مهارت‌های واژگان SAT 3 - درس 46

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 3
valiant [صفت]
اجرا کردن

دلاور

Ex: The soldiers fought a valiant battle , refusing to surrender against overwhelming forces .

سربازان نبردی شجاعانه را جنگیدند و از تسلیم شدن در برابر نیروهای قوی‌تر خودداری کردند.

valorous [صفت]
اجرا کردن

دلاور

Ex: The team showed valorous determination , pushing through despite the difficult odds .

تیم عزم شجاعانه‌ای نشان داد، با وجود سختی‌ها پیش رفت.

utilitarian [صفت]
اجرا کردن

کاربردی

Ex: The bridge was built with a utilitarian style , prioritizing strength over beauty .

پل با سبکی کاربردی ساخته شد که استحکام را بر زیبایی ترجیح می‌داد.

typography [اسم]
اجرا کردن

اثر حروف‌نگاری

Ex: The newspaper underwent a redesign , with a renewed emphasis on modern typography to attract a younger readership .

روزنامه تحت بازطراحی قرار گرفت، با تأکید تجدیدشده بر تایپوگرافی مدرن برای جذب خوانندگان جوان‌تر.

sylph [اسم]
اجرا کردن

جن هوایی

Ex: In the story , a sylph whispered secrets to the hero .

در داستان، یک سیلف رازها را به قهرمان زمزمه کرد.

sylvan [صفت]
اجرا کردن

جنگلی

Ex:

پناهگاه یک فرار جنگلی از زندگی شهری ارائه می‌داد.

rife [صفت]
اجرا کردن

سرشار

Ex: The report indicated that the town was rife with corruption and unethical practices .

گزارش نشان داد که شهر پر از فساد و اعمال غیراخلاقی بود.

rift [اسم]
اجرا کردن

شکاف

Ex: The morning rift revealed a patch of blue sky .

شکاف صبحگاهی تکه‌ای از آسمان آبی را آشکار کرد.

quiescent [صفت]
اجرا کردن

بدون فعالیت

Ex: The software module is quiescent until triggered by user input .

ماژول نرم‌افزاری تا زمانی که توسط ورودی کاربر فعال شود، ساکن است.

pyre [اسم]
اجرا کردن

تل هیزم (برای سوزاندن جسد)

to opt [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: Considering dietary preferences , she opted for a vegetarian meal at the restaurant .

با در نظر گرفتن ترجیحات غذایی، او انتخاب کرد که در رستوران یک غذای گیاهی بخورد.

option [اسم]
اجرا کردن

گزینه

Ex: He considered all his options before making a decision about where to study .
optimism [اسم]
اجرا کردن

امیدواری

Ex: Even after the injury , he expressed optimism about returning to the game soon .

حتی پس از آسیب، او از خوش‌بینی خود درباره بازگشت زودهنگام به بازی خبر داد.