فهرست واژگان سطح C2 - جنگ و ارتش

در اینجا شما تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد جنگ و ارتش را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
armada [اسم]
اجرا کردن

ناوگان

Ex: The Spanish armada sailed in 1588 to invade England .
armistice [اسم]
اجرا کردن

آتش‌بس موقت

Ex: After years of bloody fighting , an armistice was at last reached and the battlefield fell silent .

پس از سال‌ها نبرد خونین، سرانجام یک آتش‌بس برقرار شد و میدان جنگ به سکوت فرو رفت.

mercenary [اسم]
اجرا کردن

مزدور

Ex: During the war , the government enlisted mercenaries to provide specialized skills in combat .

در طول جنگ، دولت مزدوران را برای ارائه مهارت‌های تخصصی در نبرد استخدام کرد.

barricade [اسم]
اجرا کردن

مانع

Ex: The military engineers erected barricades of concrete and debris to create a formidable line of defense .

مهندسان نظامی مانع‌هایی از بتن و آوار برپا کردند تا یک خط دفاعی formidable ایجاد کنند.

battalion [اسم]
اجرا کردن

گردان (نظامی)

Ex: The battalion 's mission was to secure the area and provide support .

ماموریت گردان امن کردن منطقه و ارائه پشتیبانی بود.

platoon [اسم]
اجرا کردن

دسته (ارتش)

Ex: The platoon was deployed to secure the perimeter .
espionage [اسم]
اجرا کردن

جاسوسی

Ex: The double agent played a crucial role in espionage , providing valuable information to both sides while remaining undetected .

عامل دوگانه نقش حیاتی در جاسوسی ایفا کرد، با ارائه اطلاعات ارزشمند به هر دو طرف در حالی که کشف نشده باقی ماند.

coup d'etat [اسم]
اجرا کردن

کودتا

Ex:

کودتا به سرعت توسط جامعه بین‌المللی محکوم شد و منجر به تحریم‌ها و انزوا دیپلماتیک شد.

onslaught [اسم]
اجرا کردن

یورش

Ex: The city endured a sustained enemy onslaught , with citizens taking refuge in underground shelters to survive the bombings .

شهر یک حمله مداوم دشمن را تحمل کرد، با شهروندانی که برای زنده ماندن از بمباران‌ها به پناهگاه‌های زیرزمینی پناه بردند.

armament [اسم]
اجرا کردن

تسلیحات

Ex: The arms embargo limited the country 's access to advanced armament , affecting its ability to defend against external threats .

تحریم تسلیحات، دسترسی کشور به تسلیحات پیشرفته را محدود کرد و بر توانایی آن در دفاع در برابر تهدیدات خارجی تأثیر گذاشت.

arsenal [اسم]
اجرا کردن

زرادخانه

Ex: The city 's old arsenal has been turned into a military museum .

زرادخانه قدیمی شهر به یک موزه نظامی تبدیل شده است.

deterrent [اسم]
اجرا کردن

عامل بازدارنده نظامی

Ex: The presence of missile defense systems acts as a deterrent to missile strikes .

وجود سیستم‌های دفاع موشکی به عنوان یک بازدارنده در برابر حملات موشکی عمل می‌کند.

ammunition [اسم]
اجرا کردن

مهمات

Ex: Running out of ammunition forced the troops to retreat .
catapult [اسم]
اجرا کردن

منجنیق

Ex: Engineers worked to improve the counterweight and sling mechanisms on siege catapults to achieve more powerful ranges .

مهندسان برای بهبود وزنه تعادل و مکانیزم‌های پرتاب در منجنیق‌های محاصره کار کردند تا به بردهای قدرتمندتری دست یابند.

bazooka [اسم]
اجرا کردن

بازوکا

Ex:

در جنگ شهری، سربازان برای خنثی کردن تهدیدهای ناشی از وسایل نقلیه زرهی دشمن در فضاهای تنگ به بازوکاها متکی بودند.

shrapnel [اسم]
اجرا کردن

ترکش

Ex: Survivors recounted the terrifying experience of being hit by shrapnel during the bombing .

