to trigger a strong emotional reaction in someone, such as anger, resentment, or offense

رنجاندن, (کسی را) دلخور کردن
نظر او درباره کار من برانگیخت خشم من را.
having a pleasantly sharp or spicy taste

تند
سس ویژه سرآشپز دارای کیفیتی تند بود که طعم مرغ کبابی را ارتقا داد.
a pleasantly spicy flavor

گزندگی, طعنهآمیزی
دستور تهیه خیارشور مادربزرگش همیشه مقدار مناسبی از تندی داشت، که آن را مقاومت ناپذیر میکرد.
skill in performing hand movements, often used to deceive or perform tricks

تردستی, زبردستی
با یک چابکدستی سریع از انگشتانش، اجراکننده توپ را از دستش ناپدید کرد.
not a lot in amount or extent

اندک, کم
تأخیر کمی در برنامه پرواز وجود داشت.
someone who seemingly has the position of a leader but not the power and authority that comes with it

رئیس پوشالی, دستنشانده
او به عنوان سرپرست نمادین برای خیریه انتخاب شد، اگرچه مدیر اجرایی تمام تصمیمات مهم را مدیریت میکرد.
using language in a way that words don't have their actual meaning, but an imaginative meaning instead

استعاری
توضیحات تمثیلی رمان، صحنه را به گونهای زنده کرد که توضیحات تحتاللفظی نمیتوانستند.
a hill with steep, flat sides and a flat top, often found in desert areas

تپه
تپههای سیاه داکوتای جنوبی چندین تپه مسطح را به نمایش میگذارند، از جمله Bear Butte، مکانی که توسط قبایل بومی آمریکا مقدس شمرده میشود.
to provide support or justification in order to make something stronger or more secure

تقویت کردن, محکم کردن
مقررات زیستمحیطی با اجرای سختگیرانهتر تقویت شدند تا از رعایت آن اطمینان حاصل شود.
(of a man) to have casual sexual affairs with multiple women

لاس زدن, زنبازی کردن
او پس از اینکه فهمید که به رابطههای جنسی گذرا با زنان متعدد معروف است، هیچ علاقهای به قرار گذاشتن با او نداشت.
(of a person or organization) having a desire to promote the well-being of others, typically through charitable donations or actions

بشردوستانه, مردمدوستانه
تلاشهای خیرخواهانه او به تأمین مالی تحقیقات پزشکی و ارائه خدمات بهداشتی به جوامع محروم کمک کرد.
the act of collecting and studying stamps

تمبرشناسی
او ساعتها از وقت آزاد خود را به تمرین تمبرشناسی گذراند، مجموعه خود را بر اساس کشور و دوره مرتب کرد.
an angry criticism against someone, often in the context of a speech delivered in public

(سخنرانی) تند و انتقادی
در فیلیپیک خود، فعال فساد در سیستم قضایی را محکوم کرد و خواستار اصلاحات فوری شد.
not being interested, fond, or understanding of serious works of music, art, literature, etc.

بیفرهنگ, بیعلاقه به هنر
او از نگرش عامیانه دوستش نسبت به موسیقی کلاسیک احساس ناامیدی کرد.
to make something more beautiful by decorating it with attractive elements

آراستن, تزئین کردن
برای جشن گرفتن فصل، آنها ایوان جلو را با حلقههای تزئینی و چراغها آراستند.
the act of showing great love or admiration, usually through gestures or actions

ستایش, عشقورزی
طرفدارانش ستایش خود را با تشویق پرسر و صدا در کنسرتش ابراز کردند.
to tell someone what to do or not to do, in an authoritative way

دیکته کردن, تحمیل کردن
سرپرست وظایف روزانه را به تیم دیکته میکند.
