کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیداری - بخش 1

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
reference [اسم]
اجرا کردن

معرفی‌نامه

Ex: Her glowing reference helped her secure the position she had applied for .

توصیه‌نامه درخشان او به او کمک کرد تا موقعیتی را که برای آن درخواست داده بود، تضمین کند.

vacancy [اسم]
اجرا کردن

فرصت شغلی

Ex: She received an email notification about a vacancy for a software developer .

او یک اطلاعیه ایمیل درباره یک موقعیت شغلی خالی برای یک توسعه دهنده نرم افزار دریافت کرد.

reputation [اسم]
اجرا کردن

آوازه

Ex: He did n't want to risk his reputation by being associated with the controversial project .

او نمی‌خواست با ارتباط با پروژه جنجالی، آبروی خود را به خطر بیاندازد.

staff [اسم]
اجرا کردن

پرسنل

Ex: The management provided lunch for the entire staff today .

مدیریت امروز ناهار را برای تمام کارکنان فراهم کرد.

employee [اسم]
اجرا کردن

کارمند

Ex: The factory employee was eating lunc in the cafeteria .

کارمند کارخانه در کافه تریا ناهار می‌خورد.

to suppose [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: She did n't suppose that her simple idea would turn into a successful business .

او فرض نمی‌کرد که ایده ساده‌اش به یک کسب‌وکار موفق تبدیل شود.

shift [اسم]
اجرا کردن

شیفت کاری

Ex:

پرستاران شیفت شب خود را در بیمارستان شروع می‌کنند.

specific [صفت]
اجرا کردن

مختص

Ex: He has a specific preference for Italian cuisine when dining out .

او ترجیح خاصی برای آشپزی ایتالیایی وقتی بیرون غذا می‌خورد دارد.

requirement [اسم]
اجرا کردن

شرط

Ex: He met all the requirements for the certification exam .
to look for [فعل]
اجرا کردن

به دنبال چیزی یا کسی بودن

Ex: They had been looking for a new apartment for months before they finally found one that they liked .

آنها ماه‌ها در جستجوی یک آپارتمان جدید بودند قبل از اینکه بالاخره یکی را پیدا کنند که دوست داشتند.

dynamic [صفت]
اجرا کردن

پویا

Ex: The dynamic nature of social media trends means that popular topics can change overnight .

ماهیت پویا از روندهای رسانه‌های اجتماعی به این معنی است که موضوعات محبوب می‌توانند یک شبه تغییر کنند.

keen [صفت]
اجرا کردن

مشتاق

Ex: He ’s quite keen on taking up photography as a hobby .

او به شروع عکاسی به عنوان یک سرگرمی بسیار مشتاق است.

to fit in [فعل]
اجرا کردن

پیوستن

Ex: In high school , everyone wants to fit in and be part of a social group .

در دبیرستان، همه می‌خواهند جور شوند و بخشی از یک گروه اجتماعی باشند.

اجرا کردن

با کسی رابطه خوب داشتن

Ex: She finds it easy to get on with new people .

او رابطه خوب داشتن با افراد جدید را آسان می‌یابد.

demanding [صفت]
اجرا کردن

دشوار

Ex:

تعادل بین تکالیف مدرسه و فعالیت‌های فوق‌برنامه می‌تواند برای دانش‌آموزان سخت باشد و نیاز به مدیریت زمان و سازماندهی دارد.

equally [قید]
اجرا کردن

به‌طور برابر

Ex: The students were equally responsible for completing the group project .
اجرا کردن

سلیقه خوبی داشتن

Ex: She has an eye for interior design and can transform any space into something beautiful .
detail [اسم]
اجرا کردن

ریزه‌کاری (در اثر هنری و...)

Ex: Every detail of the wedding was carefully planned , from the flowers to the seating arrangement .
to require [فعل]
اجرا کردن

نیاز داشتن

Ex: The project 's success will require collaboration and effective communication among team members .

موفقیت پروژه نیازمند همکاری و ارتباط مؤثر بین اعضای تیم خواهد بود.

certificate [اسم]
اجرا کردن

مدرک (تحصیلی)

Ex: After passing the test , she was awarded a certificate in digital marketing .

پس از گذراندن آزمون، به او یک گواهینامه در بازاریابی دیجیتال اعطا شد.

supervisor [اسم]
اجرا کردن

سرپرست

Ex: Our supervisor conducts regular meetings to discuss team progress .

سرپرست ما جلسات منظمی را برای بحث در مورد پیشرفت تیم برگزار می‌کند.

familiar [صفت]
اجرا کردن

آشنا

Ex: The professor 's teaching style was familiar to the students who had taken his class before .

سبک تدریس استاد برای دانشجویانی که قبلاً در کلاس او شرکت کرده بودند آشنا بود.

to involve [فعل]
اجرا کردن

شامل بودن

Ex: The process involves using steam to sterilize the instruments .

