کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) در کتاب درسی Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
اجرا کردن

در نظر گرفتن

Ex: To determine the true cost of a purchase , it 's necessary to factor in not only the initial price but also ongoing expenses .

برای تعیین هزینه واقعی یک خرید، لازم است نه تنها قیمت اولیه بلکه هزینه‌های جاری را نیز در نظر بگیرید.

to ship [فعل]
اجرا کردن

ارسال کردن

Ex:

تولید کننده مواد اولیه را به تاسیسات تولیدی در سراسر کشور برای مونتاژ ارسال می‌کند.

fossil fuel [اسم]
اجرا کردن

سوخت فسیلی

Ex: Natural gas is considered a cleaner fossil fuel compared to coal .

گاز طبیعی به عنوان یک سوخت فسیلی پاک‌تر در مقایسه با زغال سنگ در نظر گرفته می‌شود.

to [make] sense [عبارت]
اجرا کردن

منطقی بودن

Ex: After hearing all the evidence , the verdict made sense to the jury .
perspective [اسم]
اجرا کردن

دید

Ex: It 's important to consider different perspectives when making important decisions .

مهم است که دیدگاه‌های مختلف را هنگام تصمیم‌گیری‌های مهم در نظر بگیرید.

promising [صفت]
اجرا کردن

(آینده) امیدبخش

Ex: His dedication and hard work make him a promising candidate for promotion .

فداکاری و سخت‌کوشی او، او را به یک نامزد امیدوارکننده برای ارتقاء تبدیل می‌کند.

abundant [صفت]
اجرا کردن

فراوان

Ex: Our local market offers abundant fresh fruits and vegetables year-round .

بازار محلی ما میوه‌ها و سبزیجات تازه فراوان را در طول سال ارائه می‌دهد.

innovation [اسم]
اجرا کردن

نوآوری

Ex: Many industries rely on innovation to stay ahead of competitors .

صنایع بسیاری برای پیشی گرفتن از رقبا به نوآوری متکی هستند.

affair [اسم]
اجرا کردن

رویداد

Ex: The town organized a cultural affair each summer .
اجرا کردن

to come to a decision or judgment after considering evidence, arguments, or facts

Ex: It 's important to gather all the facts before reaching a conclusion about what happened .
novel [صفت]
اجرا کردن

نو

Ex: The architect 's design for the new building featured a novel use of sustainable materials and energy-efficient technology .
اجرا کردن

با موفقیت بر چیزی غلبه کردن

Ex: They finally broke through the resistance to change .

آنها در نهایت بر مقاومت در برابر تغییر غلبه کردند.

at present [قید]
اجرا کردن

در حال حاضر

Ex: At present , the city is undergoing significant infrastructure improvements .

در حال حاضر، شهر در حال بهبود زیرساخت‌های قابل توجهی است.

اجرا کردن

کارآمد اما مقرون‌به‌صرفه

Ex: The software upgrade was cost-effective , as it improved productivity without requiring additional hardware purchases .

ارتقای نرم‌افزار مقرون به صرفه بود، زیرا بدون نیاز به خرید سخت‌افزار اضافی، بهره‌وری را بهبود بخشید.

اجرا کردن

مواد خام

Ex: Cotton fibers are a primary raw material in the textile industry for making clothing and fabrics .

الیاف پنبه یک ماده خام اولیه در صنعت نساجی برای ساخت لباس و پارچه است.

shortage [اسم]
اجرا کردن

کمبود

Ex: Farmers are worried about a fertilizer shortage affecting their crops .
resistance [اسم]
اجرا کردن

مقاومت

Ex: There was quiet resistance to the new policy .
to contain [فعل]
اجرا کردن

در بر گرفتن

Ex: The recipe contains a variety of spices to enhance the flavor .

دستور غذا حاوی انواع ادویه‌ها برای بهبود طعم است.

potential [صفت]
اجرا کردن

محتمل

Ex: She noticed potential flaws in the design and suggested improvements .

او نقص‌های بالقوه در طراحی را متوجه شد و بهبودهایی را پیشنهاد داد.

reference [اسم]
اجرا کردن

مرجع

Ex: The movie included a reference to a famous scene from an older film .

فیلم شامل یک ارجاع به صحنه‌ای معروف از یک فیلم قدیمی‌تر بود.

high-rise [صفت]
اجرا کردن

چندطبقه

Ex:

ساختمان اداری جدید بلندمرتبه بر خط افق مرکز شهر مسلط است.

indication [اسم]
اجرا کردن

نشانه

Ex: Early success is often an indication of future performance .
belief [اسم]
اجرا کردن

باور

Ex: His belief in karma led him to always act with kindness towards others .

باور او به کارما باعث شد همیشه با مهربانی با دیگران رفتار کند.

اجرا کردن

در نظر گرفتن به عنوان

Ex: She regards him as a talented artist.

او او را به عنوان یک هنرمند با استعداد در نظر می‌گیرد.

prone [صفت]
اجرا کردن

متمایل

Ex: She is prone to anxiety in high-pressure situations .

