review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 3
valiant [صفت]
اجرا کردن

دلاور

Ex: She gave a valiant speech , defending her point of view despite the criticism .

او یک سخنرانی شجاعانه ایراد کرد و از دیدگاه خود دفاع کرد، علیرغم انتقادها.

valorous [صفت]
اجرا کردن

دلاور

Ex: Her valorous actions during the rescue saved many lives .

اقدامات شجاعانه او در طول نجات، جان بسیاری را نجات داد.

utilitarian [صفت]
اجرا کردن

کاربردی

Ex: She preferred utilitarian furniture that served multiple purposes .

او مبلمان کاربردی را ترجیح می‌داد که چندین منظور را خدمت می‌کرد.

typography [اسم]
اجرا کردن

اثر حروف‌نگاری

Ex: The online platform 's redesign included a focus on responsive typography , ensuring optimal readability across various devices and screen sizes .

طراحی مجدد پلتفرم آنلاین شامل تمرکز بر تایپوگرافی واکنش‌گرا بود، که خوانایی بهینه را در دستگاه‌ها و اندازه‌های مختلف صفحه‌نمایش تضمین می‌کرد.

sylph [اسم]
اجرا کردن

جن هوایی

Ex: Legends tell of sylphs dancing in the clouds .

افسانه‌ها از سیلف‌هایی حکایت می‌کنند که در ابرها می‌رقصند.

sylvan [صفت]
اجرا کردن

جنگلی

Ex: They wandered through the sylvan landscape, breathing in the scent of moss and bark.

آنها در منظره جنگلی پرسه می‌زدند و بوی خزه و پوست درخت را نفس می‌کشیدند.

rife [صفت]
اجرا کردن

سرشار

Ex: The internet is often rife with misinformation , making it hard to distinguish facts from rumors .

اینترنت اغلب پر از اطلاعات نادرست است، که تشخیص حقایق از شایعات را دشوار می‌کند.

rift [اسم]
اجرا کردن

شکاف

Ex: The photographer captured a rift in the stormy sky .

عکاس یک شکاف در آسمان طوفانی را ثبت کرد.

quiescent [صفت]
اجرا کردن

بدون فعالیت

Ex: Her emotions were quiescent , buried beneath a calm exterior .

احساسات او خاموش بودند، در زیر ظاهری آرام دفن شده بودند.

pyre [اسم]
اجرا کردن

تل هیزم (برای سوزاندن جسد)

Ex: Traditionally, bodies were placed on a pyre beside the river.

به طور سنتی، اجساد بر روی یک آتش‌گاه در کنار رودخانه قرار می‌گرفتند.

to opt [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: When faced with two job offers , she opted for the one with better career advancement opportunities .

وقتی با دو پیشنهاد شغلی روبرو شد، او گزینه‌ای را انتخاب کرد که فرصت‌های بهتری برای پیشرفت شغلی داشت.

option [اسم]
اجرا کردن

گزینه

Ex: There are several payment options available , including credit card and PayPal .

چندین گزینه پرداخت موجود است، از جمله کارت اعتباری و پی پال.

optimism [اسم]
اجرا کردن

امیدواری

Ex: Despite the storm , there was optimism that the event would still take place .

علیرغم طوفان، خوشبینی وجود داشت که رویداد همچنان برگزار خواهد شد.