فهرست واژگان سطح C2 - بازیابی و درمان

در اینجا شما تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد بهبودی و درمان را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
اجرا کردن

ایمنی‌درمانی

Ex: Some cancer treatments include a combination of chemotherapy and immunotherapy .

برخی از درمان‌های سرطان شامل ترکیبی از شیمی‌درمانی و ایمونوتراپی می‌شوند.

اجرا کردن

درمان

Ex: Physical therapy interventions aim to improve mobility and reduce pain .

مداخلات فیزیوتراپی با هدف بهبود تحرک و کاهش درد انجام می‌شوند.

اجرا کردن

دارودرمانی

Ex: Adherence to drug therapy is essential for achieving optimal treatment outcomes and preventing disease progression .

پایبندی به درمان دارویی برای دستیابی به نتایج بهینه درمان و جلوگیری از پیشرفت بیماری ضروری است.

remission [اسم]
اجرا کردن

بهبود (علائم بیماری)

Ex: The medication helped bring her chronic illness into remission , allowing her to enjoy a higher quality of life .
اجرا کردن

تحریک عمقی مغز

Ex: The effectiveness of deep brain stimulation can vary , and adjustments to the device 's settings are often needed to achieve the best results .

اثربخشی تحریک عمقی مغز می‌تواند متفاوت باشد، و اغلب برای دستیابی به بهترین نتایج، تنظیمات دستگاه نیاز به تغییر دارد.

اجرا کردن

بهبودی

Ex: The patient was transferred to a rehabilitation center to continue his recuperation in a supportive environment .

بیمار به یک مرکز توانبخشی منتقل شد تا بهبودی خود را در یک محیط حمایتی ادامه دهد.

اجرا کردن

احیا

Ex: Training in basic life support and resuscitation techniques can equip bystanders to help save lives in emergency situations .

آموزش در تکنیک‌های پایه حمایت از زندگی و احیاء می‌تواند به افراد حاضر در صحنه کمک کند تا در شرایط اضطراری به نجات جان‌ها کمک کنند.

اجرا کردن

دوران نقاهت

Ex: The patient ’s convalescence was monitored closely by a nurse who visited regularly to check on his progress and administer necessary treatments .

دوران نقاهت بیمار به دقت توسط پرستاری که به طور منظم برای بررسی پیشرفت او و انجام درمان‌های لازم مراجعه می‌کرد، تحت نظر بود.

اجرا کردن

درمان از طریق تخریب بافت

Ex: After undergoing ablation therapy for his prostate condition , he experienced significant relief from his symptoms .

پس از انجام درمان ابلیشن برای وضعیت پروستاتش، او تسکین قابل توجهی از علائم خود را تجربه کرد.

اجرا کردن

توان‌بخشی ریوی

Ex: She noticed significant improvements in her daily activities and energy levels after completing the pulmonary rehabilitation program .

او پس از اتمام برنامه بازتوانی ریوی، بهبودهای قابل توجهی در فعالیت‌های روزمره و سطح انرژی خود مشاهده کرد.

اجرا کردن

توان‌بخشی

Ex: Physical therapy is a key part of rehabilitation after surgery .
adjuvant [اسم]
اجرا کردن

ماده‌ای که اثر واکسن را افزایش می‌دهد

Ex: Understanding the role of adjuvants is essential for comprehensive care .

درک نقش ادجوانت‌ها برای مراقبت جامع ضروری است.

اجرا کردن

نای‌شکافی

Ex: Doctors perform tracheostomies to clear airway obstructions .

پزشکان تراکئوستومی انجام می‌دهند تا انسداد مجاری هوایی را برطرف کنند.

اجرا کردن

فوتوداینامیک تراپی

Ex: Photodynamic therapy is minimally invasive and can be used to treat various medical conditions , including age-related macular degeneration and some bacterial infections .

درمان فوتودینامیک کم تهاجمی است و می‌تواند برای درمان شرایط پزشکی مختلف، از جمله دژنراسیون ماکولا مرتبط با سن و برخی عفونت‌های باکتریایی استفاده شود.