او مستعد اضطراب در موقعیت‌های پرتنش است.

to equal [فعل]
اجرا کردن

برابر بودن

Ex: No one can equal her skill in playing the piano .

هیچ کس نمی‌تواند در نواختن پیانو با او برابری کند.

in terms of [حرف اضافه]
اجرا کردن

از نظر

Ex: In terms of customer service , this restaurant excels in providing a pleasant dining experience .

از نظر خدمات به مشتری، این رستوران در ارائه یک تجربه غذاخوری دلپذیر عالی عمل می‌کند.

to assume [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: They assumed the project would be easy , but it turned out to be quite challenging .

آنها فرض کردند که پروژه آسان خواهد بود، اما معلوم شد که کاملاً چالش‌برانگیز است.

to offer [فعل]
اجرا کردن

پخش کردن

Ex: The restaurant offers a special menu for lunchtime patrons .

رستوران یک منوی ویژه برای مشتریان ناهار ارائه می‌دهد.

comparable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌مقایسه

Ex: The data from different studies are not directly comparable due to methodological differences .

داده‌های حاصل از مطالعات مختلف به دلیل تفاوت‌های روش‌شناختی مستقیماً قابل مقایسه نیستند.

expense [اسم]
اجرا کردن

هزینه

Ex: When planning a trip , it 's essential to consider all potential expenses , including accommodations , transportation , and meals .
due to [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌دلیل

Ex: The increase in prices was due to inflation .

افزایش قیمت‌ها به دلیل تورم بود.

to base [فعل]
اجرا کردن

پایه گذاری کردن

Ex: The film production company decided to base its studio in a city renowned for its vibrant arts and entertainment scene .

شرکت تولید فیلم تصمیم گرفت استودیوی خود را در شهری مستقر کند که به صحنه پر جنب و جوش هنر و سرگرمی معروف است.

including [حرف اضافه]
اجرا کردن

شامل

Ex:

چندین کشور، از جمله فرانسه و ایتالیا، در اجلاس شرکت کردند.

اجرا کردن

در جای امن نگهداری کردن

Ex: The laboratory technician locked away hazardous chemicals in a designated storage area .

تکنسین آزمایشگاه مواد شیمیایی خطرناک را در یک منطقه ذخیره‌سازی مشخص قفل کرد.

range [اسم]
اجرا کردن

an area in which something acts, operates, or has influence or control

Ex: The policy affects a range of social issues .
slag [اسم]
اجرا کردن

سرباره

Ex: The slag from the iron smelter was carefully examined under a microscope to identify any valuable minerals still embedded within its glassy matrix .

سرباره کوره ذوب آهن به دقت زیر میکروسکوپ بررسی شد تا هر گونه ماده معدنی با ارزشی که هنوز در ماتریس شیشه‌ای آن قرار دارد، شناسایی شود.

power plant [اسم]
اجرا کردن

نیروگاه برق

Ex:

در طول قطعی برق، بسیاری از مردم به پارک محلی رفتند، جایی که نیروگاه خورشیدی همچنان مقداری نور فراهم می‌کرد.

اجرا کردن

ادغام کردن

Ex: The revised policy will incorporate suggestions from employees for improvement .

سیاست تجدید نظر شده پیشنهادات کارمندان را برای بهبود دربرخواهد گرفت.

durability [اسم]
اجرا کردن

دوام

Ex: Manufacturers guarantee the durability of their products with extended warranties .

تولیدکنندگان دوام محصولات خود را با گارانتی‌های تمدید شده تضمین می‌کنند.

smelting [اسم]
اجرا کردن

ذوب

Ex: The village had a place for the smelting of metals .

روستا مکانی برای ذوب فلزات داشت.

council [اسم]
اجرا کردن

شورا

Ex: Residents can submit complaints to the council office .

ساکنان می‌توانند شکایات خود را به دفتر شورا ارائه دهند.

to note [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن

Ex: The manager noted the issues in the report before moving forward .

مدیر قبل از ادامه دادن، مسائل موجود در گزارش را توجه کرد.

content [اسم]
اجرا کردن

محتوا

Ex: The chocolate bar lists cocoa content on the label .

نوار شکلات محتوای کاکائو را روی برچسب فهرست می‌کند.

overall [قید]
اجرا کردن

در مجموع

Ex: He had his ups and downs , but overall , he had a happy childhood .

او فراز و نشیب‌هایی داشت، اما به طور کلی، کودکی شادی داشت.

calculation [اسم]
اجرا کردن

تحلیل

Ex: His decision was based on careful calculation .

تصمیم او بر اساس محاسبه دقیق بود.

life cycle [اسم]
اجرا کردن

چرخه زندگی

Ex: The company tracks the life cycle of each machine .

شرکت چرخه عمر هر ماشین را ردیابی می‌کند.

اجرا کردن

قراردادی

Ex: Her conventional approach to problem-solving is appreciated by her colleagues , who prefer traditional methods .

رویکرد مرسوم او در حل مسئله توسط همکارانش که روش‌های سنتی را ترجیح می‌دهند، مورد تقدیر قرار می‌گیرد.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)