مهارت‌های واژگان SAT 4 - درس 45

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 4
quite [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: After a long day at work , she found the warm bath quite soothing .

پس از یک روز طولانی کار، او حمام گرم را بسیار آرامش‌بخش یافت.

thereabouts [قید]
اجرا کردن

آنabouts

Ex:

آنها در جنگل چادر زدند، در منطقه‌ای نزدیک به رودخانه.

icily [قید]
اجرا کردن

یخ‌مانند

Ex: She greeted him icily , as though she had n't seen him in years .

او به او سرد سلام کرد، گویی که سال‌ها او را ندیده بود.

anew [قید]
اجرا کردن

از نو

Ex: He looked at the problem with a fresh perspective and tackled it anew .

او به مشکل با دیدی تازه نگاه کرد و آن را دوباره حل کرد.

aloft [قید]
اجرا کردن

از بالا

Ex: As the curtain rose , her dreams soared aloft .

همان‌طور که پرده بالا می‌رفت، رویاهایش به بالا پرواز کرد.

wholly [قید]
اجرا کردن

به‌طور کامل

Ex: The novel was wholly captivating , keeping readers engaged from beginning to end .

رمان کاملاً جذاب بود و خوانندگان را از ابتدا تا انتها درگیر نگه داشت.

readily [قید]
اجرا کردن

بدون زحمت

Ex: Children seem to learn new languages more readily than adults .

به نظر می‌رسد کودکان زبان‌های جدید را راحت‌تر از بزرگسالان یاد می‌گیرند.

de facto [صفت]
اجرا کردن

بالفعل

Ex: The de facto leader of the movement influenced many decisions , even without an official title .

رهبر دو فاکتو جنبش بر بسیاری از تصمیم‌ها تأثیر گذاشت، حتی بدون عنوان رسمی.

to comport [فعل]
اجرا کردن

رفتار کردن

Ex: The new evidence comports with the theory proposed last year .

شواهد جدید با نظریه ارائه شده در سال گذشته همخوانی دارد.

to desert [فعل]
اجرا کردن

قال گذاشتن

Ex: The politician 's advisors deserted him after a major scandal broke , leaving him to face the media storm alone .

مشاوران سیاستمدار پس از افشای یک رسوایی بزرگ او را رها کردند، و او را تنها در برابر توفان رسانه‌ای رها کردند.

to eschew [فعل]
اجرا کردن

پرهیز کردن

Ex: The author 's writing style is known for its clarity , as she deliberately eschews overly complex language .

سبک نوشتاری نویسنده به دلیل وضوح آن شناخته شده است، زیرا او عمداً از زبان بیش از حد پیچیده اجتناب می‌کند.

to impel [فعل]
اجرا کردن

وادار کردن

Ex: The gripping narrative of the novel impels readers to stay up late , eager to discover the resolution .

روایت گیرای رمان، خوانندگان را وادار می‌کند تا دیروقت بیدار بمانند، مشتاق برای کشف نتیجه.

to loll [فعل]
اجرا کردن

(با تنبلی یا آسودگی) لمیدن

Ex: During the vacation , they plan to loll by the poolside .

در طول تعطیلات، آنها برنامه ریزی می‌کنند که در کنار استخر تنبلی کنند.

to quell [فعل]
اجرا کردن

فرو نشاندن

Ex: The company issued a statement to quell concerns over the safety of its new product .

شرکت بیانیه‌ای صادر کرد تا نگرانی‌ها درباره ایمنی محصول جدیدش را فرونشاند.

to molt [فعل]
اجرا کردن

پوست انداختن

Ex: The eagle will molt its feathers over the next few weeks in preparation for hunting season .

عقاب در طول چند هفته آینده پرهایش را می‌ریزد تا برای فصل شکار آماده شود.