Cambridge IELTS 18 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیدن - بخش 1
در اینجا میتوانید واژگان از آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a letter written by a former employer about a former employee who has applied for a new job, giving information about them

معرفینامه
معرفی نامه او اخلاق کاری قوی و مهارتهای ارتباطی عالی او را برجسته کرد.
a position or job that is available

فرصت شغلی
او برای موقعیت شغلی خالی در بخش حسابداری درخواست داد.
the general opinion that the public has about someone or something because of what they did in the past

آوازه, شهرت، خوشنامی
شهرت او بهعنوان یک کارمند قابل اعتماد و سختکوش باعث ارتقای شغلی او شد.
a group of people who work for a particular company or organization

پرسنل, کارکنان
او از کارکنان به خاطر کار سخت و فداکاریشان تشکر کرد.
someone who is paid by another to work for them

کارمند
کارمند سیاستها و رویههای شرکت را رعایت کرد.
to think or believe that something is possible or true, without being sure

فرض کردن, فکر کردن، گمان کردن، تصور کردن، انتظار داشتن
با توجه به پیشبینی آب و هوا، فرض میکنم که بعداً امروز باران خواهد بارید.
the period of time when a group of people work during the day or night

شیفت کاری, نوبت
شیفت کاری من ساعت 6 صبح شروع میشود و ساعت 2 بعدازظهر پایان مییابد.
related to or involving only one certain thing

مختص
او یک درخواست خاص برای کتاب با جلد آبی کرد.
an activity or action that must be performed

شرط, پیشنیاز، مقتضیات
این شغل یک نیاز آموزشی دارد.
to try to find something or someone

به دنبال چیزی یا کسی بودن, جستوجو کردن
آنها قبل از بازگشت به خانه به دنبال جایی برای خوردن غذا گشتند.
characterized by continuous and often rapid change or progress

پویا, در حال تغییر مداوم
بازار سهام محیطی پویا است، جایی که قیمتها و روندها میتوانند در عرض چند دقیقه تغییر کنند.
having a strong enthusiasm, desire, or excitement for something or someone

مشتاق, علاقمند
او علاقهی شدیدی به نواختن گیتار دارد.
to be socially fit for or belong within a particular group or environment

پیوستن, عضو شدن
او سعی کرد با یادگیری زبان و آداب و رسوم، با فرهنگ محلی هماهنگ شود.
to have a good relationship with someone

با کسی رابطه خوب داشتن, با کسی کنار آمدن
او با همسایههایش خیلی خوب کنار نمیآید.
(of a task) needing great effort, skill, etc.

دشوار, چالشبرانگیز
مراقبت از کودکان کوچک میتواند پرزحمت باشد، نیاز به توجه مداوم و صبر دارد.
to the same amount or degree

بهطور برابر, به یک اندازه
دوقلوها در نواختن پیانو به یک اندازه ماهر هستند.
to naturally be good at noticing, judging, or appreciating something, particularly a thing's value or a person's talents

صاحب نظر بودن, سلیقه خوبی داشتن
او در تشخیص استعداد صاحب نظر است.
a small part or component considered separately from the whole

ریزهکاری (در اثر هنری و...)
این مدل بر جزئیات هر جزء تمرکز دارد.
to need or demand something as necessary for a particular purpose or situation

نیاز داشتن, لازم داشتن
درخواست شغل نیازمند رزومه و نامه پوششی خواهد بود.
an official document that states one has successfully passed an exam or completed a course of study

مدرک (تحصیلی)
او گواهینامه خود را قاب گرفت و آن را به دیوار دفترش آویزان کرد.
someone who observes or directs a person or an activity

سرپرست, سوپروایزر
او نگرانیهای خود را به سرپرست خود در مورد زمانبندی پروژه گزارش داد.
easily recognized due to prior contact or involvement, often evoking a sense of comfort or ease

آشنا
او در محیط آشنا زادگاهش احساس آرامش کرد.
to contain or include something as a necessary part

شامل بودن, در بر گرفتن
من نمیدانستم که اجرای یک نمایش مستلزم این همه کار است.
in a way that is easily understandable or noticeable

بهطور مشخص, آشکارا
او برای امتحان درس نخواند، و واضح است که عملکردش آن را منعکس کرد.
an amount of food served to one person

