کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
to pollute [فعل]
اجرا کردن

آلوده کردن

Ex: Factories often pollute the air with emissions from burning fossil fuels .

کارخانه‌ها اغلب با انتشار گازهای ناشی از سوخت سوخت‌های فسیلی هوا را آلوده می‌کنند.

to [take] place [عبارت]
اجرا کردن

رخ دادن

Ex: The seminar will take place in the afternoon .
flourishing [صفت]
اجرا کردن

شکوفا شدن

Ex:

باشگاه محله‌ای در حال شکوفایی است، میزبان رویدادهای منظمی است که ساکنان را گرد هم می‌آورد و روحیه‌ای پویا در جامعه ایجاد می‌کند.

to field [فعل]
اجرا کردن

به سوالات پاسخ دادن

Ex: They fielded emails about the project .

آنها ایمیل‌های مربوط به پروژه را پاسخ دادند.

enquiry [اسم]
اجرا کردن

پرسش

Ex: During the meeting , she made an enquiry about the new policy changes .

در طول جلسه، او یک پرسش در مورد تغییرات جدید سیاست انجام داد.

to equip [فعل]
اجرا کردن

مجهز کردن

Ex: The military base is tasked to equip soldiers with advanced weaponry and protective gear .

پایگاه نظامی موظف است سربازان را با تسلیحات پیشرفته و تجهیزات محافظتی مجهز کند.

breed [اسم]
اجرا کردن

a category or type of something

Ex: She 's of a breed that thrives under pressure .
inner [صفت]
اجرا کردن

داخلی

Ex: The spacecraft was designed to protect its crew from the intense heat of the sun 's inner layers .

فضاپیما برای محافظت از خدمه خود در برابر گرمای شدید لایه‌های داخلی خورشید طراحی شده بود.

to treat [فعل]
اجرا کردن

درمان کردن

Ex: The workers treated the steel beams to prevent rusting over time .

کارگران تیرهای فولادی را پرداخت کردند تا از زنگ زدگی در طول زمان جلوگیری کنند.

pesticide [اسم]
اجرا کردن

آفت‌کش

Ex: Some people prefer organic farming methods that avoid using synthetic pesticides .

برخی افراد روش‌های کشاورزی ارگانیک را ترجیح می‌دهند که از استفاده از آفت‌کش‌های مصنوعی اجتناب می‌کنند.

intensive [صفت]
اجرا کردن

فشرده

Ex: Intensive agriculture is common in areas where land is scarce but the demand for food is high .

کشاورزی فشرده در مناطقی که زمین کم است اما تقاضا برای غذا زیاد است، رایج است.

generator [اسم]
اجرا کردن

ژنراتور

Ex: To maintain pressure , the boiler 's generator released a steady flow of steam .

برای حفظ فشار، ژنراتور دیگ بخار جریان ثابتی از بخار را آزاد کرد.

اجرا کردن

گاز گلخانه‌ای

Ex: Scientists monitor greenhouse gas levels using satellite data .
to shower [فعل]
اجرا کردن

آب پاشیدن

Ex: They shower the plants with water every morning .

آن‌ها هر صبح گیاهان را با آب آبیاری می‌کنند.

capacity [اسم]
اجرا کردن

ظرفیت

Ex: The team ’s capacity for innovation will be key to staying ahead of the competition .

ظرفیت تیم برای نوآوری، کلید پیشی گرفتن از رقابت خواهد بود.

اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: While the storm was raging , the sturdy trees were withstanding the powerful winds .

در حالی که طوفان در حال خروش بود، درختان محکم در برابر بادهای قدرتمند مقاومت می‌کردند.

grower [اسم]
اجرا کردن

پرورش دهنده

Ex: Some herbs are steady growers and need little care .

برخی از گیاهان رشدکننده های پایدار هستند و به مراقبت کمی نیاز دارند.

substantial [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ توجه

Ex: The scientist made substantial progress in understanding the mechanism of the disease .

دانشمند پیشرفت قابل توجهی در درک مکانیسم بیماری داشت.

solely [قید]
اجرا کردن

فقط

Ex: He donated the money solely out of gratitude .

او پول را فقط از روی قدردانی اهدا کرد.

to enrich [فعل]
اجرا کردن

غنی کردن

Ex: She enriches her lessons by including real-life examples .

او با گنجاندن مثال‌هایی از زندگی واقعی، درس‌هایش را غنی می‌کند.

nutrient [اسم]
اجرا کردن

ماده مغذی

Ex: During rapid vegetative growth , a plant 's uptake of water-soluble nutrients like calcium and magnesium can outpace what the soil naturally provides .

در طول رشد رویشی سریع، جذب مواد مغذی محلول در آب مانند کلسیم و منیزیم توسط یک گیاه می‌تواند از آنچه خاک به طور طبیعی فراهم می‌کند فراتر رود.

to pump [فعل]
اجرا کردن

پمپاژ کردن

Ex: The gas station attendant helped pump fuel into the car 's tank .

کارمند پمپ بنزین به پمپاژ سوخت به داخل باک ماشین کمک کرد.

barely [قید]
اجرا کردن

به‌سختی

Ex: The car barely had enough fuel to make it to the nearest gas station .

ماشین به زحمت سوخت کافی برای رسیدن به نزدیک‌ترین پمپ بنزین را داشت.

crop [اسم]
اجرا کردن

محصول

Ex: They rotated their crop of soybeans to maintain soil fertility .

