فهرست واژگان سطح C2 - Law

در اینجا تمام واژه‌های اساسی برای صحبت در مورد قانون را یاد خواهید گرفت، که به طور ویژه برای زبان‌آموزان سطح C2 جمع‌آوری شده‌اند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
litigant [اسم]
اجرا کردن

طرف دعوا

Ex: As a litigant in the divorce proceedings , Sarah sought legal representation to protect her interests and assets .

به عنوان یک طرف دعوا در مراحل طلاق، سارا به دنبال نمایندگی حقوقی برای محافظت از منافع و دارایی‌های خود بود.

اجرا کردن

خسارات تنبیهی

Ex: The court imposed punitive damages on the employer who engaged in discriminatory practices to discourage workplace discrimination .

دادگاه خسارات تنبیهی را بر کارفرمایی که در اقدامات تبعیض‌آمیز درگیر بود تا تبعیض در محیط کار را کاهش دهد، تحمیل کرد.

intestacy [اسم]
اجرا کردن

بی‌وصیت‌بودن

Ex: The attorney explained the consequences of intestacy to the client , emphasizing the importance of creating a valid will .

وکیل عواقب مرگ بدون وصیت را به موکل توضیح داد و بر اهمیت تهیه وصیت‌نامه معتبر تأکید کرد.

bar [اسم]
اجرا کردن

نرده‌های دادگاه که جایگاه قاضی و متهم را از هم جدا می‌کنند

Ex: The witness stood behind the witness bar while giving testimony .

شاهد پشت نرده شاهد ایستاد در حالی که شهادت می‌داد.

litigator [اسم]
اجرا کردن

وکیل دادگستری

Ex: The litigator prepared extensively for the trial , gathering evidence and building a compelling case for the client .

وکیل دادگستری به طور گسترده برای محاکمه آماده شد، شواهد را جمع آوری کرد و پرونده ای قانع کننده برای موکل ساخت.

اجرا کردن

علت احتمالی

Ex: The prosecutor presented evidence establishing probable cause for the indictment of the suspect .

دادستان شواهدی ارائه کرد که دلیل محتمل برای اتهام متهم را ثابت می‌کند.

barrister [اسم]
اجرا کردن

وکیل دادگستری

Ex: In the British legal system , barristers are distinguished from solicitors by their role as advocates who represent clients in court .

در نظام حقوقی بریتانیا، وکلا از سولیسیترها به دلیل نقششان به عنوان مدافعانی که از موکلان در دادگاه دفاع می‌کنند، متمایز می‌شوند.

injunction [اسم]
اجرا کردن

دستور قضایی

Ex: A temporary injunction was granted , halting the eviction process until the case could be reviewed .

یک حکم موقت صادر شد که روند تخلیه را تا زمان بررسی پرونده متوقف کرد.

affidavit [اسم]
اجرا کردن

سوگندنامه

Ex: The judge accepted the affidavit as admissible evidence , considering it relevant to the proceedings .

قاضی سوگندنامه را به عنوان مدرک قابل قبول پذیرفت، با توجه به اینکه آن را مرتبط با رسیدگی دانست.

deposition [اسم]
اجرا کردن

گواهی

Ex: The defendant 's attorney used the deposition to challenge the credibility of the opposing party 's statements .

وکیل متهم از شهادت برای به چالش کشیدن اعتبار اظهارات طرف مقابل استفاده کرد.

notary [اسم]
اجرا کردن

سردفتر اسناد رسمی

Ex: As a notary , she is authorized to administer oaths and affirmations and certify the execution of various legal documents .

به عنوان یک سردفتر، او مجاز به اداره سوگندها و تأییدیه‌ها و گواهی اجرای اسناد قانونی مختلف است.

adjournment [اسم]
اجرا کردن

تعویق

Ex: The council declared an adjournment after completing the agenda items for the day .

شورا پس از تکمیل موارد دستور جلسه روز، تعویق اعلام کرد.

acquittal [اسم]
اجرا کردن

تبرئه

Ex: The acquittal marked the end of a long legal battle for the accused , who maintained their innocence throughout the proceedings .

تبرئه پایان نبردی حقوقی طولانی برای متهم را نشان داد، کسی که در طول رسیدگی‌ها بر بی‌گناهی خود پافشاری کرد.

infraction [اسم]
اجرا کردن

تخلف

Ex: Speeding is one of the most common traffic infractions that can result in fines or license suspension .