پرس (غذا)
پرسهای رستوران به اندازهای بزرگ بودند که بین دو نفر قابل تقسیم باشند.
a particular set of actions conducted in a certain way

رویه, اصول، پروسه
آزمایشگاه یک رویه استاندارد برای آزمایش نمونهها دارد تا نتایج ثابتی تضمین شود.
the necessary things that you need for doing a particular activity or job

تجهیزات, ابزار، وسیله
سرآشپز از انواع تجهیزات آشپزخانه از جمله چاقوها و تابهها استفاده میکند.
to act accordingly to someone or something's advice, commands, or instructions

پیروی کردن, اطاعت کردن، اجرا کردن
او در پیروی از دستورالعملهای پیچیده مشکل دارد.
an amount of money we receive for doing our job, usually monthly

حقوق و دستمزد
او قبل از پیوستن به شرکت در مورد حقوق خود مذاکره کرد.
to prepare things in anticipation of a specific purpose or event

راه اندازی کردن, آماده کردن
او برای این مناسبت خاص میز را با ظروف شام زیبا چید.
a store, office, etc. that belongs to a larger business, organization, etc. and is representing it in a certain area

شعبه
خردهفروش پوشاک چندین شعبه در سراسر کشور دارد که هر یک مجموعهای گسترده از کالاهای مد ارائه میدهند.
a highly trained cook who often cooks for hotels or restaurants

سرآشپز, آشپز
او سالها در مدرسه آشپزی آموزش دید تا یک سرآشپز حرفهای شود و به دنبال علاقهاش به آشپزی برود.
a job, role, or function within an organization

منصب
موقعیت به تجربه در امور مالی نیاز دارد.
having a higher status or rank than someone else within an organization, profession, or hierarchy

ارشد, مافوق
افسر ارشد با اطمینان و حرفهایگری در شرایط چالشبرانگیز واحد را رهبری کرد.
(of a person) having an obligation to do something or to take care of someone or something as part of one's job or role

مسئول, پاسخگو (در قبال چیزی)، عهدهدار
والدین مسئول آموزش ارزشها و مهارتهای زندگی به فرزندان خود هستند.
to put or organize things in a tidy or systematic way

دستهبندی کردن, تفکیک کردن
کتابدار تصمیم گرفت کتابها را در قفسهها مرتب کند تا مراجعهکنندگان راحتتر آنها را پیدا کنند.
an item or package that is brought to a person or place, often as part of a service or order

تحویل, مرسوله
شرکت چندین تحویل به دفتر در طول روز انجام داد.
more than average, but not too much

نسبتاً
من اخیراً نسبتاً مشغول بودهام، روی چندین پروژه کار میکنم.
easy to comprehend or perform without any difficulties

واضح, ساده
دستورالعملهای مونتاژ مبلمان سرراست بودند، با مراحل واضحی که هر کسی میتوانست دنبال کند.
to learn how something works or how to use it

قلق چیزی دست آمدن, راه و چاهش را یاد گرفتن
وقتی قلقش دستت بیاید، دوچرخهسواری آسان میشود.
in collaboration or cooperation with

در کنار، با همکاری
سازمان در کنار سازمانهای دولتی برای ارائه کمک در طول بحران کار کرد.
important or good enough to be treated or viewed in a particular way

ارزش (داشتن)
نشانه تاریخی ارزش بازدید را دارد تا درباره میراث فرهنگی غنی منطقه بیاموزید.
to convey or make a specific impression when read about or when heard

بهنظر رسیدن, بهنظر آمدن
to send a letter, document, or package to its intended destination using postal services

فرستادن, ارسال کردن
دستیار دفتر تمام فاکتورها را به موقع به مشتریان ارسال کرد.
to make something stay in the same state or condition

نگه داشتن
مهندسان اغلب ماشینآلات را نگهداری میکنند تا عملکرد بهینه را تضمین کنند.
a detailed description or requirement of something, often outlining its features, standards, or purpose

مشخصات, جزئیات ویژگیها
مهندس یک مشخصات برای نیازهای ساختاری ساختمان جدید ارائه داد.
a certificate, degree, or diploma received after completing a training, course, or exam successfully

مدرک, گواهینامه
یک مدرک بالاتر میتواند به شما کمک کند تا شغل بهتری پیدا کنید.
