مهارت‌های واژگان SAT 3 - درس 12

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 3
referee [اسم]
اجرا کردن

داور

Ex: The referee issued a yellow card to the player for unsportsmanlike conduct after a particularly aggressive tackle .

داور پس از یک تکل به ویژه تهاجمی، به دلیل رفتار غیرورزشی به بازیکن کارت زرد نشان داد.

squalor [اسم]
اجرا کردن

کثافت‌کاری

Ex: He escaped a life of squalor and built a successful business .

او از یک زندگی کثیف گریخت و یک کسب‌وکار موفق ساخت.

pall [اسم]
اجرا کردن

کفن

Ex: The family lifted the pall before the burial began .
to palliate [فعل]
اجرا کردن

تسکین دادن

Ex: The therapist aimed to palliate the emotional distress of the patient through supportive counseling .

درمانگر قصد داشت از طریق مشاوره حمایتی، پریشانی عاطفی بیمار را تسکین دهد.

palliative [صفت]
اجرا کردن

تسکین‌دهنده

Ex:

مراقبت تسکینی بر راحتی بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن تمرکز دارد.

pallid [صفت]
اجرا کردن

رنگ‌پریده

Ex: The witness 's pallid demeanor suggested the traumatic nature of the event .

رنگ پریده بودن شاهد نشان دهنده ماهیت آسیب زای رویداد بود.

duress [اسم]
اجرا کردن

اجبار

Ex: She resisted giving information until she was under duress .

او تا زمانی که تحت اجبار قرار نگرفت از دادن اطلاعات مقاومت کرد.

norm [اسم]
اجرا کردن

هنجار

Ex: The teacher expected students to adhere to the academic norm of respectful behavior .

معلم انتظار داشت دانش‌آموزان به هنجار آکادمیک رفتار محترمانه پایبند باشند.

اجرا کردن

اعلام کردن

Ex: The activist enunciated the demands of the protest movement during the rally , rallying supporters to their cause .

فعال به وضوح بیان کرد خواسته‌های جنبش اعتراضی را در طول تجمع، و حامیان را به سوی هدفشان گرد آورد.

chimera [اسم]
اجرا کردن

خیال واهی

Ex: The vision of achieving immortality is often regarded as a chimera in scientific circles .

چشم‌انداز دستیابی به جاودانگی اغلب در محافل علمی به عنوان خیال در نظر گرفته می‌شود.

chimera [اسم]
اجرا کردن

کیمرا (اسطوره یونان باستان)