فهرست واژگان سطح C2 - وضعیت سلامتی

در اینجا شما تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد وضعیت سلامت را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
palpitation [اسم]
اجرا کردن

تپش قلب

Ex: Palpitations accompanied by dizziness and shortness of breath can be signs of an underlying heart condition and should be evaluated by a healthcare professional .

تپش قلب همراه با سرگیجه و تنگی نفس می‌تواند نشانه‌ای از یک بیماری قلبی زمینه‌ای باشد و باید توسط یک متخصص بهداشت و درمان ارزیابی شود.

pneumonia [اسم]
اجرا کردن

سینه‌پهلو

Ex: The doctor prescribed antibiotics to treat the bacterial pneumonia infection and recommended supportive care to alleviate symptoms .

پزشک آنتی‌بیوتیک‌ها را برای درمان عفونت پنومونی باکتریایی تجویز کرد و مراقبت حمایتی را برای کاهش علائم توصیه کرد.

catarrh [اسم]
اجرا کردن

زکام (پزشکی)

Ex: Chronic catarrh can be bothersome , causing nasal congestion and frequent throat clearing .

کاتار مزمن می‌تواند آزاردهنده باشد، باعث گرفتگی بینی و پاکسازی مکرر گلو می‌شود.

malaise [اسم]
اجرا کردن

بیمارگونگی

Ex: The doctor noted that malaise can be a nonspecific symptom indicating an underlying health issue , such as an infection or chronic illness .

پزشک خاطرنشان کرد که ناخوشی می‌تواند یک علامت غیراختصاصی باشد که نشان‌دهنده یک مشکل سلامتی زمینه‌ای، مانند عفونت یا بیماری مزمن است.

contagion [اسم]
اجرا کردن

بیماری مسری

Ex: The school 's nurse educated students about the importance of vaccination in preventing the spread of contagion .

پرستار مدرسه دانش‌آموزان را درباره اهمیت واکسیناسیون در جلوگیری از گسترش بیماری مسری آموزش داد.

congestion [اسم]
اجرا کردن

احتقان

Ex: Steam inhalation is a natural remedy that can help alleviate chest congestion and improve breathing .

استنشاق بخار یک درمان طبیعی است که می‌تواند به کاهش احتقان قفسه سینه و بهبود تنفس کمک کند.

lesion [اسم]
اجرا کردن

جراحت

Ex: The cut resulted in a painful lesion .
ulcer [اسم]
اجرا کردن

زخم

Ex: Stress and excessive use of NSAIDs were identified as contributing factors to the development of her stomach ulcer .

استرس و استفاده بیش از حد از NSAIDs به عنوان عوامل موثر در ایجاد زخم معده او شناسایی شدند.

pathogen [اسم]
اجرا کردن

عامل بیماری‌زا

Ex: Proper hand hygiene and sanitation practices are crucial in preventing the spread of pathogens in healthcare settings .

بهداشت مناسب دست و روش‌های بهداشتی در جلوگیری از گسترش عوامل بیماری‌زا در محیط‌های مراقبت‌های بهداشتی بسیار مهم هستند.

اجرا کردن

بیماری خفیف

Ex: The actress regretfully announced her indisposition , leading to the cancellation of the scheduled performance .

بازیگر با افسوس از ناخوشی خود خبر داد که منجر به لغو اجرای برنامه‌ریزی شده شد.

bout [اسم]
اجرا کردن

دوره بیماری

Ex: The boxer trained rigorously to prepare for his upcoming bout in the championship match .

بوکسور به شدت تمرین کرد تا برای مسابقه پیش رو در مسابقه قهرمانی آماده شود.

اجرا کردن

بیمار‌ صفر

Ex: The search for patient zero in the recent outbreak has led to significant advancements in epidemiology .

جستجوی بیمار صفر در شیوع اخیر منجر به پیشرفت‌های قابل توجهی در اپیدمیولوژی شده است.

anorexic [اسم]
اجرا کردن

فرد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی

Ex: Many anorexics struggle with feelings of isolation and need a strong support system to help them through their journey .

بسیاری از بی‌اشتهاها با احساسات انزوا دست و پنجه نرم می‌کنند و به یک سیستم حمایتی قوی نیاز دارند تا در سفرشان به آنها کمک کند.

morbidity [اسم]
اجرا کردن

گسترش بیماری در بین جمعیت

Ex: Workplace safety measures aim to reduce occupational morbidity .