سرعت غیرمجاز یکی از رایج‌ترین تخلفات ترافیکی است که می‌تواند منجر به جریمه یا تعلیق گواهینامه شود.

indictment [اسم]
اجرا کردن

اتهام

Ex: The prosecutor presented compelling evidence to secure the indictment of the alleged perpetrator .

دادستان شواهد قانع کننده‌ای را برای تضمین اتهام متهم ارائه داد.

parole [اسم]
اجرا کردن

عفو مشروط

Ex: Violating the terms of parole can result in the revocation of parole and the return to prison to serve the remainder of the original sentence .

تخطی از شرایط آزادی مشروط می‌تواند منجر به لغو آزادی مشروط و بازگشت به زندان برای تحمل باقی‌مانده محکومیت اصلی شود.

subpoena [اسم]
اجرا کردن

احضاریه

Ex: The defense attorney sought a subpoena to obtain video footage crucial to the case from a third party .

وکیل مدافع درخواست احضاریه داد تا فیلم‌های ویدیویی مهم برای پرونده را از یک شخص ثالث به دست آورد.

remit [اسم]
اجرا کردن

ارسال پرونده حقوقی از یک دادگاه به دادگاه دیگر

Ex: The parole board considered the remit of the inmate 's sentence based on their exemplary behavior and commitment to rehabilitation .

هیئت عفو مشروط ارجاع حکم زندانی را بر اساس رفتار نمونه‌وار و تعهد به بازپروری او در نظر گرفت.

tort [اسم]
اجرا کردن

تخلف

Ex: Intentional infliction of emotional distress is a tort claim that arises when one person deliberately causes severe emotional harm to another .

ایجاد عمدی پریشانی عاطفی یک ادعای تعدی است که زمانی مطرح می‌شود که یک شخص عمداً به دیگری آسیب عاطفی شدیدی وارد کند.

ordinance [اسم]
اجرا کردن

حکم

Ex: Residents were asked to comply with the water conservation ordinance during the drought .
اجرا کردن

استرداد کردن

Ex: Despite attempts to resist , the accused was extradited to the United States to face charges of cybercrime .

علیرغم تلاش‌ها برای مقاومت، متهم به ایالات متحده تحویل داده شد تا با اتهامات جرایم سایبری روبرو شود.

اجرا کردن

دعوی را استماع و قضاوت کردن

Ex: By the end of the day , the court will have hopefully adjudicated all pending disputes .

تا پایان روز، امیدواریم دادگاه تمام اختلافات معلق را حکم داده باشد.

to annex [فعل]
اجرا کردن

ضمیمه کردن

Ex: The report will annex a detailed map for better illustration .

گزارش یک نقشه دقیق را برای تصویرسازی بهتر ضمیمه خواهد کرد.

to exempt [فعل]
اجرا کردن

معاف کردن

Ex: The company decided to exempt employees with medical conditions from the mandatory vaccination policy .

شرکت تصمیم گرفت کارکنان با شرایط پزشکی را از سیاست واکسیناسیون اجباری معاف کند.

to remand [فعل]
اجرا کردن

تعویض دادرسی کیفری کردن

Ex:

دادستان درخواست کرد که دادگاه متهم را به دلیل جدیت اتهامات به بازداشت بازگرداند.

to infringe [فعل]
اجرا کردن

نقض کردن

Ex: The new policy was implemented to prevent employees from inadvertently infringing company guidelines .

سیاست جدید برای جلوگیری از تخطی ناخواسته کارمندان از دستورالعمل‌های شرکت اجرا شد.

اجرا کردن

تحت فشار قرار دادن شاهدها

Ex: To prevent witness tampering , the court ordered protective measures for the witnesses involved in the high-profile case .

برای جلوگیری از دستکاری شاهد، دادگاه اقدامات حفاظتی را برای شاهدان درگیر در پرونده پرسر و صدا دستور داد.

to perjure [فعل]
اجرا کردن

شهادت دروغ دادن (دادگاه)

Ex: Lawyers advise their clients never to perjure in order to avoid additional legal trouble .

وکلا به موکلان خود توصیه می‌کنند که هرگز شهادت دروغ ندهند تا از مشکلات قانونی بیشتر جلوگیری شود.

to annul [فعل]
اجرا کردن

فسخ کردن

Ex: To annul a legal agreement , one must usually demonstrate that it was formed under conditions that violate the law .

برای ابطال یک توافق قانونی، معمولاً باید ثابت شود که تحت شرایطی تشکیل شده است که قانون را نقض می‌کند.

to co-sign [فعل]
اجرا کردن

به‌طور مشترک امضا کردن

Ex:
فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement