کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
to mention [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن (در صحبت)

Ex: In her speech , the speaker will mention the importance of community engagement .

در سخنرانی خود، سخنران به اهمیت مشارکت جامعه اشاره خواهد کرد.

cyclist [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه‌سوار

Ex: He fixed a flat tire for a fellow cyclist during their ride .

او در طول سفرشان یک تایر پنچر را برای یک دوچرخه‌سوار تعمیر کرد.

to look at [فعل]
اجرا کردن

اندیشیدن

Ex: The historian looked at the past events from a different viewpoint , challenging prevailing narratives .

تاریخ‌دان به وقایع گذشته از دیدگاهی متفاوت نگاه کرد، روایت‌های رایج را به چالش کشید.

overall [صفت]
اجرا کردن

کلی

Ex: The movie received an overall positive reception despite a few critical reviews .

فیلم با وجود چند نقد انتقادی، بازخورد کلی مثبتی دریافت کرد.

to propose [فعل]
اجرا کردن

پیشنهاد کردن

Ex: The city council proposed a new ordinance to address traffic congestion , seeking input from residents on potential solutions .

شورای شهر یک مصوبه جدید برای مقابله با ترافیک پیشنهاد داد و از ساکنان در مورد راه‌حل‌های احتمالی نظرخواهی کرد.

to bound [فعل]
اجرا کردن

مرزبندی کردن

Ex: The stone wall beautifully bounded the garden , creating a defined and enclosed space .

دیوار سنگی به زیبایی باغ را محصور کرد، فضایی مشخص و محصور ایجاد نمود.

main road [اسم]
اجرا کردن

جاده اصلی

Ex: The new shopping center is located on the main road , attracting many customers .

مرکز خرید جدید در جاده اصلی واقع شده است و مشتریان زیادی را جذب می‌کند.

to go on to [فعل]
اجرا کردن

به سمت رفتن

Ex:

پرواز پس از توقف در آتلانتا به سمت شیکاگو ادامه خواهد داد.

boundary [اسم]
اجرا کردن

*مرز

Ex: The ball bounced just inside the boundary for a match‑saving four .

توپ دقیقاً در داخل مرز برای یک چهار نجات‌دهنده مسابقه جهید.

اجرا کردن

مجتمع مسکونی

Ex: They live on the top floor of an apartment block that offers stunning views of the skyline .

آن‌ها در بالاترین طبقه یک بلوک آپارتمانی زندگی می‌کنند که چشم‌اندازهای خیره‌کننده‌ای از خط افق ارائه می‌دهد.

entrance [اسم]
اجرا کردن

ورودی

Ex:

ورودی جانبی برای تحویل کالا استفاده می‌شود.

corner [اسم]
اجرا کردن

گوشه

Ex: He folded the paper neatly , making sure each corner was perfectly aligned .

او کاغذ را به دقت تا کرد، مطمئن شد که هر گوشه کاملاً تراز شده است.

turning [اسم]
اجرا کردن

خروجی

Ex: The turning in the path led us to a beautiful overlook of the valley below .

پیچ در مسیر ما را به منظره‌ای زیبا از دره پایین رساند.

indoor [صفت]
اجرا کردن

سالنی

Ex: Indoor tournaments are held each winter to accommodate colder weather .

مسابقات داخلی هر زمستان برای تطبیق با هوای سردتر برگزار می‌شوند.

outdoor [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: They planned an outdoor birthday party at the park , complete with picnic blankets and games .

آنها یک جشن تولد در فضای باز در پارک برنامه‌ریزی کردند، همراه با پتوهای پیک نیک و بازی‌ها.

to branch [فعل]
اجرا کردن

شاخه شدن

Ex: The hiking trail branched , giving hikers different route choices .

مسیر پیاده‌روی منشعب شد، به کوهنوردان انتخاب‌های مختلف مسیر داد.

clinic [اسم]
اجرا کردن

درمانگاه

Ex: The clinic offers mental health counseling services to support patients dealing with stress and anxiety .

کلینیک خدمات مشاوره سلامت روان را برای حمایت از بیمارانی که با استرس و اضطراب دست و پنجه نرم می‌کنند، ارائه می‌دهد.

resident [اسم]
اجرا کردن

ساکن

Ex: The apartment building has a mix of residents from different cultural backgrounds .

ساختمان آپارتمان دارای ترکیبی از ساکنان از پیشینه‌های فرهنگی مختلف است.

playground [اسم]
اجرا کردن

زمین بازی

Ex: The playground includes swings , slides , and a sandbox .

زمین بازی شامل تاب‌ها، سرسره و یک جعبه شن می‌شود.

to curve [فعل]
اجرا کردن

انحراف داشتن

Ex:

ریل‌های قطار در امتداد ساحل منحنی می‌شوند و چشم‌اندازهای نفس‌گیر اقیانوس را به مسافران ارائه می‌دهند.

round [قید]
اجرا کردن

دور

Ex:

بچه‌ها دور می‌دویدند و می‌خندیدند و فریاد می‌زدند.

curve [اسم]
اجرا کردن

a bent section of a road, river, railway track, or similar path

Ex:
اجرا کردن

جغرافیایی

Ex:

مناطق جغرافیایی، مانند بیابان‌ها و جنگل‌های بارانی، دارای آب‌وهوا و اکوسیستم‌های متمایزی هستند.

to access [فعل]
اجرا کردن

دسترسی داشتن

Ex: The newly constructed bridge allows commuters to access the city center more efficiently .

پل تازه ساخته شده به مسافران اجازه می‌دهد تا به مرکز شهر دسترسی کارآمدتری داشته باشند.

connection [اسم]
اجرا کردن

پرواز، اتوبوس یا قطار اتصالی

اجرا کردن

کشاورزی

Ex: Farmers use various agricultural machinery such as tractors and combines to aid in their work .

کشاورزان از ماشین‌آلات کشاورزی مختلف مانند تراکتورها و کمباین‌ها برای کمک به کار خود استفاده می‌کنند.

value [اسم]
اجرا کردن

ارزش

Ex: The true value of the experience is in what was learned .

ارزش واقعی تجربه در چیزی است که آموخته شده است.

convenient [صفت]
اجرا کردن

در دسترس

Ex: Online banking is convenient for people with busy schedules .

بانکداری آنلاین برای افراد با برنامه‌های شلوغ راحت است.

aspect [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: Learning a new language involves understanding every aspect of its grammar .

یادگیری یک زبان جدید شامل درک هر جنبه از دستور زبان آن می‌شود.

اجرا کردن

تشویق

Ex: His encouragement played a crucial role in her success .

تشویق او نقش حیاتی در موفقیت او داشت.

relation [اسم]
اجرا کردن

معاملات یا ارتباطات متقابل

rural [صفت]
اجرا کردن

روستایی

Ex: Rural schools may face challenges in providing resources and opportunities for their students .

مدارس روستایی ممکن است با چالش‌هایی در تأمین منابع و فرصت‌ها برای دانش‌آموزان خود مواجه شوند.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)