اجرا کردن

پیوند مغز استخوان

Ex: Post bone marrow transplantation , the patient remained in isolation to prevent infections while their immune system gradually rebuilt itself .

پس از پیوند مغز استخوان، بیمار برای جلوگیری از عفونت‌ها در انزوا باقی ماند در حالی که سیستم ایمنی بدنش به تدریج خود را بازسازی می‌کرد.

prophylaxis [اسم]
اجرا کردن

پیشگیری

Ex: Prophylaxis is an integral part of healthcare strategies for disease control and prevention .

پروفیلاکسی بخش جدایی‌ناپذیری از استراتژی‌های مراقبت بهداشتی برای کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها است.

to mend [فعل]
اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: The physical therapist provided exercises and stretches to help mend the patient 's injured back .

فیزیوتراپیست تمرین‌ها و کشش‌هایی را برای کمک به ترمیم کمر آسیب‌دیده بیمار ارائه داد.

اجرا کردن

دوره نقاهت را گذراندن

Ex: She used her vacation time to convalesce from a severe case of pneumonia , ensuring she returned to work fully recovered .

او از زمان تعطیلات خود برای بهبود یافتن از یک مورد شدید ذات‌الریه استفاده کرد، مطمئن شد که کاملاً بهبود یافته به کار بازگردد.

اجرا کردن

جان سالم به در بردن

Ex: The athlete faced a career-threatening injury but , with determination and rehabilitation , pulled through and returned to the game .

ورزشکار با مصدومیتی تهدیدکنندهٔ حرفه‌ای روبرو شد اما، با عزم و توانبخشی، از پس آن برآمد و به بازی بازگشت.

اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: She spent her vacation at a beach resort to relax and recuperate from the stress of work .

او تعطیلات خود را در یک استراحتگاه ساحلی گذراند تا استراحت کند و از استرس کار بهبود یابد.

to rally [فعل]
اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: The supportive care provided by his family and medical team helped him rally and overcome the challenges of recuperating from the accident .

مراقبت‌های حمایتی ارائه شده توسط خانواده و تیم پزشکی به او کمک کرد تا بهبود یابد و بر چالش‌های بهبودی از تصادف غلبه کند.

اجرا کردن

قوت دادن

Ex: The mentor 's encouraging words invigorated the team 's enthusiasm for the project .

کلمات تشویقی مربی، اشتیاق تیم را برای پروژه تقویت کرد.

اجرا کردن

احیا کردن

Ex: He learned CPR so he could resuscitate his friend if needed .

او CPR را یاد گرفت تا در صورت لزوم بتواند دوستش را احیاء کند.

remedial [صفت]
اجرا کردن

درمانی

Ex: The doctor prescribed a remedial medication to control the patient 's high cholesterol .

پزشک یک داروی درمانی برای کنترل کلسترول بالای بیمار تجویز کرد.

palliative [صفت]
اجرا کردن

تسکین‌دهنده

Ex:

مراقبت تسکینی بر راحتی بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن تمرکز دارد.

therapeutic [صفت]
اجرا کردن

درمانی

Ex: Breathing exercises are part of therapeutic interventions .

تمرینات تنفسی بخشی از مداخلات درمانی هستند.

restorative [صفت]
اجرا کردن

التیام‌بخش

Ex: A warm bath can be incredibly restorative after a long day .

یک حمام گرم می‌تواند پس از یک روز طولانی به طرز باورنکردنی تجدید کننده قوا باشد.

اجرا کردن

کایروپراکتیک

Ex:

کلینیک کایروپراکتیک یک رویکرد جامع به مراقبت های بهداشتی ارائه می دهد که شامل تنظیم ستون فقرات، درمان ورزشی و مشاوره سبک زندگی است.

اجرا کردن

احیاکننده

Ex:

روال مراقبت از پوست احیاءکننده شامل یک ماسک صورت طراوت‌بخش برای بازگرداندن درخشش طبیعی پوست بود.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement