کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
to farm [فعل]
اجرا کردن

کشت کردن

Ex: The family farms wheat and corn on their land in the countryside .

خانواده در زمین خود در روستا گندم و ذرت می‌کارند.

typically [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: She typically drinks coffee in the morning .

او معمولاً صبح‌ها قهوه می‌نوشد.

norm [اسم]
اجرا کردن

هنجار

Ex: The teacher expected students to adhere to the academic norm of respectful behavior .

معلم انتظار داشت دانش‌آموزان به هنجار آکادمیک رفتار محترمانه پایبند باشند.

investor [اسم]
اجرا کردن

سرمایه‌گذار

Ex: He attended a conference to network with potential investors .

او در یک کنفرانس شرکت کرد تا با سرمایه‌گذاران بالقوه شبکه‌ای ایجاد کند.

to acquire [فعل]
اجرا کردن

آموختن

Ex: Over time , she acquired proficiency in speaking multiple languages .

با گذشت زمان، او کسب مهارت در صحبت کردن به چندین زبان را کرد.

landscaping [اسم]
اجرا کردن

محوطه‌سازی

Ex: The city 's landscaping project transformed the vacant lot into a community garden .

پروژه محوطه‌سازی شهر، زمین خالی را به یک باغ عمومی تبدیل کرد.

case [اسم]
اجرا کردن

مورد

Ex: Each case of misconduct will be reviewed by the disciplinary committee .

هر مورد از سوء رفتار توسط کمیته انضباطی بررسی خواهد شد.

volunteer [اسم]
اجرا کردن

داوطلب

Ex: The hospital received support from numerous volunteers who assisted with patient care and administrative tasks .

بیمارستان از سوی تعداد زیادی از داوطلبان که در مراقبت از بیماران و وظایف اداری کمک کردند، حمایت دریافت کرد.

drainage [اسم]
اجرا کردن

زه‌کشی

Ex: The local government is focusing on improving the drainage in areas prone to flooding during the rainy season .

دولت محلی بر بهبود زهکشی در مناطقی که در فصل بارندگی مستعد سیل هستند تمرکز دارد.

restriction [اسم]
اجرا کردن

محدودیت

Ex: The school 's restriction on the use of mobile phones during class hours aimed to minimize distractions .

محدودیت مدرسه در استفاده از تلفن‌های همراه در ساعات کلاس با هدف به حداقل رساندن حواس‌پرتی‌ها بود.

disruption [اسم]
اجرا کردن

اختلال

Ex: The noise from the construction site was a constant disruption to their meetings .

سر و صدای سایت ساخت و ساز یک اختلال مداوم در جلسات آنها بود.

regular [صفت]
اجرا کردن

منظم

Ex: The grocery store offers regular discounts on certain items to attract customers .

فروشگاه مواد غذایی تخفیف‌های منظم روی برخی از اقلام برای جذب مشتریان ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

نصب

Ex: Proper installation of the equipment is crucial to ensure it operates safely and effectively .

نصب صحیح تجهیزات برای اطمینان از عملکرد ایمن و مؤثر آن حیاتی است.

to convince [فعل]
اجرا کردن

اطمینان دادن

Ex: The lawyer was able to convince the jury of her client 's innocence .
developer [اسم]
اجرا کردن

بسازوبفروش

Ex: She is a successful developer known for her residential projects in the city .

او یک توسعه‌دهنده موفق است که به خاطر پروژه‌های مسکونی‌اش در شهر شناخته شده است.

worthwhile [صفت]
اجرا کردن

باارزش

Ex: Learning a new language can be a worthwhile endeavor , opening up opportunities for personal and professional growth .

یادگیری یک زبان جدید می‌تواند تلاشی ارزشمند باشد، که فرصت‌هایی برای رشد شخصی و حرفه‌ای ایجاد می‌کند.

to develop [فعل]
اجرا کردن

ابدا کردن

Ex: The education department is developing a curriculum that integrates technology and hands-on learning experiences .

دپارتمان آموزش در حال توسعه یک برنامه درسی است که فناوری و تجربیات یادگیری عملی را ادغام می‌کند.

to measure [فعل]
اجرا کردن

ارزیابی کردن

Ex: The software measures the amount of data transferred in gigabytes .

