فهرست واژگان سطح C2 - جنگ و ارتش
در اینجا شما تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد جنگ و ارتش را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a massive group of warships organized for military or strategic purposes

ناوگان, نیروی دریایی
شهر ساحلی با نگرانی تماشا میکرد در حالی که آرمادا از افق نزدیک میشد.
a temporary stoppage or truce in hostilities between parties engaged in a war or conflict

آتشبس موقت
آتش بس به هر دو طرف اجازه داد تا مجروحان و کشتههای خود را از زمین بیطرف بین سنگرها بازیابی کنند.
a professional soldier hired to serve in a foreign army, often motivated by payment rather than ideological or national allegiance

مزدور
گروه مزدور خدمات خود را به بالاترین پیشنهاد دهنده ارائه داد، بدون توجه به وابستگیهای سیاسی.
a defensive barrier erected during wartime to obstruct enemy movement and provide protection for defending forces

مانع
قرار دادن استراتژیک مانعها در طول مسیرهای کلیدی، پیشرفت دشمن را کند کرد و به تقویتها زمان داد تا برسند.
a military unit composed of a varying number of companies or platoons, typically commanded by a lieutenant colonel

گردان (نظامی)
سربازان جدید به یک گردان اختصاص داده شدند و آموزش خود را آغاز کردند.
a military unit, subdivision of a company, typically with a headquarters and two or more squads, usually led by a lieutenant

دسته (ارتش)
هر دسته در گردان یک سرجوخه تعیینشده دارد.
the covert gathering of information for political, military, or economic purposes, often conducted by intelligence agencies

جاسوسی, خبرگیری
دیپلمات به جاسوسی متهم شد که منجر به افزایش نظارت و تحقیق شد.
a sudden, violent seizure of governmental power by a small group

کودتا
کودتای ناموفق منجر به هرج و مرج و بیثباتی گسترده در سراسر کشور شد.
a fierce and intense attack, often with the goal of overwhelming the opponent

یورش, حمله
معترضان با هجوم گاز اشکآور و گلولههای پلاستیکی مواجه شدند در حالی که با پلیس درگیر شدند.
the military equipment and weaponry used by a country or military force

تسلیحات, جنگافزار
پایگاه نظامی نمایشی چشمگیر از تسلیحات ارائه داد، شامل تانکها، توپخانه و وسایل نقلیه زرهی.
a building, complex, or site used for producing, keeping, or repairing arms and ammunition

زرادخانه, زاغه مهمات
یک زرادخانه جدید برای تولید تسلیحات پیشرفته ساخته شد.
a military strategy or capability designed to dissuade an adversary from aggression

عامل بازدارنده نظامی
یک اتحاد نظامی قوی میتواند به عنوان یک بازدارنده در برابر حمله سایر ملتها عمل کند.
bullets, shells, or other projectiles used in firearms

مهمات
شکارچی تجهیزات جنگی را در تفنگ خود بارگذاری کرد.
a large weapon that was used in ancient times to throw stones or other objects with great force

منجنیق
تاریخدانان مدرن مکانیک و طراحی منجنیقهای باستانی را مطالعه میکنند تا درک بهتری از فناوریهای جنگ محاصرهای گذشته داشته باشند.
a portable rocket launcher designed for use against tanks and armored vehicles

بازوکا
در طول حمله تانک، سربازان از بازوکا برای هدف قرار دادن و از کار انداختن وسایل نقلیه زرهی دشمن استفاده کردند.
fragments from an explosion, causing damage to surroundings

ترکش
جلیقههای محافظ برای به حداقل رساندن تأثیر ترکش بر سربازان در نبرد طراحی شدهاند.
an early firearm with a long barrel, used by infantry from the 16th to 18th centuries

تفنگ فتیلهای
تفنگهای فتیلهای نقش محوری در درگیریهای اروپایی قرن هفدهم داشتند و ماهیت تاکتیکهای میدان نبرد را تغییر دادند.
a short-barreled, muzzle-loaded artillery piece that fires explosive shells at high angles for close-range support

خمپارهانداز
خمپارهاندازها قطعات توپخانه قابل حمل هستند که قادر به شلیک گلولههای انفجاری در فواصل کوتاه تا متوسط هستند.
an attack by aircraft, typically involving the dropping of bombs, on a location or a series of locations

حمله هوایی
شهر یک سری حملههای هوایی را تحمل کرد که اهداف صنعتی و استراتژیک کلیدی را نشانه گرفته بودند.
an area in hostile territory captured and secured as a foothold for further troops and supplies

سرپُل, موقعیت امن در نزدیکی دشمن
تقویتها برای تقویت دفاع آن به سرپل فرستاده شدند.
an individual who is forced to flee from a dangerous place or region

آواره (جنگ، حوادث طبیعی و...)
با بالا آمدن آب سیل، نجاتدهندگان برای تخلیه تخلیهشدگان گرفتار از خانههایشان شتافتند.
a military stronghold where soldiers are stationed for defense

پادگان
پادگان شهر مرزی در زمان جنگ تقویت شد.
to carry out a sudden and intense military attack

ناگهان حمله کردن
نیروها برای حمله برقآسا به سنگر شورشیان بسیج شدند، با هدف از بین بردن سریع تواناییهای دفاعی آنها.
to plunder, typically during times of war or civil unrest

چپاول کردن, به تاراج بردن
در طول محاصره، نیروهای چپاولگر به دنبال غارت شهر بودند و هر چیز با ارزشی که میتوانستند پیدا کنند را بردند.
to thrust or strike with a long-pointed weapon

نیزه پرتاب کردن
در بازسازی تاریخی، سواره نظام نشان داد که چگونه میتوان در یک نبرد شبیهسازی شده به طور موثر با نیزه به حریفان حمله کرد.
to steal goods from a place or person, especially during times of war, chaos, or civil disorder

چپاول کردن, غارت کردن
روایتهای تاریخی توصیف میکنند که چگونه مهاجمان در طول درگیریها روستاها و شهرها را غارت میکردند.
to attack ground targets, such as enemy troops or installations, with gunfire from low-flying aircraft

با هواپیما به اهداف زمینی حمله کردن
در طول ماموریت شناسایی، هواپیما مجبور شد مواضع دشمن را بمباران کند تا ایمنی تیم زمینی را تضمین کند.
to maneuver around the side of an enemy force, position, or defensive line in order to gain a tactical advantage

از جناحین حمله کردن
در طول نبرد، سواره نظام به صورت استراتژیک قرار گرفت تا پهلوگیری کند و پیاده نظام دشمن را دور بزند و آرایش آنها را برهم بزند.
to defeat someone completely and decisively

کامل شکست دادن
نبوغ استراتژیک ژنرال به نیروها امکان داد تا دشمن را شکست دهند، که منجر به تسلیم بیقید و شرط آنها شد.
the act of surrounding the enemy, a town, etc. and cutting off their supplies so that they would surrender

محاصره
در طول محاصره، ساکنان شهر با گرسنگی و بیماری روبرو شدند در حالی که از خود در برابر حملات مداوم دفاع میکردند.
to make a counterattack or respond in a similar manner

مقابلهبهمثل کردن
سازمان تصمیم گرفت با حمله متقابل به منبع، به تلاشهای هک پاسخ دهد.
