to completely destroy or remove something

ریشهکن کردن, بهکلی نابود کردن، از بین بردن
دولت یک کمپین برای ریشهکن کردن فساد از نهادهایش راه اندازی کرد.
to end or destroy something entirely

از بین بردن, کشتن
شرکت یک استراتژی جدید برای از بین بردن ناکارآمدیها و بهبود بهرهوری کلی اجرا کرد.
(of an animal, plant, etc.) not having any living members, either due to natural causes, environmental changes, or human activity

منقرضشده
دانشمندان بیوقفه کار میکنند تا از انقراض گونههای بیشتر با مطالعه و حفاظت از حیوانات در معرض خطر و زیستگاههایشان جلوگیری کنند.
someone or something that gives money, clothes, etc. to a charity for free

نیکوکار, بخشنده، واهب، هبهکننده
هر اهداکننده برای کمک های سخاوتمندانه خود به بانک غذایی یک نامه تشکر دریافت کرد.
a person or institution that receives valuable resources

دریافتکنندهی اعانه, دریافتکننده کمک، تحت پوشش
to end by coming to a climactic point

به اوج رسیدن, منجر شدن به
سالهای سختکوشی آنها با انتشار پژوهششان به اوج رسید.
the highest or most advanced point reached after a period of development or effort

اوج, قله، حد اعلی، منتهیدرجه، سرانجام
برنده شدن در قهرمانی اوج سالها تمرین سخت و فداکاری بود.
a set of rules or directives made and maintained by an authority, especially in order to regulate conduct

آییننامه
a large collection of islands or the sea surrounding them

مجمعالجزایر
او از مجمعالجزایر گالاپاگوس دیدن کرد تا حیات وحش منحصر به فردی را ببیند.
someone or something serving as the very typical example of a thing or person

کهنالگو, نمونه بارز
a religious leader in Anglican Church whose rank is one level lower than a bishop

معاون اسقف
a bishop of the highest rank who is responsible for all the churches in a specific large area

اسقف اعظم
به عنوان یک اسقف اعظم، او نقش کلیدی در شکلدهی به جهت کلیسا در منطقه خود داشت.
to sway physically from side to side

نوسان کردن, جنبیدن، تلوتلو خوردن
شعله شمع در اتاق پر از جریان هوا نوسان میکرد و سایههای رقصانی روی دیوار میانداخت.
so hilarious that cheers people up

بسیار خندهدار
مهمانی پر از موسیقی خندهدار و رقص تمام شب بود.
an improvement or a positive change in a situation, especially in the economy or business

پیشرفت, ترقی
پس از یک دوره طولانی کاهش، بهبود قابل توجهی در بازار مسکن مشاهده شد.
the act of maintaining something in good condition

نگهداری, تعمیر، مرمت
نگهداری ساختمان برای جلوگیری از خرابی آن در طول زمان ضروری است.
to criticize someone for doing or saying something that one believes to be wrong

سرزنش کردن, ملامت کردن
مدیر به دلیل عدم رعایت مهلتها، تیم را سرزنش کرد.