نرم‌افزار مقدار داده‌های منتقل شده را در گیگابایت اندازه‌گیری می‌کند.

expertise [اسم]
اجرا کردن

تخصص

Ex: Her expertise in financial analysis enabled her to make informed investment decisions .

تخصص او در تحلیل مالی به او این امکان را داد که تصمیمات آگاهانه‌ای در زمینه سرمایه‌گذاری بگیرد.

اجرا کردن

ساختن

Ex: Architects designed the blueprint , and construction crews worked together to construct the modern skyscraper .

معماران طرح را طراحی کردند و تیم‌های ساختمانی برای ساختن آسمان‌خراش مدرن با هم همکاری کردند.

properly [قید]
اجرا کردن

به درستی

Ex: Please sit properly during class and stop slouching .

لطفاً در کلاس درست بنشینید و از قوز کردن دست بکشید.

to function [فعل]
اجرا کردن

کار کردن

Ex: A well-balanced diet is essential for the human body to function at its best .

یک رژیم غذایی متعادل برای اینکه بدن انسان بتواند به بهترین شکل عمل کند ضروری است.

variation [اسم]
اجرا کردن

تنوع

Ex: There was a noticeable variation in the prices between the two stores .

تفاوت قابل توجهی در قیمت‌ها بین دو فروشگاه وجود داشت.

to enable [فعل]
اجرا کردن

قادر ساختن

Ex: He enabled his friend to overcome a challenging situation with his support .

او به دوستش امکان داد تا با حمایتش از یک موقعیت چالش‌برانگیز عبور کند.

rainfall [اسم]
اجرا کردن

بارندگی

Ex: Weather stations monitor rainfall to predict future conditions .

ایستگاه‌های هواشناسی بارندگی را برای پیش‌بینی شرایط آینده نظارت می‌کنند.

combination [اسم]
اجرا کردن

ترکیب

Ex: The design team used a combination of traditional and modern elements in the new building .

تیم طراحی از ترکیبی از عناصر سنتی و مدرن در ساختمان جدید استفاده کرد.

solar panel [اسم]
اجرا کردن

صفحه خورشیدی

Ex: Solar panels are often used in remote locations where access to the power grid is limited .

پنل‌های خورشیدی اغلب در مکان‌های دورافتاده‌ای که دسترسی به شبکه برق محدود است استفاده می‌شوند.

wild [صفت]
اجرا کردن

وحشی

Ex: The safari allowed us to see wild elephants , zebras , and giraffes in their natural habitat .

سافاری به ما اجازه داد تا فیل‌های وحشی، گورخرها و زرافه‌ها را در زیستگاه طبیعی‌شان ببینیم.

to maximize [فعل]
اجرا کردن

به حداکثر رساندن

Ex: While renovating , they were maximizing the use of space in the small apartment .

در حین بازسازی، آنها استفاده از فضای آپارتمان کوچک را به حداکثر می‌رساندند.

اجرا کردن

تنوع زیستی

Ex: Preserving biodiversity is crucial for maintaining the balance of natural ecosystems .

حفظ تنوع زیستی برای حفظ تعادل اکوسیستم‌های طبیعی حیاتی است.

trend [اسم]
اجرا کردن

جهت‌گیری کلی

Ex: Economic analysts are observing a downward trend in consumer spending this quarter .

تحلیلگران اقتصادی در حال مشاهده یک روند نزولی در هزینه‌های مصرف‌کنندگان این فصل هستند.

vibrant [صفت]
اجرا کردن

پرجنب‌وجوش

Ex: The city was vibrant with activity during the festival .

شهر در طول جشنواره پر جنب و جوش از فعالیت بود.

economy [اسم]
اجرا کردن

اقتصاد

Ex: Government policies play a crucial role in shaping the direction and stability of the economy .
barrier [اسم]
اجرا کردن

مانع

Ex:

دولت موانع تجاری را برای تقویت اقتصاد حذف کرد.

to overcome [فعل]
اجرا کردن

غلبه کردن

Ex: Communities overcome adversity through unity and collective problem-solving .