اقدامات ایمنی در محل کار به منظور کاهش موربیدیتی شغلی است.

malady [اسم]
اجرا کردن

بیماری

Ex: Despite extensive testing , the exact cause of his malady remained unknown , leaving doctors perplexed .

علیرغم آزمایش‌های گسترده، علت دقیق بیماری او ناشناخته باقی ماند و پزشکان را متحیر کرد.

affliction [اسم]
اجرا کردن

درد

Ex: Despite the medication , her affliction persisted , causing constant and excruciating pain .

علیرغم دارو، رنج او ادامه یافت و باعث درد مداوم و شدید شد.

اجرا کردن

فردی که بیش از حد نگران سلامتی خود است

Ex: The valetudinarian reactions to common ailments often resulted in overuse of healthcare resources .

واکنش‌های خودبیمارانگارانه به بیماری‌های شایع اغلب منجر به استفاده بیش از حد از منابع بهداشتی می‌شد.

spry [صفت]
اجرا کردن

چابک و پرانرژی

Ex:

شهروند مسن چالاک همه را با حرکات سریع و زیبایش روی زمین رقص شگفت‌زده کرد.

anemic [صفت]
اجرا کردن

کم‌خون (پزشکی)

Ex: Anemic patients often require regular monitoring of their blood counts and may need to make dietary changes or receive iron infusions to improve their condition .

بیماران کم‌خون اغلب نیاز به نظارت منظم بر شمارش خون خود دارند و ممکن است نیاز به تغییر رژیم غذایی یا دریافت تزریق آهن برای بهبود وضعیت خود داشته باشند.

ailing [صفت]
اجرا کردن

بیمار

Ex:

او آخر هفته‌های خود را به مراقبت از مادربزرگ مریض خود می‌گذراند.

sallow [صفت]
اجرا کردن

زرد و رنگ‌پریده (بر اثر بیماری)

Ex: The stress of the demanding project resulted in a sallow complexion , signaling the need for a break .

استرس پروژه پرتقاضا منجر به رنگ چهره زرد شد، که نشان‌دهنده نیاز به استراحت بود.

spent [صفت]
اجرا کردن

خسته

Ex: After hours of intense work, she was mentally spent and needed some time to unwind.

پس از ساعات کار شدید، او از نظر ذهنی خسته بود و به زمانی برای استراحت نیاز داشت.

pallid [صفت]
اجرا کردن

رنگ‌پریده

Ex: The witness 's pallid demeanor suggested the traumatic nature of the event .

رنگ پریده بودن شاهد نشان دهنده ماهیت آسیب زای رویداد بود.

enervated [صفت]
اجرا کردن

ضعیف و خسته

Ex:

سرعت بی‌امان شهر، همراه با سر و صدای مداوم، اغلب ساکنان را در پایان روز خسته می‌کرد.

ghastly [صفت]
اجرا کردن

رنگ‌پریده

Ex:

او وحشتناک به نظر می‌رسید در حالی که از تخت لیز خورد و بیرون آمد، صورتش پس از یک شب مبارزه با مسمومیت غذایی رنگ پریده و خسته بود.

salubrious [صفت]
اجرا کردن

مفید‌ برای‌ سلامتی

Ex: Regular exercise and a balanced diet are essential for maintaining a salubrious lifestyle and preventing chronic diseases .

ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل برای حفظ یک سبک زندگی سالم و پیشگیری از بیماری‌های مزمن ضروری هستند.

endemic [صفت]
اجرا کردن

مربوط به بیماری بوم‌گیر

Ex: Despite efforts to control the spread of the virus , COVID-19 remains endemic in many countries , requiring ongoing public health measures to mitigate its impact .

علیرغم تلاش‌ها برای کنترل گسترش ویروس، کووید-19 در بسیاری از کشورها بومی باقی مانده و نیازمند اقدامات مستمر بهداشت عمومی برای کاهش تأثیر آن است.

اجرا کردن

تضعیف سیستم ایمنی بدن

Ex:

واکسیناسیون برای محافظت از افراد دارای نقص ایمنی حیاتی است.

اجرا کردن

بدون علائم مشخص

Ex: The doctor explained that some people can be asymptomatic carriers of genetic disorders .

پزشک توضیح داد که برخی افراد می‌توانند ناقلان بی‌علامت اختلالات ژنتیکی باشند.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement