ضعیفالنفس
در بسیاری از داستانهای تخیلی، برخی شخصیتها به عنوان معصوم به تصویر کشیده میشوند، در حالی که شخصیتهای انسانی طبیعت خطاپذیر خود را از طریق اشتباهات و نقصها نشان میدهند.
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 2 - خواندن - بخش 2 (2) در کتاب دورهای Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ضعیفالنفس
در بسیاری از داستانهای تخیلی، برخی شخصیتها به عنوان معصوم به تصویر کشیده میشوند، در حالی که شخصیتهای انسانی طبیعت خطاپذیر خود را از طریق اشتباهات و نقصها نشان میدهند.
اخلاقا
پزشک تمام بیماران را اخلاقی صرف نظر از پیشینهشان درمان کرد.
شناختی
آزمایش علمی شرکتکنندگان را شناختی آزمایش کرد، حافظه و توجه را اندازهگیری کرد.
راه
چندین راه برای یادگیری یک زبان جدید وجود دارد.
هدایت کردن
سرمایهگذاران روندهای بازار را به دقت بررسی میکنند تا هدایت پرتفوی مالی خود را به سمت فرصتهای سودآور انجام دهند.
خیالپرور
آرمانهای آرمانشهری او الهامبخش بودند، اما فاقد راهحلهای عملی بودند.
مقصد
تکمیل پروژه در زمان مقرر و در چارچوب بودجه، مقصد اصلی تیم بود.
کافی
دستورالعملهای ارائه شده برای او کافی بودند تا کار را تکمیل کند.
با توجه به
موفقیت پروژه نامشخص است، با توجه به منابع محدود موجود.
قبیله ای
جامعههای قبیلهای اغلب دارای پیوندهای خویشاوندی قوی و ارزشهای جمعی هستند.
متناقض
تیم درباره اینکه کدام استراتژی را دنبال کند درگیر بود، زیرا هر دو گزینه مزایا و معایب خود را داشتند.
عذاب
خانواده در رنج جمعی خود پس از از دست دادن خانهشان سهیم شدند.
تأثیر داشتن
سختکوشی او به موفقیت پروژه کمک کرد.
*استفاده کردن
معلم نشانهگیری کرد اشارهگر لیزری را به سمت نقشه تا مکانهای مهم را برجسته کند.
راهنما (شخص)
کشف مانند یک راهنما در مسیر جنگل انبوه عمل کرد.
قربانی کردن
افراد ممکن است برخی از تجملات را فدا کنند تا برای اهداف مهم زندگی پسانداز کنند.
the capacity to act independently and make decisions without undue influence
منصرف کردن
بازخورد منفی منتقدان او را از پیگیری علاقهاش به نقاشی دلسرد نکرد.
وقفه
اشتباه او در قضاوت به تصمیمی تأسفبار منجر شد.
در حال حاضر
در حال حاضر، شرایط آب و هوایی برای فعالیتهای خارج از منزل مساعد است.
تبعیض قائل شدن
قانون کسبوکارها را از تبعیض علیه مشتریان بر اساس ناتوانیشان منع میکند.
به نفع
من موافق هستم وقت بیشتری را در فضای باز بگذرانم.
خود را محروم کردن
علیرغم رایحه وسوسهانگیز، او از وسوسه سفارش دسر در رستوران خودداری کرد.
اخلاقی
او به دلیل برخورد اخلاقی با وضعیت حساس مورد تحسین قرار گرفت.
متوجه شدن
موتور ماشین صدایی داد که قبلاً متوجه نشده بودم.
بعید
کارآگاه معذرت غیرقابل باور مظنون را به سختی جدی گرفت.
ورودی
بازخورد مشتری به عنوان ورودی ارزشمندی برای بهبود محصول عمل میکند.
منابع
بهطور مؤثر
او وظایف روزانه خود را به طور کارآمد سازماندهی کرد، اطمینان حاصل کرد که بار کاری متعادلی دارد.
عمل کردن
در زمان بحران، رهبران باید با قاطعیت عمل کنند تا ایمنی و رفاه مردم خود را تضمین کنند.
به نفع
او به منظور حفظ صلح و هماهنگی سازش کرد.
محروم کردن
دستور دادگاه به منظور محروم کردن متهم از دسترسی به برخی داراییها در طول رسیدگیهای قانونی بود.
ارشد
شرکت یک تحلیلگر ارشد را برای مدیریت گزارشهای مالی خود استخدام کرد.
رفتار کردن
او همیشه با دوستانش با مهربانی و احترام رفتار میکند.
بهطور مساوی
در یک انتخابات منصفانه، رأی هر فرد به طور مساوی شمارش میشود.
مشخص کردن
قرارداد باید شرایط پرداخت، از جمله مبلغ و تاریخ سررسید را مشخص کند.
فرورفتگی
حالش بعد از شنیدن خبر بد به فرود رفت.
اعتقاد راسخ به چیزی داشتن
من به روال تمرینیم پایبند خواهم ماند، حتی اگر سخت شود.