مهارت‌های واژگان SAT 3 - درس 2

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 3
to dupe [فعل]
اجرا کردن

گول زدن

Ex: Do n't be easily duped by offers that seem too good to be true .

به راحتی توسط پیشنهادهایی که به نظر خیلی خوب می‌رسند فریب نخورید.

duplicity [اسم]
اجرا کردن

دورویی

Ex: They were shocked at the duplicity of their supposed ally .

آن‌ها از دو رویی متحد ادعایی خود شوکه شده بودند.

agrarian [صفت]
اجرا کردن

کشاورزی

Ex: In agrarian regions , the rhythm of life is often dictated by the agricultural calendar .

در مناطق کشاورزی، ریتم زندگی اغلب توسط تقویم کشاورزی دیکته می‌شود.

inopportune [صفت]
اجرا کردن

نابه‌هنگام

Ex:

طوفان در نامناسب‌ترین زمان برای رویداد فضای باز رسید.

inordinate [صفت]
اجرا کردن

زیاده

Ex: His inordinate appetite for sweets led to health problems later in life .

اشتهای بی‌اندازه او برای شیرینی‌جات منجر به مشکلات سلامتی در زندگی بعدی شد.

vacuous [صفت]
اجرا کردن

پوچ یا بی‌معنی

Ex: The professor was unimpressed with the vacuous essays submitted by some students , noting a lack of critical analysis .

استاد از مقالات توخالی ارائه شده توسط برخی از دانشجویان تحت تأثیر قرار نگرفت و به کمبود تحلیل انتقادی اشاره کرد.

vacuum [اسم]
اجرا کردن

خلأ

Ex: The vacuum of space between celestial bodies is not completely empty but is characterized by extremely low density and pressure .

خلأ فضای بین اجرام آسمانی کاملاً خالی نیست اما با چگالی و فشار بسیار کم مشخص می‌شود.

militant [صفت]
اجرا کردن

جنگ‌طلب

Ex: They adopted a militant posture in the negotiations .
militarism [اسم]
اجرا کردن

نظامی‌گری

Ex: The government ’s shift towards militarism was evident in its increased defense budget and the promotion of military values and virtues in education and media .

تغییر جهت دولت به سمت نظامی‌گری در افزایش بودجه دفاعی و ترویج ارزش‌ها و فضایل نظامی در آموزش و رسانه مشهود بود.

to militate [فعل]
اجرا کردن

(بر ضد چیزی) عمل کردن

Ex:

بی‌ثباتی اقتصادی علیه سرمایه‌گذاری بلندمدت عمل می‌کند.

militia [اسم]
اجرا کردن

نیروی شبه‌نظامی

Ex: During the Revolutionary War , militias played a crucial role in securing victories against the British forces .

در طول جنگ انقلابی، شبه نظامیان نقش حیاتی در تضمین پیروزی‌ها علیه نیروهای بریتانیایی ایفا کردند.

apparent [صفت]
اجرا کردن

واضح

Ex: His apparent discomfort was evident from his body language .

ناراحتی آشکار او از زبان بدنش مشخص بود.

apparition [اسم]
اجرا کردن

شبح

Ex: The story tells of an apparition haunting the lighthouse .

داستان از یک شبح می‌گوید که فانوس دریایی را تسخیر کرده است.

dutiful [صفت]
اجرا کردن

وظیفه‌شناس

Ex: As a parent , she was dutiful in providing love , guidance , and support to her children .

به عنوان یک والد، او در ارائه عشق، راهنمایی و حمایت به فرزندانش وظیفه‌شناس بود.