کلمات انگلیسی برای "دولت" | واژگان C2

در اینجا شما تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد دولت را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
اجرا کردن

مراسم تحلیف

Ex: The inauguration speech outlines the leader 's vision and priorities for their term in office .

سخنرانی آغاز به کار، چشمانداز و اولویتهای رهبر برای دوره تصدی خود را ترسیم می‌کند.

اجرا کردن

سرمایه‌داری رفاقتی

Ex: Transparency and accountability are essential in combating crony capitalism and ensuring a level playing field for all businesses .

شفافیت و پاسخگویی در مبارزه با سرمایه‌داری رفاقتی و تضمین زمین بازی برابر برای همه کسب‌وکارها ضروری است.

inaugural [اسم]
اجرا کردن

سخنرانی رئیس جمهور تازه‌منتخب ایالات متحده

Ex:

شهروندان در National Mall جمع شدند تا شاهد سخنرانی قدرتمند آغازین باشند که تن برنامه‌های رئیس‌جمهور را تعیین کرد.

demagogue [اسم]
اجرا کردن

سیاستمدار عوام‌فریب

Ex: Despite his lack of substantive policies , the demagogue captivated audiences with his charismatic personality and promises of change .

علیرغم کمبود سیاست‌های اساسی، عوام‌فریب با شخصیت کاریزماتیک و وعده‌های تغییر خود مخاطبان را مجذوب کرد.

اجرا کردن

شهرداری

Ex: The municipality issued permits for local construction projects .
اجرا کردن

کنفدراسیون

Ex: The confederation of states agreed to share resources .
entente [اسم]
اجرا کردن

توافق (بین ملت‌ها)

Ex: A diplomatic entente was established between the superpowers , fostering collaboration on environmental issues and technological advancements .

یک توافق دیپلماتیک بین ابرقدرت‌ها برقرار شد که همکاری در مورد مسائل زیست‌محیطی و پیشرفت‌های فناوری را تقویت می‌کند.

kleptocracy [اسم]
اجرا کردن

دزد سالاری

Ex: International efforts are often needed to combat kleptocracy , including sanctions and measures to freeze illicit assets held by corrupt officials .

برای مبارزه با کلپتوکراسی، اغلب تلاش‌های بین‌المللی مورد نیاز است، از جمله تحریم‌ها و اقدامات برای مسدود کردن دارایی‌های غیرقانونی که توسط مقامات فاسد نگهداری می‌شوند.

veto [اسم]
اجرا کردن

حق وتو

Ex: The president has the constitutional veto over bills passed by Congress .
plutocracy [اسم]
اجرا کردن

توانگرسالاری

Ex: The public protest aimed to address concerns about the growing influence of corporate interests , framing the issue as a struggle against plutocracy .

اعتراض عمومی با هدف رسیدگی به نگرانی‌ها درباره نفوذ روزافزون منافع شرکتی صورت گرفت و مسئله را به عنوان مبارزه‌ای علیه پلوتوکراسی مطرح کرد.

sovereignty [اسم]
اجرا کردن

حاکمیت

Ex: The struggle for sovereignty was a key theme in the nation 's history , marked by efforts to resist external domination .

مبارزه برای حاکمیت یک موضوع کلیدی در تاریخ ملت بود که با تلاش‌ها برای مقاومت در برابر سلطه خارجی مشخص شد.

اجرا کردن

آغاز کردن

Ex: They inaugurate the program next week .

آن‌ها برنامه را هفته آینده رسمی می‌کنند.

to levy [فعل]
اجرا کردن

اعمال و جمع‌آوریِ هزینه‌ها، مالیات و غیره

Ex: The government levied a new tax on imported goods last year .

دولت سال گذشته مالیات جدیدی بر کالاهای وارداتی تحمیل کرد.

اجرا کردن

کمک‌هزینه دادن

Ex: Educational institutions may be subsidized to make quality education more accessible .

موسسات آموزشی ممکن است یارانه دریافت کنند تا آموزش با کیفیت را در دسترس‌تر کنند.

اجرا کردن

تمرکززدایی کردن

Ex: The political reforms sought to decentralize governance , granting provinces more autonomy in decision-making to better address local issues .

اصلاحات سیاسی به دنبال عدم تمرکز حکومت بود، که به استان‌ها استقلال بیشتری در تصمیم‌گیری می‌داد تا مسائل محلی را بهتر حل کنند.

to ratify [فعل]
اجرا کردن

تصویب کردن

Ex: Following the peace talks , the warring factions signed an accord to ratify the ceasefire and initiate the peace process .

پس از مذاکرات صلح، جناح‌های درگیر یک توافقنامه برای تصویب آتش‌بس و آغاز فرآیند صلح امضا کردند.

اجرا کردن

to place under the authority or jurisdiction of a federal government

Ex: The authorities federalized utilities to regulate operations across states .
coronation [اسم]
اجرا کردن

تاج‌گذاری

Ex: Traditional music and choirs often accompany the coronation ceremony , adding a sense of grandeur and solemnity .

موسیقی سنتی و گروه‌های کر اغلب مراسم تاج‌گذاری را همراهی می‌کنند، که احساسی از عظمت و رسمیت را اضافه می‌کند.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace شکل‌ها اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فردی
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
صفات شخصی حالات عاطفی برانگیختن احساسات احساسات
پویایی‌های روابط و ارتباطات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی نظم و اجازه توصیه و تأثیر
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل‌دهی
جنبش‌ها آماده‌سازی غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی‌ها و روال‌ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب‌وکار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامت بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement