to attach a document to another, especially in formal or legal writings

ضمیمه کردن, پیوستن
لطفاً به یاد داشته باشید که رسیدها را به گزارش هزینههای خود ضمیمه کنید تا بازپرداخت شود.
to write explanatory notes, typically as a general activity

(معنی کلمات یا عبارات) زیرنویس کردن, میان خطوط نوشتن
او آرام نشست و در طول سخنرانی حاشیهنویسی کرد.
depending on certain conditions or factors, making something possible to occur but not certain

ممکن, رویدادپذیر، شانسی، اتفاقی
حضور او در رویداد مشروط به اتمام کارش به موقع بود.
an event or situation that might happen

احتمال, امکان، شانس
طرح، رویدادهای احتمالی را که ممکن است پروژه را به تأخیر بیندازد، در نظر میگیرد.
having the quality of being divided, especially by a number

بخشپذیر, قابل تقسیم، قابل قسمت
causing disagreement or hostility by creating strong differences of opinion among people

تفرقهانگیز, اختلافبرانگیز
نظرات تفرقهانگیز او در شبکههای اجتماعی بحثهای داغی را در میان دنبالکنندگانش برانگیخت.
(mathematics) the number that divides another number in a division problem

مقسومعلیه
مقسومعلیههای 24 عبارتند از 1، 2، 3، 4، 6، 8، 12 و 24.
to bring an end to the anger of a person, ghost, spirit, or god by pleasing them

دل (کسی را) به دست آوردن
او سعی کرد با عذرخواهی صمیمانه و هدیهای متفکرانه رئیس عصبانی خود را آرام کند.
having a high probability of producing a successful result

مناسب, مساعد
شاخصهای اقتصادی مطلوب برای سرمایهگذارانی که به دنبال فرصتهای امیدوارکننده بودند مساعد بود.
to repeat something but only mentioning the major points

خلاصه کردن, به اختصار تکرار کردن
a supporter who usually speaks publicly in favor of a theory, idea, or plan

حامی, پیشنهادکننده
to suddenly move back in response to something surprising, frightening, or unpleasant

یکه خوردن, عقب نشستن
او از دیدن تصادف وحشتناک به عقب کشید، قادر به نگاه کردن به صحنه نبود.
(of an unpleasant or harmful thing) happening again, often after a period of improvement

بازگشتنی, برگشتنی، عودکننده
achieving the intended or desired result

مؤثر, مفید
مهارتهای ارتباطی موثر او به او اجازه داد تا اختلافات را به صورت مسالمتآمیز حل کند.
having the power to achieve a desired outcome or make a strong impression

مؤثر, مفید، نتیجهبخش
دارو در تسکین سریع علائم بیمار موثر بود.
to send someone accused of a crime to the place where the crime happened or where they are wanted for legal matters

استرداد کردن
دولت خواستار استرداد قاچاقچی بینالمللی مواد مخدر برای محاکمه به دلیل قاچاق مواد مخدر شد.
the legal process of sending a person accused or convicted of a crime from one country to another

استرداد مجرم
معاهدات استرداد مجرمین بین بسیاری از کشورها وجود دارد.
to alter something in order to make it less extreme or intense

از قدرت یا شدت چیزی کاستن
درمانگر پیشنهاد کرد که روال تمرین را تغییر دهد تا برای بیمار کمتر خستهکننده باشد.
the act of making small changes in something, usually for an enhancement

تغییر, اصلاح
او چند تغییر در طراحی ایجاد کرد تا عملکرد آن را بهبود بخشد.