بازماندگان تجربه ترسناک برخورد ترکش در طول بمباران را بازگو کردند.

musket [اسم]
اجرا کردن

تفنگ فتیله‌ای

Ex: The musket 's development significantly influenced military strategies in the early modern era .

توسعه تفنگ سرپر به طور قابل توجهی بر استراتژی های نظامی در اوایل دوران مدرن تأثیر گذاشت.

mortar [اسم]
اجرا کردن

خمپاره‌انداز

Ex: The mortar team adjusted their aim to accurately target enemy positions hidden behind cover .

تیم خمپاره‌انداز هدف خود را تنظیم کرد تا به دقت مواضع دشمن پنهان شده در پوشش را هدف بگیرد.

air raid [اسم]
اجرا کردن

حمله هوایی

Ex: Residents were instructed to follow air raid protocols and take cover in designated shelters .

به ساکنان دستور داده شد که پروتکل‌های حمله هوایی را دنبال کنند و در پناهگاه‌های تعیین شده پناه بگیرند.

bridgehead [اسم]
اجرا کردن

سرپُل

Ex: Soldiers dug trenches around the bridgehead to protect against counterattacks .
evacuee [اسم]
اجرا کردن

آواره (جنگ، حوادث طبیعی و...)

Ex: The evacuees waited anxiously for news about when they could return home safely .

تخلیه‌شدگان با اضطراب منتظر خبری درباره زمانی بودند که می‌توانستند با ایمنی به خانه بازگردند.

garrison [اسم]
اجرا کردن

پادگان

Ex: Supplies were sent to the garrison for the winter .
to blitz [فعل]
اجرا کردن

ناگهان حمله کردن

Ex:

واحد پاسخ سریع آموزش دیده بود تا در شرایط اضطراری حمله برق‌آسا انجام دهد، که مداخله‌ای سریع و مؤثر را تضمین می‌کند.

to pillage [فعل]
اجرا کردن

چپاول کردن

Ex:

در زمان‌های آشوب، غارتگران از موقعیت استفاده کردند تا مغازه‌ها و خانه‌ها را غارت کنند.

to lance [فعل]
اجرا کردن

نیزه پرتاب کردن

Ex: During the tournament , the jouster showcased his ability to lance targets at high speed .

در طول مسابقه، جنگ‌جو توانایی خود را در نیزه‌زنی به اهداف با سرعت بالا نشان داد.

to plunder [فعل]
اجرا کردن

چپاول کردن

Ex: In times of social unrest , looters may attempt to plunder businesses and homes .

در زمان‌های ناآرامی اجتماعی، غارتگران ممکن است سعی کنند کسب‌وکارها و خانه‌ها را غارت کنند.

to strafe [فعل]
اجرا کردن

با هواپیما به اهداف زمینی حمله کردن

Ex: The helicopter gunships were deployed to strafe insurgent hideouts in the mountainous region .

هلیکوپترهای جنگی برای شلیک به پناهگاه‌های شورشیان در منطقه کوهستانی مستقر شدند.

to outflank [فعل]
اجرا کردن

از جناحین حمله کردن

Ex: The military strategist instructed the artillery to create a diversion , allowing infantry to outflank the enemy 's main position .

استراتژیست نظامی به توپخانه دستور داد تا یک انحراف ایجاد کند، که به پیاده‌نظام اجازه می‌دهد تا موضع اصلی دشمن را دور بزند.

to vanquish [فعل]
اجرا کردن

کامل شکست دادن

Ex: The commander devised a plan to vanquish the rebel uprising , reclaiming control over the disputed territories .

فرمانده طرحی برای شکست قیام شورشیان و بازپس‌گیری کنترل بر سرزمین‌های مورد مناقشه تدوین کرد.

siege [اسم]
اجرا کردن

محاصره

Ex: The military strategist devised a plan to break the siege and lift the blockade on the besieged city .

استراتژیست نظامی طرحی برای شکستن محاصره و برداشتن محاصره از شهر محاصره شده تدوین کرد.

اجرا کردن

مقابله‌به‌مثل کردن

Ex: The nation sought to retaliate economic sanctions by imposing reciprocal measures on its trading partners ..

ملت تلاش کرد تا با اعمال اقدامات متقابل بر شرکای تجاری خود، به تحریم‌های اقتصادی پاسخ دهد.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement