کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (3) در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
trade [اسم]
اجرا کردن

خریدوفروش

Ex: The technology trade has seen a lot of changes recently .

تجارت فناوری اخیراً تغییرات زیادی را تجربه کرده است.

fusion [اسم]
اجرا کردن

ادغام

Ex: Business mergers often involve the fusion of corporate cultures and operations .

ادغام کسب‌وکارها اغلب شامل ادغام فرهنگ‌ها و عملیات شرکت‌ها می‌شود.

engineering [اسم]
اجرا کردن

مهندسی

Ex:

مهندسی عمران بر ساخت جاده‌ها، پل‌ها و زیرساخت‌ها تمرکز دارد.

extensive [صفت]
اجرا کردن

گسترده

Ex: The national park had extensive hiking trails , offering visitors the opportunity to explore diverse landscapes and ecosystems .

پارک ملی دارای مسیرهای پیاده‌روی وسیعی بود که به بازدیدکنندگان امکان کشف مناظر و اکوسیستم‌های متنوع را می‌داد.

hydraulic [صفت]
اجرا کردن

هیدرولیکی

Ex: Hydraulic theory and laws governing the transmission of force via pressurized liquids form the foundation of the discipline .

نظریه هیدرولیک و قوانین حاکم بر انتقال نیرو از طریق مایعات تحت فشار، پایه و اساس این رشته را تشکیل می‌دهند.

plant [اسم]
اجرا کردن

نیروگاه

Ex:

او پس از اتمام مدرک مهندسی خود در کارخانه تولید شغل پیدا کرد.

artificial [صفت]
اجرا کردن

مصنوعی

Ex: Artificial light sources such as lamps and streetlights illuminate urban areas at night .

منابع نور مصنوعی مانند چراغ‌ها و چراغ‌های خیابانی، مناطق شهری را در شب روشن می‌کنند.

canal [اسم]
اجرا کردن

آبراه

Ex: They installed locks along the canal to control water flow .
to regulate [فعل]
اجرا کردن

تنظیم کردن

Ex: The organization regulated its financial records to comply with new regulations .

سازمان سوابق مالی خود را تنظیم کرد تا با مقررات جدید مطابقت داشته باشد.

basin [اسم]
اجرا کردن

حوضه

Ex:

حوضه آمازون در آمریکای جنوبی منطقه‌ای وسیع است که توسط رودخانه آمازون و شاخه‌های آن زهکشی می‌شود.

to suppose [فعل]
اجرا کردن

قرار بودن

Ex: They are supposed to attend the weekly meetings as part of their responsibilities .

آن‌ها باید در جلسات هفتگی به عنوان بخشی از مسئولیت‌هایشان شرکت کنند.

to navigate [فعل]
اجرا کردن

سفر (با کشتی یا قایق)

Ex: Yachtsmen often compete in regattas , showcasing their ability to navigate through a designated course in open waters .

قایقرانان اغلب در مسابقات قایقرانی شرکت می‌کنند، توانایی خود را در ناوبری از طریق یک مسیر مشخص در آب‌های آزاد به نمایش می‌گذارند.

inland [اسم]
اجرا کردن

داخلی

Ex:

مسیرهای حمل و نقل عمدتاً در امتداد ساحل قرار دارند، در حالی که حمل و نقل داخلی به راه آهن متکی است.

ought to [فعل]
اجرا کردن

باید

Ex: We ought to hear back from them by tomorrow about the job offer .

ما باید تا فردا از آنها در مورد پیشنهاد شغل پاسخ بگیریم.

adjacent [صفت]
اجرا کردن

مجاور

Ex: Our hotel room had a beautiful view of the park adjacent to the river .

اتاق هتل ما منظره‌ای زیبا از پارک مجاور به رودخانه داشت.

to follow [فعل]
اجرا کردن

دنبال کردن

Ex: She follows Islam and observes the five pillars of faith .

او پیروی می‌کند از اسلام و پنج ستون ایمان را رعایت می‌کند.

اجرا کردن

معاصر

Ex: Technologies like smartphones have become an integral part of contemporary daily life .

فناوری‌هایی مانند تلفن‌های هوشمند به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره معاصر تبدیل شده‌اند.

access [اسم]
اجرا کردن

دسترسی

Ex: Students with disabilities are provided with accessible entrances to ensure equal access to educational facilities .

به دانش‌آموزان دارای معلولیت، ورودی‌های قابل دسترسی ارائه می‌شود تا دسترسی برابر به امکانات آموزشی تضمین شود.

feature [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: The historical landmark 's most notable feature is its distinctive architecture dating back to the 18th century .

ویژگی قابل توجه ترین بنای تاریخی معماری متمایز آن است که به قرن هجدهم بازمی گردد.

compact [صفت]
اجرا کردن

فشرده

Ex: He packed his clothes into a compact suitcase for the weekend trip .

او لباس‌هایش را در یک چمدان فشرده برای سفر آخر هفته بسته‌بندی کرد.

thoroughly [قید]
اجرا کردن

به‌طور کامل

Ex: The chef seasoned the steak thoroughly with salt and pepper to enhance its flavor .

آشپز استیک را به طور کامل با نمک و فلفل چاشنی زد تا طعم آن را افزایش دهد.

to conceive [فعل]
اجرا کردن

ارائه دادن (یک طرح یا ایده)

Ex: To address environmental issues , scientists are working to conceive sustainable technologies .

برای حل مسائل محیط زیستی، دانشمندان در حال کار بر روی تصور فناوری‌های پایدار هستند.

to apply [فعل]
اجرا کردن

اجرا کردن

Ex: To address environmental concerns , municipalities may apply strict regulations on waste disposal and recycling .

برای رسیدگی به نگرانی‌های زیست‌محیطی، شهرداری‌ها ممکن است مقررات سخت‌گیرانه‌ای در مورد دفع زباله و بازیافت اعمال کنند.

function [اسم]
اجرا کردن

کارکرد

Ex: A smartphone has multiple functions beyond calling .
اجرا کردن

زیرساخت

Ex: Natural disasters often expose weaknesses in critical infrastructure .

بلایای طبیعی اغلب ضعف‌های زیرساخت حیاتی را آشکار می‌کنند.

boulevard [اسم]
اجرا کردن

بلوار

Ex: They drove along the bustling boulevard , passing shops and restaurants .

آنها در امتداد بلوار شلوغ رانندگی کردند، از کنار مغازه‌ها و رستوران‌ها گذشتند.

walkway [اسم]
اجرا کردن

گذر

Ex: Tourists strolled along the wooden walkway , exploring the historic waterfront district lined with shops and cafes .

گردشگران در امتداد پیاده‌رو چوبی قدم می‌زدند و در حال کاوش در منطقه تاریخی ساحلی پر از مغازه‌ها و کافه‌ها بودند.

resident [اسم]
اجرا کردن

ساکن

Ex: The apartment building has a mix of residents from different cultural backgrounds .

ساختمان آپارتمان دارای ترکیبی از ساکنان از پیشینه‌های فرهنگی مختلف است.

emperor [اسم]
اجرا کردن

امپراتور

Ex: During the ceremony , the emperor addressed thousands of his subjects .

در طول مراسم، امپراتور به هزاران نفر از رعایای خود خطاب کرد.

simply [قید]
اجرا کردن

فقط

Ex: The message on the sign is simply that parking is not allowed .
valid [صفت]
اجرا کردن

معتبر

Ex: Her proposal was considered valid because it was supported by thorough research and evidence .

پیشنهاد او معتبر در نظر گرفته شد زیرا توسط تحقیقات جامع و شواهد پشتیبانی می‌شد.

scholar [اسم]
اجرا کردن

محقق

Ex: The scholar spent years studying historical texts to uncover new insights about the period .

دانشمند سال‌ها را صرف مطالعه متون تاریخی کرد تا بینش‌های جدیدی درباره آن دوره کشف کند.

اجرا کردن

ادغام کردن

Ex: Engineers had to integrate various components to create a fully functional and cohesive system .

مهندسان مجبور بودند اجزای مختلف را ادغام کنند تا یک سیستم کاملاً عملکردی و منسجم ایجاد کنند.

efficient [صفت]
اجرا کردن

مؤثر

Ex: The new software streamlined processes , making the office more efficient and organized .

نرم‌افزار جدید فرآیندها را ساده‌تر کرد و دفتر را کارآمدتر و منظم‌تر ساخت.

to align [فعل]
اجرا کردن

موافق بودن

Ex: The athlete 's decision to align with a renowned sports brand helped boost his visibility and sponsorship opportunities .

تصمیم ورزشکار برای همسو شدن با یک برند ورزشی معروف به افزایش دید و فرصت‌های حمایت مالی کمک کرد.

times [اسم]
اجرا کردن

دوران

Ex: The times we are living in demand adaptability .

زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم نیازمند انعطاف‌پذیری است.

contributor [اسم]
اجرا کردن

عامل

Ex: Technological advancements have been major contributors to economic growth .

پیشرفت‌های فناوری از عوامل اصلی رشد اقتصادی بوده‌اند.

paperwork [اسم]
اجرا کردن

مدارک (لازم برای کاری اداری)

to reveal [فعل]
اجرا کردن

رونمایی کردن

Ex: The investigation revealed the true identity of the elusive criminal mastermind .

تحقیق هویت واقعی جنایتکار فراری را افشا کرد.

polluted [صفت]
اجرا کردن

آلوده

Ex: The polluted soil in the industrial area was contaminated with heavy metals and toxins , rendering it unfit for farming .

خاک آلوده در منطقه صنعتی با فلزات سنگین و سموم آلوده شده بود، که آن را برای کشاورزی نامناسب می‌کرد.

tower block [اسم]
اجرا کردن

آسمان‌خراش

Ex: A new park was built near the tower block to provide green space for residents .

یک پارک جدید در نزدیکی برج بلند ساخته شد تا فضای سبز برای ساکنان فراهم کند.

exterior [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: Exterior lights were installed along the pathway for better visibility .

چراغ‌های خارجی در مسیر برای دید بهتر نصب شدند.

expertise [اسم]
اجرا کردن

تخصص

Ex: Her expertise in financial analysis enabled her to make informed investment decisions .

تخصص او در تحلیل مالی به او این امکان را داد که تصمیمات آگاهانه‌ای در زمینه سرمایه‌گذاری بگیرد.

evident [صفت]
اجرا کردن

آشکار

Ex: The solution to the problem became evident after careful analysis of the data .

راه حل مشکل پس از تجزیه و تحلیل دقیق داده‌ها آشکار شد.

to relate [فعل]
اجرا کردن

مرتبط کردن

Ex: The historian 's book relates the personal stories of individuals to the broader historical context of a significant era .
aspect [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: Learning a new language involves understanding every aspect of its grammar .

یادگیری یک زبان جدید شامل درک هر جنبه از دستور زبان آن می‌شود.

اجرا کردن

آزامایش اثربخشی یک ایده

Ex: She decided to put her new language skills into practice by traveling to a foreign country .
to envisage [فعل]
اجرا کردن

تصور کردن

Ex: The project manager envisaged a seamless and efficient workflow for the team .

مدیر پروژه یک گردش کار بی‌درز و کارآمد برای تیم تصور کرد.

approach [اسم]
اجرا کردن

رویکرد

Ex: The doctor explained the surgical approach for the procedure .

دکتر رویکرد جراحی را برای این روش توضیح داد.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)