آنها محصول سویای خود را چرخاندند تا حاصلخیزی خاک را حفظ کنند.

resistance [اسم]
اجرا کردن

مقاومت (در برابر بیماری)

Ex: Certain plants evolved resistance to harsh environmental conditions .
chain [اسم]
اجرا کردن

a series of connected or interdependent items or events

Ex: A chain of friendships helped her settle in quickly .
to exhaust [فعل]
اجرا کردن

تمام کردن

Ex: The factory 's production processes were inefficient , causing it to exhaust raw materials at a faster rate than necessary .

فرآیندهای تولید کارخانه ناکارآمد بودند، که باعث می‌شد مواد خام را سریع‌تر از حد لازم تمام کند.

gently [قید]
اجرا کردن

به آرامی

Ex: She gently stirred the soup with a wooden spoon .

او سوپ را آرام با یک قاشق چوبی هم زد.

to recycle [فعل]
اجرا کردن

بازیافت کردن

Ex: Many communities encourage residents to recycle plastic bottles to reduce environmental pollution .
classic [صفت]
اجرا کردن

کلاسیک

Ex: It 's a classic rookie mistake to skip reading the instructions .

رد کردن خواندن دستورالعمل‌ها یک اشتباه کلاسیک تازه‌کارها است.

yield [اسم]
اجرا کردن

بازده

Ex: The orchard 's yield of apples was lower this year due to unfavorable weather conditions .

بازده باغ سیب امسال به دلیل شرایط نامساعد جوی کمتر بود.

phenomenon [اسم]
اجرا کردن

پدیده

Ex: The young pianist is a musical phenomenon .

پیانیست جوان یک پدیده موسیقایی است.

to boom [فعل]
اجرا کردن

پیشرفت کردن

Ex: The popularity of the band boomed after their latest album was released .

محبوبیت گروه پس از انتشار آخرین آلبومشان افزایش یافت.

اجرا کردن

کانتینر

Ex: He works as a logistics coordinator , overseeing the movement of shipping containers .

او به عنوان هماهنگ کننده لجستیک کار می‌کند، بر حرکت کانتینرهای حمل و نقل نظارت دارد.

car park [اسم]
اجرا کردن

پارکینگ

Ex: He parked his car in the designated car park before heading into the mall .

او ماشینش را در پارکینگ مشخص شده پارک کرد قبل از اینکه به سمت مرکز خرید برود.

virtuous [صفت]
اجرا کردن

شریف

Ex: Despite facing temptations , he remained virtuous and true to his principles .

علیرغم مواجهه با وسوسه‌ها، او فضیلتمند باقی ماند و به اصول خود وفادار بود.

to install [فعل]
اجرا کردن

نصب کردن

Ex: The mechanic will install the new engine components to improve the car 's performance .

مکانیک قطعات جدید موتور را نصب خواهد کرد تا عملکرد ماشین را بهبود بخشد.

roughly [قید]
اجرا کردن

تقریباً

Ex: He earns roughly the same amount as his colleague .

او تقریباً همان مقدار همکارش درآمد دارد.

to run [فعل]
اجرا کردن

اداره کردن

Ex: Employees hope for changes in how the company is run .

کارمندان امیدوار به تغییراتی در نحوه مدیریت شرکت هستند.

to consume [فعل]
اجرا کردن

مصرف کردن

Ex: Electric vehicles are designed to be more efficient , consuming less energy compared to traditional gasoline-powered cars .

وسایل نقلیه الکتریکی طراحی شده‌اند تا کارآمدتر باشند، مصرف انرژی کمتری در مقایسه با خودروهای سنتی بنزینی دارند.

fraction [اسم]
اجرا کردن

کسر

Ex: She simplified the fraction 8/12 to 2/3 .

او کسر 8/12 را به 2/3 ساده کرد.

organic [صفت]
اجرا کردن

طبیعی (بدون اصلاح ژنتیکی)

Ex: Organic cotton is grown without the use of synthetic chemicals , making it a more eco-friendly choice for clothing and textiles .

پنبه ارگانیک بدون استفاده از مواد شیمیایی مصنوعی کشت می‌شود، که آن را به انتخابی دوستدار محیط زیست برای لباس و منسوجات تبدیل می‌کند.

suited [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: The lightweight fabric of the dress is suited for hot weather.

پارچه سبک لباس برای آب و هوای گرم مناسب است.

radish [اسم]
اجرا کردن

تربچه

Ex: She harvested a bunch of radishes from the garden and shared them with her neighbors .

او یک دسته تربچه از باغ چید و با همسایه‌هایش تقسیم کرد.

simply [قید]
اجرا کردن

فقط

Ex: The message on the sign is simply that parking is not allowed .
اجرا کردن

با این وجود

Ex: The cost was prohibitive ; they bought it nevertheless .

هزینه سرسام‌آور بود؛ با این حال آن را خریدند.

harvest [اسم]
اجرا کردن

بار

Ex: Rice harvests are usually carried out in late autumn .
اجرا کردن

نمایندگی کردن

Ex: The new product line is expected to account for a considerable share of the company 's future profits .

انتظار می‌رود که خط تولید جدید سهم قابل توجهی از سودهای آینده شرکت را به خود اختصاص دهد.

overall [قید]
اجرا کردن

در مجموع

Ex: He had his ups and downs , but overall , he had a happy childhood .

او فراز و نشیب‌هایی داشت، اما به طور کلی، کودکی شادی داشت.

versus [حرف اضافه]
اجرا کردن

در برابر

Ex: Cats versus dogs : which pet is more popular in the world ?

گربه‌ها در مقابل سگ‌ها: کدام حیوان خانگی در جهان محبوب‌تر است؟

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)