مهارت‌های واژگان SAT 4 - درس 33

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 4
diffidence [اسم]
اجرا کردن

عدم اعتمادبه‌نفس

Ex: The coach worked with the player to reduce his diffidence on the field .

مربی با بازیکن کار کرد تا کم‌رویی او را در زمین کاهش دهد.

diffident [صفت]
اجرا کردن

فاقد اعتمادبه‌نفس

Ex:

زن جوان خجالتی به طور عصبی از تماس چشمی در طول مصاحبه اجتناب کرد.

aliment [اسم]
اجرا کردن

غذا

Ex: Good aliment is often seen as the foundation for a strong immune system .

تغذیه خوب اغلب به عنوان پایه‌ای برای یک سیستم ایمنی قوی دیده می‌شود.

alimony [اسم]
اجرا کردن

نفقه

Ex: He petitioned the court to reduce his alimony payments due to a change in financial circumstances .

او به دلیل تغییر در شرایط مالی از دادگاه درخواست کرد که پرداخت‌های مهریه خود را کاهش دهد.

to glimpse [فعل]
اجرا کردن

نگاه کوتاهی انداختن

Ex: Last night , I glimpsed a shooting star during the meteor shower .

دیشب، من نگاهی انداختم به یک شهاب سنگ در طی بارش شهابی.

to glimmer [فعل]
اجرا کردن

سوسو زدن

Ex: A single candle continued to glimmer in the dim room .

یک شمع تنها در اتاق تاریک به درخشش ادامه داد.

outlandish [صفت]
اجرا کردن

عجیب‌وغریب

Ex: The outlandish architectural design , resembling a futuristic spaceship , sparked debate and controversy in the local community .

طراحی معماری عجیب و غریب، که شبیه به یک سفینه فضایی آینده‌نگر است، بحث و جدال در جامعه محلی برانگیخت.

outrage [اسم]
اجرا کردن

خشونت

Ex: The politician 's comments about certain minority groups caused widespread outrage .

اظهارات سیاستمدار در مورد برخی گروه‌های اقلیت باعث خشم گسترده شد.

outrigger [اسم]
اجرا کردن

تیر کناره (در قایق)

Ex: In traditional Polynesian design , the outrigger was crucial for safe ocean voyages .

در طراحی سنتی پلینزیایی، تثبیت کننده برای سفرهای امن اقیانوسی حیاتی بود.

angular [صفت]
اجرا کردن

زاویه‌دار

Ex: The actor 's angular features made him stand out in the crowd of models .

ویژگی‌های زاویه‌دار بازیگر او را در میان جمع مدل‌ها متمایز می‌کرد.

authentic [صفت]
اجرا کردن

اصل

Ex: The antique vase was confirmed as authentic by experts , ensuring its historical value .

گلدان عتیقه توسط کارشناسان به عنوان اصیل تأیید شد، که ارزش تاریخی آن را تضمین می‌کند.

modernity [اسم]
اجرا کردن

مدرن‌بودن

Ex: The young couple 's apartment was decorated with a mix of vintage charm and modernity .

آپارتمان زوج جوان با ترکیبی از جذابیت قدیمی و مدرنیته تزئین شده بود.

modish [صفت]
اجرا کردن

اهل مد

Ex:

او همیشه کمد لباسش را مد روز نگه می‌داشت، و با آخرین ترندهای مد به روز می‌ماند.

modicum [اسم]
اجرا کردن

اندکی

Ex: They managed to salvage a modicum of trust after the misunderstanding .

آنها توانستند پس از سوء تفاهم ذره‌ای اعتماد را نجات دهند.

to pervert [فعل]
اجرا کردن

دچار انحراف جنسی کردن

Ex: The scam artist tried to pervert people 's understanding of financial security for personal profit .

کلاهبردار سعی کرد درک مردم از امنیت مالی را برای سود شخصی منحرف کند.

pervious [صفت]
اجرا کردن

نفوذپذیر

Ex: The pervious design of the wall was an innovation to improve ventilation in the building .

طرح تراوا دیوار یک نوآوری برای بهبود تهویه در ساختمان بود.

impure [صفت]
اجرا کردن

ناخالص

Ex:

دارو ناخالص بود و به بیماران توصیه شد که منبع قابل اعتمادتری را جستجو کنند.

to rail [فعل]
اجرا کردن

گله کردن

Ex: Despite the improvements , the customer continued to rail about the service quality .

علیرغم بهبودها، مشتری به شکایت شدید از کیفیت خدمات ادامه داد.

raillery [اسم]
اجرا کردن

استهزا

Ex: The siblings ' raillery about each other 's childhood antics never failed to bring smiles .

شوخی‌های خواهر و برادرها درباره شیطنت‌های دوران کودکی همیشه لبخند به لب می‌آورد.