مهارت‌های واژگان SAT 4 - درس 43

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 4
to foment [فعل]
اجرا کردن

برانگیختن

Ex: She did n't want to foment any more drama in the group .

او نمی‌خواست در گروه تحریک بیشتری ایجاد کند.

اجرا کردن

طالب سود آنی

Ex:

سرمایه‌گذاران توسط یک کلاهبردار فریب خوردند که ادعا می‌کرد صاحب یک شرکت املاک و مستغلات معتبر است.

epic [صفت]
اجرا کردن

محشر

Ex: The film depicted the epic struggle for freedom during the civil rights movement .

فیلم مبارزه حماسی برای آزادی در طول جنبش حقوق مدنی را به تصویر کشید.

اجرا کردن

یک‌به‌یک ذکر کردن

Ex: To clarify the issue , she decided to enumerate the reasons for the project 's delay .

برای روشن کردن موضوع، او تصمیم گرفت دلایل تأخیر پروژه را برشمرد.

egregious [صفت]
اجرا کردن

رسواگر

Ex: The egregious error in the calculation resulted in a significant financial loss .

اشتباه بارز در محاسبه منجر به زیان مالی قابل توجهی شد.

dike [اسم]
اجرا کردن

آب‌بند

Ex: The ancient dike had stood for centuries , safeguarding the lowlands from coastal flooding .

دیواره باستانی قرن‌ها پابرجا مانده بود، از زمین‌های پست در برابر سیلاب‌های ساحلی محافظت می‌کرد.

darwinism [اسم]
اجرا کردن

فرضیه داروین

Ex:

داروینیسم از طریق ایده «بقای اصلح» بر حوزه‌هایی فراتر از زیست‌شناسی، مانند جامعه‌شناسی و اقتصاد، تأثیر گذاشته است.

celerity [اسم]
اجرا کردن

سرعت

Ex: With remarkable celerity , the car sped through the finish line .

با سرعت قابل توجه، ماشین از خط پایان گذشت.

brevity [اسم]
اجرا کردن

اختصار

Ex: The brevity of the summer storm surprised everyone , as it ended almost as soon as it began .

کوتاهی طوفان تابستانی همه را شگفت‌زده کرد، زیرا تقریباً بلافاصله پس از شروع پایان یافت.

to belittle [فعل]
اجرا کردن

کوچک شمردن

Ex: She felt frustrated when people would belittle her passion for the project .

او زمانی که مردم تحقیر می‌کردند شور و اشتیاقش را نسبت به پروژه، احساس ناامیدی می‌کرد.

intrepid [صفت]
اجرا کردن

دلیر

Ex: The intrepid pilot flew through severe storms , showing remarkable courage .

خلبان نترسید از میان طوفان‌های شدید پرواز کرد و شجاعت قابل توجهی نشان داد.

context [اسم]
اجرا کردن

بافتار (زبان‌شناسی)

Ex: The context of the conversation helped clarify what she meant by " late . "

زمینه گفتگو به روشن شدن معنای "دیر" از سوی او کمک کرد.

consul [اسم]
اجرا کردن

کنسول

Ex: A consul will assist you if you lose your passport while traveling abroad .

یک کنسول در صورتی که پاسپورت خود را در سفر به خارج از کشور گم کنید به شما کمک خواهد کرد.

qualm [اسم]
اجرا کردن

تردید

Ex: Despite her qualms , she decided to go ahead with the plan , trusting her instincts .

علیرغم تردیدهایش، او تصمیم گرفت با اعتماد به غرایز خود، برنامه را ادامه دهد.

pyx [اسم]
اجرا کردن

(عشای ربانی) ظرف نان

Ex: The pyx will be stored securely in the sacristy after the Mass.

پیكس پس از مراسم مقدس به طور امن در ساکریستی نگهداری خواهد شد.

to berth [فعل]
اجرا کردن

در لنگرگاه جا دادن

Ex: The captain berths the ship at the harbor every evening .

کاپیتان هر شب کشتی را در بندر لنگر می‌اندازد.

to confront [فعل]
اجرا کردن

مقابله کردن (با یک مشکل یا سختی)

Ex: The student had to confront the challenge of preparing for multiple exams within a short timeframe .

دانشجو مجبور بود با چالش آماده‌سازی برای چندین امتحان در مدت زمان کوتاهی روبرو شود.

cauldron [اسم]
اجرا کردن

پاتیل

Ex: In medieval times , cauldrons were essential for cooking meals in castles and fortresses .

در دوران قرون وسطی، دیگ‌ها برای پخت غذا در قلعه‌ها و دژها ضروری بودند.

to disrupt [فعل]
اجرا کردن

مختل کردن

Ex: The intense pressure from the outside disrupted the pipe , causing it to rupture .

فشار شدید از خارج لوله را مختل کرد و باعث ترکیدن آن شد.