سطح متوسط - آموزش، مطالعات و علوم
واژگان را برای صحبت درباره آموزش، تحصیلات، تحقیق و علوم به زبان فرانسوی بیاموزید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
élève qui fréquente l'école primaire

دانشآموز (ابتدایی)
این دانشآموز دبستانی مسابقه نقاشی را برنده شد.
élève qui fréquente le collège (école secondaire de 11 à 15 ans)

دانشآموز دورهی راهنمایی
یک دانشآموز دختر دوره راهنمایی کارنامه خود را به والدینش نشان میدهد.
personne qui enseigne, en particulier à l'école primaire

استاد, رئیس، صاحب، ارباب، مربی
این معلم سی سال تجربه دارد.
personne qui a réussi le baccalauréat, diplôme de fin d'études secondaires

دیپلمه, دارای مدرک متوسطه
او از سال گذشته فارغالتحصیل دبیرستان است.
qui a des capacités naturelles ou un talent particulier dans un domaine

با استعداد, مستعد
او از کودکی در نقاشی با استعداد است.
qui a un talent naturel ou des capacités exceptionnelles

مستعد, بااستعداد
این موسیقیدان جوان واقعاً با استعداد است.
qui possède une bonne éducation et des connaissances variées

بافرهنگ, فرهیخته
پدرش در تاریخ هنر بسیار فرهیخته است.
lieu où l'on sert des repas dans une école ou entreprise

سالن غذاخوری
کافهتریای شرکت غذاهای متعادل ارائه میدهد.
logement où l'on paie pour vivre et souvent pour manger

پانسیون, مهمانخانه شبانه روزی
sujet ou discipline étudiée à l'école ou à l'université

موضوع درسی, درس
ما هر روز سه ساعت درس داریم.
action d'apprendre quelque chose, en particulier par la pratique ou l'étude

یادگیری, فراگیری
یادگیری اغلب از طریق تکرار اتفاق میافتد.
présentation orale ou écrite sur un sujet précis

ارائه, کنفرانس
ارائه پاورپوینت او بسیار حرفهای بود.
liste des parties principales d'un livre ou résumé bref d'un texte

خلاصه, چکیده
در اینجا یک خلاصه سریع از مقاله است.
pause entre les cours dans une école

زنگ تفریح
زنگ تفریح 20 دقیقه در صبح طول میکشد.
petite calculatrice portable

ماشین حساب جیبی
این ماشین حساب علمی 20 یورو هزینه دارد.
ne pas assister volontairement à quelque chose (cours, réunion)

جیم زدن, در رفتن، نرفتن
دیروز دوباره کار را فرار کردی؟
action de s'inscrire officiellement à quelque chose, comme un cours ou une activité

ثبتنام, نامنویسی
او ثبتنام خود را به صورت آنلاین انجام داد.
apprendre à quelqu'un à vivre et à se comporter correctement

تعلیم دادن, تربیت کردن
مدرسه به آموزش دانشآموزان کمک میکند.
ne pas réussir un examen ou un projet

موفق نشدن, شکست خوردن
او شکست خورد در آزمون با فاصله کمی.
lieu équipé pour faire des expériences ou des analyses scientifiques

آزمایشگاه
محققان یک ویروس جدید در آزمایشگاه کشف کردند.
action ou observation faite pour étudier ou apprendre quelque chose

تجربه
من به لطف تجربه حرفهای خود چیزهای زیادی یاد گرفتم.
idée ou ensemble d'idées qui expliquent un phénomène

نظریه, تئوری
این نظریه رفتار ذرات را توضیح میدهد.
action de trouver ou de révéler quelque chose d'inconnu ou d'inattendu

کشف, دستاورد
کشف علمی در یک مجله بینالمللی منتشر شد.
ce qui est obtenu après une action, un travail ou un examen

نتیجه
آنها منتظر نتایج مسابقه هستند.
qui est clairement défini, exact et sans erreur

دقیق
ساعت اتمی بسیار دقیق است.
personne qui étudie ou travaille dans le domaine des sciences

دانشمند
ensemble des connaissances et des outils utilisés pour créer ou améliorer des appareils, machines ou méthodes

فنآوری, تکنولوژی
examiner quelque chose en détail pour en comprendre la nature ou les éléments

تجزیه تحلیل کردن, بررسی کردن
قبل از نتیجهگیری باید دادهها را تحلیل کرد.
création ou découverte de quelque chose de nouveau

ابتکار, خلاقیت
این ماشین یک اختراع مدرن بسیار مفید است.
examiner quelque chose pour s'assurer que c'est correct, vrai ou en bon état

بررسی کردن, بازبینی کردن، چک کردن، دوباره نگاه کردن
او همیشه قبل از بیرون رفتن درها را بررسی میکند.