فرآیند شامل استفاده از بخار برای استریل کردن ابزارها می‌شود.

obviously [قید]
اجرا کردن

به‌طور مشخص

Ex: He missed his flight and was obviously frustrated with the situation .

او پروازش را از دست داد و واضح بود که از این وضعیت ناراحت است.

portion [اسم]
اجرا کردن

پرس (غذا)

Ex: He carefully measured the portion of rice to ensure it fit within his dietary plan .

او به دقت بخش برنج را اندازه‌گیری کرد تا مطمئن شود که در برنامه غذایی او جای می‌گیرد.

procedure [اسم]
اجرا کردن

رویه

Ex: She carefully followed the procedure for setting up the new software system to avoid errors .

او با دقت روال نصب سیستم نرم‌افزاری جدید را دنبال کرد تا از خطاها جلوگیری کند.

equipment [اسم]
اجرا کردن

تجهیزات

Ex: The laboratory is equipped with scientific equipment for conducting experiments .

آزمایشگاه به تجهیزات علمی برای انجام آزمایش‌ها مجهز است.

to follow [فعل]
اجرا کردن

پیروی کردن

Ex: She followed the recipe loosely , adding her own twist to the dish .

او به صورت آزادانه دنبال کرد دستور العمل را، با اضافه کردن چرخش خود به غذا.

salary [اسم]
اجرا کردن

حقوق و دستمزد

Ex: The average salary in this industry has increased .

حقوق متوسط در این صنعت افزایش یافته است.

to set up [فعل]
اجرا کردن

راه اندازی کردن

Ex: She set the room up for the important business presentation.

او اتاق را برای ارائه مهم کسب و کار آماده کرد.

branch [اسم]
اجرا کردن

شعبه

Ex: She was promoted to manager of the local branch after working there for five years .

او پس از پنج سال کار در آنجا به مدیر شعبه محلی ارتقا یافت.

chef [اسم]
اجرا کردن

سرآشپز

Ex: During the cooking competition , each chef had to create a signature dish using only local ingredients .

در طول مسابقه آشپزی، هر سرآشپز باید یک غذای امضا با استفاده تنها از مواد محلی درست می‌کرد.

senior [صفت]
اجرا کردن

ارشد

Ex: The company hired a senior analyst to manage its financial reporting .

شرکت یک تحلیلگر ارشد را برای مدیریت گزارش‌های مالی خود استخدام کرد.

responsible [صفت]
اجرا کردن

مسئول

Ex: She feels responsible for the well-being of her elderly parents .

او احساس مسئولیت می‌کند برای رفاه والدین سالخورده‌اش.

to sort out [فعل]
اجرا کردن

دسته‌بندی کردن

Ex:

او نیاز داشت قبل از روشن کردن ماشین لباسشویی لباس‌ها را مرتب کند.

delivery [اسم]
اجرا کردن

تحویل

Ex: I ordered a delivery meal from my favorite restaurant last night .

دیشب یک وعده غذایی تحویل از رستوران مورد علاقه‌ام سفارش دادم.

fairly [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The cake was fairly sweet , but not overly so .

کیک نسبتاً شیرین بود، اما نه خیلی زیاد.

اجرا کردن

واضح

Ex: The recipe for the dish was straightforward , requiring only a few ingredients and basic cooking techniques .

دستور غذا سرراست بود، فقط به چند ماده و تکنیک‌های پخت اولیه نیاز داشت.

alongside [حرف اضافه]
اجرا کردن

در کنار، با همکاری

Ex: The artist worked alongside a renowned sculptor to create a masterpiece .

هنرمند در کنار یک مجسمه‌ساز مشهور کار کرد تا یک شاهکار خلق کند.

worth [صفت]
اجرا کردن

ارزش (داشتن)

Ex: The concert was worth attending , even with the high ticket prices .

کنسرت ارزش شرکت کردن را داشت، حتی با قیمت‌های بالای بلیط.

to sound [فعل]
اجرا کردن

به‌نظر رسیدن

Ex: Learning a new language sounds challenging but rewarding .

یادگیری یک زبان جدید به نظر می‌رسد چالش‌برانگیز اما پاداش‌دهنده است.

to send off [فعل]
اجرا کردن

فرستادن

Ex: They sent off their visa application to the consulate .

آنها درخواست ویزای خود را به کنسولگری فرستادند.

to maintain [فعل]
اجرا کردن

نگه داشتن

Ex: The IT department maintained the server to prevent potential issues .

دپارتمان فناوری اطلاعات سرور را حفظ کرد تا از مشکلات احتمالی جلوگیری کند.

اجرا کردن

مشخصات

Ex: The technician reviewed the specification of the new machinery before installation .

تکنسین قبل از نصب، مشخصات ماشین‌آلات جدید را بررسی کرد.

اجرا کردن

مدرک

Ex: A higher qualification can help you get a better job .

یک مدرک بالاتر می‌تواند به شما کمک کند تا شغل بهتری پیدا کنید.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)