to separate something from a whole

جدا کردن, بریدن
برای کنترل گسترش آتش، آنها تصمیم گرفتند خط گاز را قطع کنند.
to a harsh, serious, or excessively intense degree

شدیداً, به شدت
او در انفجار شدیداً سوخت.
unable to be prevented or escaped

اجتنابناپذیر
پزشک توضیح داد که جراحی اجتناب ناپذیر بود تا وضعیت پزشکی را برطرف کند.
not looking for attention or approval

ساده, بیتکلف
رفتار بیتکلف او استعداد و هوش قابل توجهش را پنهان میکرد.
expressing or showing disapproval or negative judgment

نامطلوب, ناپسند
پیشنهاد، بررسیهای نامطلوب از کمیته دریافت کرد.
the act of following rules or regulations

پیروی (از قانون و غیره), تطبیق
رعایت کارکنان از پروتکلهای ایمنی برای حفظ یک محیط کار ایمن بسیار مهم است.
willingly obeying rules or doing what other people demand

پیرو مقررات
کارمند مطیع بدون پرسش به سیاستها و رویههای شرکت پایبند است.
a comment on a person's looks, behavior, achievements, etc. that expresses one's admiration or praise for them

تعریفوتمجید
او از تعریف در مورد صدای آوازش سرخ شد.
to join or associate with a group, organization, or network, forming a partnership or connection

به عنوان شعبه پذیرفتن
سازمانهای غیرانتفاعی اغلب با گروههای دیگر همکاری میکنند تا تأثیر خود را بر مسائل اجتماعی افزایش دهند.
a connection between a person, group, or organization and another entity, often involving membership, support, or shared identity

وابستگی, عضویت
کاندید هرگونه وابستگی با گروههای افراطی را تکذیب کرد.
(of plants or animals) found in many different regions and climates throughout the world

موجود در همه جا
a special design or sign that represents a nation, monarchy, etc.

نشانواره, آرم
نشان خانواده سلطنتی یک نشان است که در اسناد رسمی و اشیاء تشریفاتی استفاده میشود.
to display a symbolic design on a shield, surcoat, etc.

آراستن (با نشانهای نجابت خانوادگی)
