مهارت‌های واژگان SAT 3 - درس 32

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 3
panacea [اسم]
اجرا کردن

نوش‌دارو

Ex: The politician 's promise of a panacea for economic issues was met with skepticism .

قول سیاستمدار برای یک درمان همه‌جانبه برای مسائل اقتصادی با شک و تردید مواجه شد.

pandemonium [اسم]
اجرا کردن

جنجال

Ex: The courtroom was thrown into pandemonium when the verdict was announced .

هنگامی که حکم اعلام شد، دادگاه در هرج و مرج فرو رفت.

اجرا کردن

مستبد

Ex: He displayed an authoritarian attitude towards his subordinates .

او نگرش استبدادی نسبت به زیردستانش نشان داد.

autocrat [اسم]
اجرا کردن

دیکتاتور

Ex: He was known as an autocrat , maintaining power through fear and intimidation .

او به عنوان یک خودکامه شناخته می‌شد که قدرت را از طریق ترس و ارعاب حفظ می‌کرد.

excess [صفت]
اجرا کردن

اضافه

Ex: The doctor warned about the health risks associated with excess sugar consumption .

پزشک در مورد خطرات سلامتی مرتبط با مصرف زیاده از حد شکر هشدار داد.

to exceed [فعل]
اجرا کردن

بیشتر بودن

Ex: The company 's profits exceeded last year 's totals .

سود شرکت از مجموع سال گذشته فراتر رفت.

to reclaim [فعل]
اجرا کردن

پس گرفتن

Ex: After years of struggle , they were able to reclaim their independence .

پس از سال‌ها مبارزه، آن‌ها توانستند استقلال خود را بازپس بگیرند.

اجرا کردن

به خاطر آوردن

Ex: He recollected the lessons his parents taught him when facing difficult situations .

او به یاد آورد درس‌هایی که والدینش در مواجهه با موقعیت‌های دشوار به او آموخته بودند.

اجرا کردن

خسارت دادن

Ex: The company 's CEO personally apologized and offered to recompense customers affected by the product recall .

مدیرعامل شرکت شخصاً عذرخواهی کرد و پیشنهاد جبران خسارت به مشتریان آسیب‌دیده از فراخوان محصول را داد.

اجرا کردن

هماهنگ کردن

Ex: They reconciled the scheduling issues by adjusting everyone 's availability .

آنها با تنظیم دسترسی همه، مشکلات برنامه‌ریزی را برطرف کردند.

to recreate [فعل]
اجرا کردن

بازآفریدن

Ex: The artist recreated the scene from memory using vibrant colors .

هنرمند صحنه را از حافظه با استفاده از رنگ‌های زنده بازآفرینی کرد.

synergy [اسم]
اجرا کردن

همکاری

Ex: The partnership ’s synergy enhanced their ability to tackle complex challenges .

هم افزایی مشارکت، توانایی آنها را در مقابله با چالش‌های پیچیده افزایش داد.

symbiosis [اسم]
اجرا کردن

هم‌زیستی

Ex: The relationship between bees and flowering plants is an example of mutualistic symbiosis , with the bees pollinating the plants and obtaining nectar .

رابطه بین زنبورها و گیاهان گلدار نمونه‌ای از همزیستی متقابل است، که در آن زنبورها گیاهان را گرده‌افشانی می‌کنند و شهد به دست می‌آورند.

aural [صفت]
اجرا کردن

شنیداری

Ex: He preferred aural learning over reading .

او یادگیری شنیداری را به خواندن ترجیح داد.

syndrome [اسم]
اجرا کردن

سندرم

Ex: The "Stockholm Syndrome" is a well-known psychological phenomenon where hostages develop a bond with their captors.

"سندرم استکهلم" یک پدیده روانشناختی معروف است که در آن گروگان‌ها با گروگانگیران خود پیوند برقرار می‌کنند.