the way that two or more people or things are different from each other

تفاوت, اختلاف
تفاوت قابل توجهی در طعم بین قهوه معمولی و اسپرسو وجود دارد.
a characteristic that distinguishes one thing from another, especially in a biological or philosophical context

مشخصه, ویژگی، وجه تمایز
دیفرنسیا این دو گونه پرنده بیشتر در ساختار منقار و الگوهای پر آنها مشهود است.
different in comparison to something else based on the circumstances

متفاوت
موفقیت تیم به استراتژیهای متفاوت آن نسبت داده شد، که با حریفان و موقعیتهای مختلف در طول مسابقات سازگار میشد.
to be something that marks two things or people as completely distinguished or different

وجه تمایز چیزی بودن, تمایز قائل شدن
فناوری جدید این شرکت را از رقبای آن متمایز میکند.
to render a plan or action ineffective or unnecessary by doing something before it happens

پیشدستی کردن
پاسخ سریع دولت مانع از تشدید بحران شد.
to exist before a specific event, object, or condition

از پیش وجود داشتن
دستنوشتههای تاریخی در آرشیو قبل از تأسیس کتابخانه مدرن وجود داشتند.
a strong feeling or sense that something unpleasant is going to happen, often without clear evidence or reason

دلشوره
پیشبینی او از یک تصادف باعث شد آن روز رانندگی نکند.
a strong inner feeling or intuition of a troubling future event

نشانه
او با یک پیشآگهی از خیانت وارد جلسه شد.
the act of getting rid of something or someone unwanted

خلاصی, رهایی
او پس از پاکسازی آشفتگی از خانهاش، احساس بزرگی از آسودگی را تجربه کرد.
having many holes caused by damage or decay

سوراخسوراخ
کف جنگل از سوراخهایی که حیوانات حفار ایجاد کرده بودند پر بود.
to make fun of someone or something

مسخره کردن
او در جلسه پیشنهاد را مسخره کرد، که باعث تنش شد.
to constantly move around a gas, air, or liquid inside a closed area

در گردش بودن (گاز، هوا یا آب), جاری شدن، گردش کردن
تهویه مناسب برای به گردش درآوردن هوای تازه و حذف آلایندههای داخلی ضروری است.
(of a route) longer and more indirect than the most direct course

پرپیچوخم, ناراست
جاده پرپیچوخم بود، به تپهها بالا و بالاتر میرفت قبل از اینکه دوباره پایین بیاید.
showing so much energy and persistence and never becoming tired of trying to achieve something

خستگیناپذیر
ورزشکار خستگیناپذیر هر روز ساعتها تمرین میکرد، هرگز کند نمیشد.
happening at irregular intervals

نادر, کمیاب
سرویس اتوبوس کمتواتر رفت و آمد را دشوار میکرد.
to violate someone's rights or property

نقض کردن, زیر پا گذاشتن، شکستن، تخلف کردن
برگزارکنندگان تظاهرات مراقب بودند که هیچ یک از قوانین حاکم بر تظاهرات عمومی را نقض نکنند.
beyond imitation due to being unique and of high quality

بیمانند, بینظیر، بیرقیب، غیرقابلتقلید
توانایی بینظیر نویسنده در داستانگویی، خوانندگان را مجذوب خود کرد و تحسین منتقدان را به دست آورد.
(of a difficulty or problem) so severe that it cannot be solved easily

حلنشدنی, فائقنیامدنی، مغلوبنشدنی
کاشفان در حین تلاش برای عبور از زمین خیانتکار با مشکلات غیرقابل عبور مواجه شدند.
