to declare something true or to be the case according to facts

دانستن, فرض کردن، فتوی دادن
to end or resolve a situation, especially a dispute

فیصله دادن
کمیته بر اساس معیارهای عملکرد، نتایج مسابقه را داوری خواهد کرد.
posing a hidden or sudden threat

خطرناک, گولزننده
یخ جادهها را در طول طوفان خطرناک کرد.
to satisfy a need such as thirst or hunger

برطرف کردن نیاز
تنقل کمک کرد تا گرسنگی او تا شام تسکین یابد.
to help ease mental or physical pain

تسکین دادن (درد)
حمام گرم گرفتن میتواند به کاهش تنش عضلانی پس از یک روز طولانی کمک کند.
a formal agreement or treaty establishing cooperation between nations or groups for shared objectives

ائتلاف
اتحادها سیاسی اغلب برای دستیابی به اهداف قانونگذاری که به چندین طرف سود میرسانند، شکل میگیرند.
causing harm or damage

مخرب, زیانآور
کمبود ورزش میتواند برای تناسب اندام و رفاه عمومی مضر باشد.
waste or debris produced by the disintegration or decomposition of organic or inorganic matter

ضایعات تجزیه
جریانهای اقیانوسی خردهریزهای پلاستیکی را به سواحل دورافتاده بردند و باعث نگرانیهای زیستمحیطی شدند.
the profession or practice of teaching

آموزش, تعلیم
معلمان مشتاق در آموزش و پرورش آموزش میبینند تا مهارتهای لازم برای تدریس مؤثر را توسعه دهند.
a principle that makes one doubtful or reluctant toward a morally wrong action

نهی اخلاقی
having a principle in mind to do the things that are morally right

درستکار, نانحلالخور
a great amount of speed in an activity, mostly because of a shortage in time

شتاب, سرعت، عجله
having characteristics, appearance, or behavior similar to a horse

مربوط به اسب, اسبی
صورت بلند و باریک او دارای پروفایل اسبمانند بود.
a person who teaches young people, often with a formal or traditional approach to instruction

معلم
به عنوان یک پداگوگ باتجربه، او با روشهای سختگیرانهاش نسلهایی از دانشآموزان را شکل داد.
