کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
obesity [اسم]
اجرا کردن

چاقی مفرط

Ex: The prevalence of obesity is associated with various factors , including sedentary lifestyles , poor dietary habits , and genetic predisposition .
mainstream [صفت]
اجرا کردن

همه گیر

Ex: The band 's latest album was a mainstream success , topping the charts for weeks .

آخرین آلبوم گروه یک موفقیت جریان اصلی بود و برای هفته‌ها در صدر جدول‌ها قرار گرفت.

array [اسم]
اجرا کردن

یک مجموعه چشمگیر

Ex: Guests admired the array of awards displayed on the wall .

مهمانان مجموعه جوایز نمایش داده شده روی دیوار را تحسین کردند.

expansive [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: The mansion ’s expansive grounds included gardens , fountains , and walking paths .

زمین‌های وسیع عمارت شامل باغ‌ها، فواره‌ها و مسیرهای پیاده‌روی می‌شد.

to install [فعل]
اجرا کردن

نصب کردن

Ex: The mechanic will install the new engine components to improve the car 's performance .

مکانیک قطعات جدید موتور را نصب خواهد کرد تا عملکرد ماشین را بهبود بخشد.

to push [فعل]
اجرا کردن

تبلیغ کردن

Ex: The restaurant sought to push its new menu items .

رستوران سعی کرد موارد جدید منو را تبلیغ کند.

movement [اسم]
اجرا کردن

جنبش

Ex: Activists join a movement to combat inequality .
to benefit [فعل]
اجرا کردن

سود بردن

Ex: She will benefit from the extra training offered by her company .

او از آموزش اضافی که شرکتش ارائه می‌دهد سود خواهد برد.

to maintain [فعل]
اجرا کردن

فراهم کردن

Ex: He maintained his family by working two jobs to cover all their needs .

او با کار کردن در دو شغل خانواده‌اش را تأمین می‌کرد تا همه نیازهایشان را پوشش دهد.

edible [صفت]
اجرا کردن

قابل‌خوردن

Ex: Make sure the meat is cooked enough to be edible .
green [صفت]
اجرا کردن

سبز

Ex: They launched a green campaign to raise awareness about pollution .

آنها یک کمپین سبز برای افزایش آگاهی در مورد آلودگی راه اندازی کردند.

اجرا کردن

*باغچه کاشت سبزی

Ex: The children loved picking fresh carrots and cucumbers from their vegetable garden .

بچه‌ها عاشق چیدن هویج و خیار تازه از باغ سبزیجات خود بودند.

lush [صفت]
اجرا کردن

انبوه (پوشش گیاهی)

Ex: Explorers marveled at the lush vegetation along the banks of the Amazon River .

کاشفان از پوشش گیاهی انبوه در امتداد سواحل رودخانه آمازون شگفت زده شدند.

foliage [اسم]
اجرا کردن

برگ درختان

Ex: Birds often build nests among the foliage of tall trees .

پرندگان اغلب لانه‌های خود را در میان شاخ و برگ درختان بلند می‌سازند.

to invest [فعل]
اجرا کردن

سرمایه‌گذاری کردن

Ex: The company invested heavily in research and development .

شرکت به شدت در تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری کرد.

اجرا کردن

در طیف وسیع

Ex: The book offers a wide-ranging exploration of world history , spanning several centuries .

کتاب یک کاوش گسترده از تاریخ جهان ارائه می‌دهد که چندین قرن را در بر می‌گیرد.

benefit [اسم]
اجرا کردن

سود

Ex: He realized the benefit of his hard work when he was promoted .

او سود کار سخت خود را زمانی که ترفیع گرفت، فهمید.

to mitigate [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: The emergency response teams were continuously mitigating the effects of the natural disaster .

تیم‌های پاسخگویی اضطراری به طور مداوم اثرات فاجعه طبیعی را کاهش می‌دادند.

habitat [اسم]
اجرا کردن

زیستگاه

Ex: Wetlands serve as a critical habitat for migrating birds .

تالاب‌ها به عنوان زیستگاه حیاتی برای پرندگان مهاجر عمل می‌کنند.

wildlife [اسم]
اجرا کردن

حیات‌وحش

Ex: He enjoys watching wildlife documentaries in his spare time .

او از تماشای مستندهای حیات وحش در وقت آزاد خود لذت می‌برد.

to tackle [فعل]
اجرا کردن

تلاش به مقابله با چیزی کردن

Ex: Volunteers in the community are actively tackling social problems for positive change .

داوطلبان در جامعه به طور فعال در حال مقابله با مشکلات اجتماعی برای تغییر مثبت هستند.

radical [صفت]
اجرا کردن

متمایز

Ex: The artist 's radical approach to painting broke all traditional rules .

رویکرد رادیکال هنرمند به نقاشی تمام قوانین سنتی را شکست.

monumental [صفت]
اجرا کردن

بسیار مهم

Ex: The completion of the project was a monumental achievement for the team , marking years of dedication and hard work .

تکمیل پروژه یک دستاورد بزرگ برای تیم بود که سال‌های تلاش و فداکاری را نشان می‌داد.

access [اسم]
اجرا کردن

دسترسی

Ex: Students with disabilities are provided with accessible entrances to ensure equal access to educational facilities .

