کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 3 - شنیدن - بخش 1

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 3 - شنیداری - بخش 1 در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
speaking [حرف ندا]
اجرا کردن

بله، گوش می‌دهم

Ex:

"سلام، این بخش منابع انسانی است؟" "صحبت می‌کنم. می‌توانم کمکتان کنم؟"

over [حرف اضافه]
اجرا کردن

از طریق

Ex: They made the deal over email .

آنها معامله را از طریق ایمیل انجام دادند.

number [اسم]
اجرا کردن

a numeral or sequence of numerals used for identification, often linked to accounts, memberships, or official records

Ex: She wrote down the reference number for the parcel .
double [صفت]
اجرا کردن

دوتا

Ex: The code required entering a double zero to proceed to the next screen .

کد نیاز به وارد کردن یک صفر دوبل برای رفتن به صفحه بعدی داشت.

competition [اسم]
اجرا کردن

رقابت

Ex: The competition for the best home-made cake is tomorrow .

مسابقه برای بهترین کیک خانگی فردا برگزار می‌شود.

to enter [فعل]
اجرا کردن

ثبت نام کردن

Ex: He made the decision to enter the professional association for marketing professionals .

او تصمیم گرفت به انجمن حرفه‌ای متخصصان بازاریابی وارد شود.

اجرا کردن

معاشرت کردن با

Ex: The group is currently socializing at the community center .

گروه در حال حاضر در مرکز جامعه در حال معاشرت است.

membership [اسم]
اجرا کردن

عضویت

Ex: She renewed her membership in the gym to continue accessing the facilities and classes .

او عضویت خود در باشگاه را تمدید کرد تا به امکانات و کلاس‌ها دسترسی داشته باشد.

associate [اسم]
اجرا کردن

عضو

Ex: The company 's associates play a vital role in supporting its mission and goals .

همکاران شرکت نقش حیاتی در حمایت از ماموریت و اهداف آن ایفا می‌کنند.

to vote [فعل]
اجرا کردن

فراهم کردن

Ex: The organization voted funding for scholarships to support underprivileged students .

سازمان برای تأمین مالی بورسیه‌ها به منظور حمایت از دانش‌آموزان محروم رأی داد.

to find out [فعل]
اجرا کردن

حقیقت را کشف کردن

Ex: He found out about the promotion through an email from his boss .

او از طریق یک ایمیل از رئیس خود درباره ارتقاء مطلع شد.

to compete [فعل]
اجرا کردن

مسابقه دادن

Ex: Several companies are competing for the contract .

چندین شرکت برای قرارداد رقابت می‌کنند.

theme [اسم]
اجرا کردن

موضوع بحث

Ex: The theme of the meeting was to improve workplace communication .

موضوع جلسه بهبود ارتباط در محیط کار بود.

to entitle [فعل]
اجرا کردن

عنوان دادن

Ex: The journalist worked to entitle the article in a way that encapsulated the essence of the story .

روزنامه‌نگار تلاش کرد تا مقاله را به گونه‌ای عنوان‌گذاری کند که جوهره داستان را در بر بگیرد.

domestic [صفت]
اجرا کردن

خانگی

Ex: Her artwork reflects quiet scenes of domestic life .

اثر هنری او صحنه‌های آرام زندگی خانوادگی را منعکس می‌کند.

اجرا کردن

مربوط بودن به

Ex: The lecture series is designed to relate to various aspects of art and culture .

سری سخنرانی‌ها طراحی شده‌اند تا به جنبه‌های مختلف هنر و فرهنگ مرتبط باشند.

feedback [اسم]
اجرا کردن

بازخورد

Ex: I appreciate your feedback on my proposal ; it will help me refine it .

من از بازخورد شما در مورد پیشنهادم قدردانی می‌کنم؛ این به من کمک می‌کند تا آن را اصلاح کنم.

composition [اسم]
اجرا کردن

ترکیب‌بندی (نقاشی، تصویر)

Ex: Artists experiment with composition to evoke different emotions .
اجرا کردن

نقد کردن

Ex: When reviewing a book , it 's essential to criticize the plot , character development , and writing style .

هنگام بررسی یک کتاب، ضروری است که انتقاد کنید از طرح، توسعه شخصیت و سبک نوشتاری.

coast [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The scenic drive along the coast was breathtaking .

رانندگی دیدنی در امتداد ساحل نفس‌گیر بود.

instruction [اسم]
اجرا کردن

دستور‌العمل

Ex:

نرم‌افزار با دستورالعمل‌های گام به گام همراه بود تا به کاربران در پیمایش ویژگی‌های آن کمک کند.

to capture [فعل]
اجرا کردن

نشان دادن (موضوعی در اثر هنری)

Ex: The music captured the spirit of adventure , making everyone feel inspired .

موسیقی روح ماجراجویی را به تصویر کشید، و همه را الهام بخشید.

basically [قید]
اجرا کردن

به‌طور کلی

Ex: After hours of troubleshooting , the technician concluded that , basically , the problem was a faulty power supply .

پس از ساعت‌ها عیب‌یابی، تکنسین به این نتیجه رسید که اساساً مشکل منبع تغذیه معیوب بود.

subject [اسم]
اجرا کردن

سوژه

Ex: Still-life paintings often feature fruit as the subject .
scene [اسم]
اجرا کردن

منظره

Ex: His drawing of the winter scene included children playing in the snow .

نقاشی او از صحنه زمستانی شامل کودکانی بود که در برف بازی می‌کردند.

to suspect [فعل]
اجرا کردن

حدس زدن

Ex: She suspects there 's more to the story than he 's telling her .

او شک دارد که بیشتر از آنچه که به او می‌گوید در داستان وجود دارد.

keen [صفت]
اجرا کردن

مشتاق

Ex: He ’s quite keen on taking up photography as a hobby .

او به شروع عکاسی به عنوان یک سرگرمی بسیار مشتاق است.

to outline [فعل]
اجرا کردن

خلاصه گفتن

Ex: In the business plan , the entrepreneur outlined the goals and strategies for the next quarter .

در طرح کسب‌وکار، کارآفرین اهداف و استراتژی‌ها را برای سه‌ماهه آینده خلاصه کرد.

delighted [صفت]
اجرا کردن

راضی

Ex: The delighted laughter of the children echoed through the playground .

خنده‌های شاد کودکان در زمین بازی طنین انداز شد.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)