مهارت‌های واژگان SAT 3 - درس 22

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 3
photometry [اسم]
اجرا کردن

نورسنجی

Ex: The art conservator employed photometry to ensure the museum 's lighting conditions did not degrade the vibrant colors of the paintings over time .

مرمت‌گر هنری از فتومتری استفاده کرد تا اطمینان حاصل کند که شرایط نورپردازی موزه با گذشت زمان رنگ‌های زنده نقاشی‌ها را تخریب نمی‌کند.

اجرا کردن

مطیع ساختن

Ex: They subordinated local customs to the national legal framework .
subsequent [صفت]
اجرا کردن

متعاقب

Ex: Subsequent research confirmed the initial findings of the study .

تحقیقات بعدی یافته‌های اولیه مطالعه را تأیید کرد.

subservient [صفت]
اجرا کردن

نوکرصفت

Ex: The company cultivated a culture where junior staff were expected to be subservient .

شرکت فرهنگی را پرورش داد که در آن از کارکنان تازه‌کار انتظار می‌رفت فرمانبردار باشند.

acute [صفت]
اجرا کردن

جدی

Ex: The financial crisis led to an acute downturn in the global economy .

بحران مالی منجر به رکود حاد در اقتصاد جهانی شد.

acumen [اسم]
اجرا کردن

تیزهوشی

Ex: With financial acumen , she made smart investments early .

با زیرکی مالی، او سرمایه‌گذاری‌های هوشمندانه‌ای را زود انجام داد.

bicameral [صفت]
اجرا کردن

دارای دو مجلس مقننه

Ex: Debates in a bicameral parliament often require approval from both chambers .

بحث‌ها در یک پارلمان دو مجلسی اغلب نیاز به تأیید از هر دو مجلس دارد.

اجرا کردن

دوشاخه کردن

Ex: The decision to expand the business led to a plan to bifurcate the company into two divisions .

تصمیم به گسترش کسب‌وکار منجر به برنامه‌ای برای تقسیم شرکت به دو بخش شد.

bilingual [صفت]
اجرا کردن

دوزبانه

Ex: Children raised in bilingual environments often develop a deep understanding of language and cultural nuances .

کودکانی که در محیط‌های دو زبانه بزرگ می‌شوند اغلب درک عمیقی از ظرافت‌های زبانی و فرهنگی پیدا می‌کنند.

fourth [صفت]
اجرا کردن

چهارم

Ex: Tim is in his fourth year of studying computer science at the university .

تیم در چهارمین سال تحصیل خود در رشته علوم کامپیوتر در دانشگاه است.

legionary [اسم]
اجرا کردن

سرباز لژیون

Ex: The young legionary was eager to prove his bravery .

سرباز لژیونر جوان مشتاق بود تا شجاعت خود را ثابت کند.