به دانش‌آموزان دارای معلولیت، ورودی‌های قابل دسترسی ارائه می‌شود تا دسترسی برابر به امکانات آموزشی تضمین شود.

resource [اسم]
اجرا کردن

منابع و ذخایر طبیعی

Ex: Environmentalists advocate for responsible use of resources to mitigate climate change .

محیط‌بانان از استفاده مسئولانه از منابع برای کاهش تغییرات آب‌وهوایی دفاع می‌کنند.

green [صفت]
اجرا کردن

سبز

Ex: The town ’s green spaces were preserved to maintain the natural beauty of the area .

فضاهای سبز شهر برای حفظ زیبایی طبیعی منطقه حفظ شدند.

development [اسم]
اجرا کردن

توسعه‌بخشی

Ex: The development of the coastal area into a luxury resort attracted tourists from all over the world .

توسعه منطقه ساحلی به یک استراحتگاه لوکس، گردشگران از سراسر جهان را جذب کرد.

involvement [اسم]
اجرا کردن

مشارکت

Ex: The coach valued the involvement of each player in the team 's strategy .

مربی مشارکت هر بازیکن در استراتژی تیم را ارزشمند دانست.

institution [اسم]
اجرا کردن

مؤسسه

Ex:

او بیش از ده سال در یک نهاد مالی کار کرد.

variety [اسم]
اجرا کردن

انواع

Ex: The artist experimented with a variety of painting techniques to create her masterpieces .

هنرمند با تنوعی از تکنیک‌های نقاشی برای خلق شاهکارهایش آزمایش کرد.

relatively [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The house is relatively small , but very cozy .

خانه نسبتا کوچک است، اما بسیار دنج.

to develop [فعل]
اجرا کردن

تبدیل کردن

Ex: The developer collaborated with environmentalists to develop the wetland area .

توسعه‌دهنده با محیط‌بانان همکاری کرد تا منطقه تالاب را توسعه دهد.

to play [فعل]
اجرا کردن

ایفا کردن

Ex: Parents play a significant part in shaping the values and beliefs of their children .

والدین نقش مهمی در شکل‌دهی به ارزش‌ها و باورهای فرزندانشان ایفا می‌کنند.

اجرا کردن

دوراندیش

Ex: With a forward-thinking mindset , the team explores innovative solutions to address pressing environmental challenges .

با ذهنیتی آینده‌نگر، تیم راه‌حل‌های نوآورانه را برای مقابله با چالش‌های فوری محیط‌زیست بررسی می‌کند.

policy [اسم]
اجرا کردن

سیاست‌گذاری

Ex: The insurance company revised its policy to offer better coverage for natural disasters .
اجرا کردن

مسیر را هموار کردن (برای اتفاق افتادن چیزی)

Ex: The early research paved the way to more advanced technology .
to double [فعل]
اجرا کردن

دو برابر کردن

Ex: If you double the length of a side of a square , its area increases fourfold .

اگر طول یک ضلع مربع را دو برابر کنید، مساحت آن چهار برابر می‌شود.

to showcase [فعل]
اجرا کردن

نمایش دادن

Ex: The museum will showcase rare artifacts from ancient civilizations in a special exhibit .

موزه در یک نمایشگاه ویژه، آثار نادر تمدن‌های باستانی را به نمایش می‌گذارد.

اجرا کردن

ادغام کردن

Ex: Engineers had to integrate various components to create a fully functional and cohesive system .

مهندسان مجبور بودند اجزای مختلف را ادغام کنند تا یک سیستم کاملاً عملکردی و منسجم ایجاد کنند.

اجرا کردن

دوستدار محیط‌زیست

Ex: The packaging is entirely biodegradable , making it an environmentally friendly choice .

بسته‌بندی کاملاً قابل تجزیه زیستی است، که آن را به انتخابی دوستدار محیط زیست تبدیل می‌کند.

medium [اسم]
اجرا کردن

محیط

Ex: The plant species was selected for its ability to grow in a medium of high humidity .

گونه گیاهی به دلیل توانایی رشد در محیطی با رطوبت بالا انتخاب شد.

to indicate [فعل]
اجرا کردن

اثبات کردن

Ex: The rise in temperature indicates chemical activity .

افزایش دما نشان‌دهنده فعالیت شیمیایی است.

اجرا کردن

سیستم زهکشی

Ex: A blocked drainage system can cause water to back up into the streets .

یک سیستم زهکشی مسدود شده می‌تواند باعث برگشت آب به خیابان‌ها شود.

اجرا کردن

اثبات کردن

Ex: The experiment demonstrated the effectiveness of the new medication in reducing symptoms .

آزمایش نشان داد که داروی جدید در کاهش علائم مؤثر است.

اجرا کردن

تجویز کردن

Ex: The doctor prescribed some antibiotics for my infection .

دکتر برای عفونت من برخی آنتی‌بیوتیک‌ها را تجویز کرد.

anxiety [اسم]
اجرا کردن

اختلال اضطراب

Ex:

درمان شناختی رفتاری به بیماران کمک می‌کند تا افکار ایجادکننده اضطراب را بازتعریف کنند.

depression [اسم]
اجرا کردن

افسردگی

Ex:

درمان و دارو به او کمک کرد تا با افسردگی بالینی کنار بیاید.

dementia [اسم]
اجرا کردن

زوال عقل

Ex: As dementia progressed , her ability to speak clearly diminished .

با پیشرفت زوال عقل، توانایی او در صحبت کردن به وضوح کاهش یافت.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)