Cambridge IELTS 18 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
در اینجا میتوانید واژگان از آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to say something about someone or something, without giving much detail

اشاره کردن (در صحبت)
او تا دقیقه آخر از مهمانی حرفی نزد، ما را غافلگیر کرد.
an object or installation designed to perform a specific function or provide convenience

امکانات, تسهیلات
تأسیسات پهلوگیری به کشتیها اجازه میدهد تا بهطور ایمن بارگیری و تخلیه کنند.
someone who rides a bicycle

دوچرخهسوار
هر صبح، دوچرخهسوار برای ورزش از پارک عبور میکند.
to consider or evaluate something from a particular perspective or point of view

اندیشیدن, تامل کردن
معلم به مقاله دانشآموز از یک دیدگاه انتقادی نگاه کرد و بازخورد سازنده ارائه داد.
considering a broad scope, without focusing on specific details

کلی, جامع
او یک ارزیابی کلی از عملکرد تیم ارائه داد و بازخوردهای دقیق را برای بعد گذاشت.
to put forward a suggestion, plan, or idea for consideration

پیشنهاد کردن, مطرح کردن، ارائه کردن
کمیته یک بودجه برای سال مالی آینده پیشنهاد داد، با در نظر گرفتن هزینهها و درآمدهای پیشبینی شده.
to establish or delineate the border or edge of an area, setting it apart from other regions

مرزبندی کردن, تعیین حد و مرز
رشتهکوهها اغلب مناطق مختلف را محدود میکنند، که مناظر متمایزی در هر دو طرف ایجاد میکنند.
a wide and important public road that connects different places and is usually designed to handle heavy traffic

جاده اصلی
جاده اصلی به دلیل ساخت و ساز مسدود شده بود، که باعث تأخیرهای عمده شد.
to travel to a specific location after being somewhere else

به سمت رفتن, ادامه دادن به
ابتدا در نیویورک توقف کردیم، و سپس به سمت بوستون رفتیم.
a dividing line, marker, or limit that separates one geographic area, property, or physical space from another

*مرز
نگهبانان مرزی در امتداد رودخانه از مرز بینالمللی گشتزنی میکردند.
a large building that contains multiple flats on different floors, typically designed for people to live in

مجتمع مسکونی, مجتمع آپارتمانی
بلوک آپارتمان یک باغ روی پشت بام دارد که برای همه ساکنان قابل دسترسی است.
an opening like a door, gate, or passage that we can use to enter a building, room, etc.

ورودی
ورودی خانه با گلها تزیین شده است.
a point or area at which two edges, sides, or lines meet

گوشه, کنج
او یک چراغ روی گوشه میز خود گذاشت تا نور اضافی فراهم کند.
the part in a path that separates into two paths with different directions

خروجی, دوراهی
نقشه یک پیچ تند را نشان میداد که در آنجا باید از جاده اصلی به یک مسیر خاکی تغییر مسیر میدادیم.
a building where people can take part in various types of indoor sports activities, such as swimming

مجتمع ورزشی
(of sports, activities, etc.) taking place within a building or enclosed space

سالنی
رویدادهای داخلی مانند کنفرانسها و کارگاهها برای ماههای زمستان ایدهآل هستند.
(of activities, games, events, etc.) played, done, or happening outside a house, building, etc.

خارجی, در فضای باز
to divide into two or more separate paths or divisions

شاخه شدن, منشعب شدن
تونلهای زیرزمینی منشعب شدند، که به بخشهای مختلف شهر باستانی منتهی میشد.
a part of a hospital or a healthcare facility that provides care for patients who do not require an overnight stay

درمانگاه, کلینیک
کلینیک کودکان واکسیناسیون و معاینات سلامت کودک را برای نوزادان و کودکان فراهم میکند.
a person who lives in a particular place, usually on a long-term basis

ساکن
به عنوان یک ساکن شهر کوچک، او همه را با نام میشناسد.
a playing area built outdoors for children, particularly inside parks or schools

زمین بازی
مدرسه یک زمین بازی جدید با دیوار صعود ساخت.
to have turns, changes and deviations from a straight line

انحراف داشتن, انحراف داشتن
مسیر پیادهروی میپیچد دور کوه، ماجراجویان را از میان جنگلهای انبوه و زمینهای سنگی میگذراند.
in a circular way that goes to different places and returns to the starting point

دور, به صورت دایرهای
من دور به پشت خانه رفتم.
a bent section of a road, river, railway track, or similar path

پیچ, خم
رودخانهها اغلب از منحنیهای طبیعی در درهها پیروی میکنند.
related to the study or characteristics of the Earth's surface, including its features, landscapes, and locations

جغرافیایی
توزیع جغرافیایی گونههای گیاهی بر اساس عواملی مانند آب و هوا و ارتفاع متفاوت است.
to reach or to be able to reach and enter a place

دسترسی داشتن, اجازه (برای داخل شدن)، راه داشتن
باستانشناسان مجبور بودند محل را حفاری کنند تا به آثار باستانی دفن شده در زیر سطح دسترسی پیدا کنند.
a means of transportation that is used by a passenger after getting off a previous one to continue their journey

پرواز، اتوبوس یا قطار اتصالی
related to the practice or science of farming

کشاورزی, زراعتی
بسیاری از جوامع روستایی برای امرار معاش خود به شدت به فعالیتهای کشاورزی وابسته هستند.
the importance or usefulness of something

ارزش, شایستگی
این تصمیم در بلندمدت ارزش کمی دارد.
suited to one's comfort or preferences, often in terms of time, location, or availability

در دسترس, راحت، مناسب
او هتلی را انتخاب کرد که برای محل کنفرانسش مناسب بود.
a defining or distinctive feature of something

ویژگی, جنبه، ویژگی
هر جنبه از عملکرد تیم پس از مسابقه تحلیل شد.
the act of supporting and giving someone confidence to do something

تشویق, دلگرمی
او از تشویقهایی که از همسالانش دریافت کرد قدردانی کرد.
