to the highest degree

کاملاً
فیلم واقعاً از ابتدا تا انتها شگفتانگیز بود.
at a location close to a specified point

آنabouts, در آن حوالی
فروشگاه سر کوچه است، آن حوالا.
in an unfriendly and cold manner

یخمانند, بهطور سرد
او با نگاهی سرد به کارمند جدید نگاه کرد، از اضافه شدن به تیم استقبال نکرد.
from the beginning but in a new or fresh manner

از نو, دوباره، از سر
او رمان را دوباره آغاز کرد، فصل اول را بازنویسی کرد.
lifted to a higher state or level

از بالا, در پرواز
امید در سینهاش به بالا برخاست در حالی که نامه را میخواند.
to a full or complete degree

بهطور کامل, کاملاً
این تصمیم کاملاً بر اساس شایستگی گرفته شد، بدون در نظر گرفتن هرگونه عوامل خارجی.
with little difficulty or trouble

بدون زحمت
این ماده رطوبت را به راحتی جذب میکند.
being something as a fact although not legally accepted

بالفعل
او یک موقعیت دو فاکتو در مدیریت پروژه داشت، حتی اگر عنوانش رسمی نبود.
to be consistent with, match, or agree with something

رفتار کردن, سلوک کردن، سازش کردن
یافتههای مطالعه با تحقیقات قبلی در مورد موضوع مطابقت دارد.
to abandon a person or an organization when they are in need or at a critical moment

قال گذاشتن, ول کردن
بسیاری از هواداران پس از یک سری عملکرد ضعیف، تیم را رها کردند، اما تعداد کمی علیرغم باختها وفادار ماندند.
to avoid a thing or doing something on purpose

پرهیز کردن, اجتناب کردن
در سبک زندگی مینیمالیستی خود، مارک تصمیم گرفت از داراییهای مادی اجتناب کند و بر تجربیات تمرکز کند.
to strongly encourage someone to take action

وادار کردن, مجبور ساختن، بر آن داشتن
احساس وظیفه و مسئولیت او را برانگیخت تا هر آخر هفته در پناهگاه محلی داوطلب شود.
to relax lazily

(با تنبلی یا آسودگی) لمیدن, واکشیدن
گربه دوست دارد در پرتو خورشیدی که از پنجره میآید تنبلی کند.
to reduce or calm fears, doubts, or other negative emotions

فرو نشاندن, سرکوب کردن
برای آرام کردن نگرانیهای دانشجویان، استاد مهلت تحویل تکلیف را تمدید کرد.
(of animals or birds) to lose hair, feathers, etc. temporarily before they grow back

پوست انداختن, موی ریختن، پر ریختن
مارها به طور منظم پوست میاندازند در حالی که رشد میکنند، پوست خود را به صورت قطعات بزرگ میاندازند.