جوامع از طریق وحدت و حل مسئله جمعی بر سختی‌ها غلبه می‌کنند.

sustainably [قید]
اجرا کردن

به صورت پایدار

Ex: Living sustainably involves reducing waste and conserving resources .

زندگی پایدار شامل کاهش زباله و حفظ منابع می‌شود.

اجرا کردن

تکثیر کردن

Ex: The jeweler replicated the original ring design for a customer who requested an exact match .

جواهرساز طرح اصلی حلقه را برای مشتری که درخواست یک کپی دقیق داشت تکرار کرد.

reference [اسم]
اجرا کردن

مرجع

Ex: The movie included a reference to a famous scene from an older film .

فیلم شامل یک ارجاع به صحنه‌ای معروف از یک فیلم قدیمی‌تر بود.

to promote [فعل]
اجرا کردن

حمایت کردن

Ex: The mentor played a crucial role in promoting the career development of the mentee .

منتور نقش حیاتی در ترویج توسعه شغلی منتوری ایفا کرد.

existing [صفت]
اجرا کردن

موجود

Ex:

او از شرایط موجود در محل کارش ناامید شده بود.

persuasive [صفت]
اجرا کردن

متقاعدکننده

Ex: She offered a persuasive reason for changing the team 's strategy .

او دلیلی متقاعدکننده برای تغییر استراتژی تیم ارائه داد.

likelihood [اسم]
اجرا کردن

امر محتمل

Ex: The team carefully evaluated the likelihood of various risks before proceeding with the project .

تیم به دقت احتمال خطرات مختلف را قبل از ادامه پروژه ارزیابی کرد.

to cope [فعل]
اجرا کردن

از عهده (چیزی) برآمدن

Ex: Patients coping with chronic illnesses develop resilience to maintain a high quality of life .

بیمارانی که با بیماری‌های مزمن کنار می‌آیند، انعطاف‌پذیری را برای حفظ کیفیت بالای زندگی توسعه می‌دهند.

اجرا کردن

دسترسی

Ex: We need to check the availability of hotel rooms for the holiday weekend .

ما باید موجود بودن اتاق‌های هتل برای آخر هفته تعطیلات را بررسی کنیم.

economical [صفت]
اجرا کردن

اقتصادی

Ex: They chose an economical solution that reduced production costs significantly .

آنها یک راه‌حل اقتصادی را انتخاب کردند که هزینه‌های تولید را به‌طور قابل‌توجهی کاهش داد.

اجرا کردن

کشت کردن

Ex: The company cultivates flowers for export to various countries .

شرکت گل‌ها را برای صادرات به کشورهای مختلف پرورش می‌دهد.

اجرا کردن

مساحت سطح

Ex: The surface area of a rectangular prism is found by adding the areas of all six faces .

مساحت سطح یک منشور مستطیلی با جمع کردن مساحت‌های تمام شش وجه آن پیدا می‌شود.

range [اسم]
اجرا کردن

گستره

Ex: The exhibit showcased a range of artwork , including paintings , sculptures , and photography .

نمایشگاه محدوده‌ای از آثار هنری را به نمایش گذاشت، از جمله نقاشی‌ها، مجسمه‌ها و عکاسی.

species [اسم]
اجرا کردن

گونه

Ex: The domestic dog is a species of the genus Canis that has been selectively bred by humans for thousands of years .

سگ خانگی یک گونه از سرده Canis است که برای هزاران سال توسط انسان‌ها به صورت انتخابی پرورش داده شده است.

to regulate [فعل]
اجرا کردن

تنظیم کردن

Ex: The organization regulated its financial records to comply with new regulations .

سازمان سوابق مالی خود را تنظیم کرد تا با مقررات جدید مطابقت داشته باشد.

to generate [فعل]
اجرا کردن

تولید کردن

Ex: Solar panels on the rooftop generate renewable energy from sunlight to power the entire building .

پنل‌های خورشیدی روی پشت‌بام از نور خورشید انرژی تجدیدپذیر تولید می‌کنند تا تمام ساختمان را تغذیه کنند.

to supply [فعل]
اجرا کردن

فراهم کردن

Ex: The charity aims to supply shelter and food to those in need .

خیریه هدفش تامین سرپناه و غذا برای نیازمندان است.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)