقینما
این نظریه محبوب بود، اما کارشناسان پس از بررسی دقیق تر آن را فریبنده یافتند.
hardworking, committed, and deeply engaged in the pursuit of a particular goal or objective

سختکوش, زحمتکش، کوشا
یک کارگر سختکوش اغلب به دستورالعملها توجه دقیق میکند.
having a lot of respect, honor, and admiration in a particular field or society

باوقار, آبرومند
فارغالتحصیلان پرآوازه دانشگاه شامل برندگان جایزه نوبل و رهبران جهانی میشوند.
extremely sorrowful and serious

محزون, اندوهگین
حالت چهرهاش غمگین بود در حالی که خبر غمانگیز را تعریف میکرد.
unreasonable or exaggerated to the point of being ridiculous

مضحک, چرند، مزخرف، خندهآور
ادعای مسخره او برای برنده شدن در قرعهکشی هر هفته با شک و تردید مواجه شد.
(of discourse) abundant in ideas or information

مملو (از ایده یا اطلاعات), وافر
محقق یک گزارش مفصل پر از دادههای دقیق و تحلیل درباره تغییرات آب و هوایی ارائه داد.
taking risks that are bold and shocking

بیپروا, متهور، بیباک، بیشرم
کاشف بیپروا در یک سفر پرخطر برای رسیدن به قله بلندترین کوه جهان حرکت کرد و مرزهای استقامت انسان را تحت فشار قرار داد.
giving the impression that something bad or unpleasant is going to happen

شوم, بدشگون، نامیمون، بدیمن
نگاه شوم غریبه به طور غریزی باعث شد او بخواهد فرار کند.
having a combination of elements that are in agreement and balance with each other

متناسب, سازگار
او خانهاش را با رنگهای هماهنگ تزئین کرد که احساس آرامش و آسودگی ایجاد کرد.
shockingly immoral or repulsive in a way that violates ethical or social norms

وحشتناک, مخوف
او از بیعدالتی زشت حکم شوکه شده بود.
causing offense or unhappiness due to being prejudice or unjust

تبعیضآمیز, مغرضانه، غرضآلود
او از اظهارات حسودانه که درباره همکارانش شده بود احساس ناراحتی کرد.
causing harm

زیانآور (جسمی), مضر، (روحی) گمراهکننده
آن یک نظر مضر بود — بیرحم و غیرضروری.
created by imagination and not based on reality

پندارشی, تخیلی
داستان کاملاً تخیلی بود، از تخیل نویسنده بافته شده بود.
causing doubt or suspicion

مشکوک
کیفیت مشکوک محصول منجر به بسیاری از بازگشتها شد.
requiring great physical effort or energy

مصمم و پرانرژی
تمرین سخت او محدودیتهای فیزیکیاش را تحت فشار قرار داد.
extremely careful and attentive to details

موشکافانه, دقیق، باجزئیات
رویکرد محتاطانه او اطمینان داد که پروژه بیعیب کامل شد.
