کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 3 - شنیداری - بخش 4

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 3 - شنیداری - بخش 4 را در کتاب درسی Cambridge IELTS 18 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
effective [صفت]
اجرا کردن

مؤثر

Ex: The coach 's effective strategies improved the team 's performance on the field .

استراتژی‌های موثر مربی عملکرد تیم را در زمین بهبود بخشید.

to ensure [فعل]
اجرا کردن

اطمینان حاصل کردن

Ex: The chef is ensuring that each dish meets the restaurant 's standards .

آشپز اطمینان حاصل می‌کند که هر غذا با استانداردهای رستوران مطابقت دارد.

to navigate [فعل]
اجرا کردن

سفر (با کشتی یا قایق)

Ex: Yachtsmen often compete in regattas , showcasing their ability to navigate through a designated course in open waters .

قایقرانان اغلب در مسابقات قایقرانی شرکت می‌کنند، توانایی خود را در ناوبری از طریق یک مسیر مشخص در آب‌های آزاد به نمایش می‌گذارند.

collision [اسم]
اجرا کردن

برخورد

Ex: The unexpected collision of two satellites sparked discussions about space debris management .

برخورد غیرمنتظره دو ماهواره بحث‌هایی درباره مدیریت زباله‌های فضایی به راه انداخت.

set [اسم]
اجرا کردن

مجموعه

Ex: The artist displayed a set of paintings inspired by nature .

هنرمند یک مجموعه از نقاشی‌های الهام‌گرفته از طبیعت را به نمایش گذاشت.

measure [اسم]
اجرا کردن

قدم

Ex: The team adopted various measures to improve their performance on the project .

تیم اقدامات مختلفی را برای بهبود عملکرد خود در پروژه اتخاذ کرد.

to enable [فعل]
اجرا کردن

قادر ساختن

Ex: He enabled his friend to overcome a challenging situation with his support .

او به دوستش امکان داد تا با حمایتش از یک موقعیت چالش‌برانگیز عبور کند.

at present [قید]
اجرا کردن

در حال حاضر

Ex: At present , the city is undergoing significant infrastructure improvements .

در حال حاضر، شهر در حال بهبود زیرساخت‌های قابل توجهی است.

اجرا کردن

اولا

Ex: We should invest in renewable energy sources ; they 're more sustainable , for one thing .

ما باید در منابع انرژی تجدیدپذیر سرمایه‌گذاری کنیم؛ آنها پایدارتر هستند، به عنوان یک مثال.

relatively [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The house is relatively small , but very cozy .

خانه نسبتا کوچک است، اما بسیار دنج.

to afford [فعل]
اجرا کردن

بضاعت داشتن

Ex: The goal is to afford essential needs and still have room for savings and leisure activities .

هدف این است که توانایی پرداخت نیازهای اساسی را داشته باشیم و هنوز هم جایی برای پس‌انداز و فعالیت‌های تفریحی داشته باشیم.

to launch [فعل]
اجرا کردن

پرتاب کردن (به فضا)

Ex: NASA plans to launch a new satellite into orbit next month .

ناسا برنامه‌ریزی کرده است که ماه آینده یک ماهواره جدید را به مدار پرتاب کند.

اجرا کردن

جرگه

Ex: The report described a constellation of economic indicators .
اجرا کردن

متشکل بودن از

Ex: The team consists of experienced professionals with diverse skill sets .

تیم از متخصصان باتجربه با مجموعه‌های مهارتی متنوع تشکیل شده است.

in spite of [حرف اضافه]
اجرا کردن

علیرغم

Ex: In spite of his injury , he played the entire game .

علیرغم مصدومیتش، او تمام بازی را انجام داد.

proper [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: A proper holiday requires relaxation and time away from work .

یک تعطیلات مناسب به استراحت و زمان دور از کار نیاز دارد.

to track [فعل]
اجرا کردن

ردیابی کردن

Ex: The police were able to track the suspect 's movements through surveillance footage .

پلیس توانست حرکات مظنون را از طریق فیلم‌های نظارتی ردیابی کند.

to consider [فعل]
اجرا کردن

ملاحظه کردن

Ex: The project becomes more complicated when you consider the number of stakeholders involved .
threat [اسم]
اجرا کردن

تهدید

Ex: Rising unemployment rates are seen as a potential threat to the country 's economic stability .
debris [اسم]
اجرا کردن

آوار

Ex:

آوار جاده را پوشانده بود، رانندگی را غیرممکن می‌کرد.

junk [اسم]
اجرا کردن

آت‌وآشغال

Ex: The market was selling cheap items that were mostly just junk .

بازار اقلام ارزان قیمتی می‌فروخت که بیشترشان فقط زباله بودند.

اجرا کردن

ایستگاه فضایی

Ex: Astronauts aboard the space station conduct experiments in microgravity that can not be performed on Earth .

فضانوردان در ایستگاه فضایی آزمایش‌هایی در شرایط ریزگرانش انجام می‌دهند که روی زمین قابل انجام نیست.

astronomy [اسم]
اجرا کردن

علم نجوم

Ex: The recent discovery of a black hole in a distant galaxy has provided new insights into the field of astronomy .

کشف اخیر یک سیاهچاله در کهکشانی دور، بینش‌های جدیدی در زمینه نجوم ارائه کرده است.

lecture [اسم]
اجرا کردن

ارائه علمی

Ex: The lecture on ancient philosophy lasted for two hours .

سخنرانی درباره فلسفه باستان دو ساعت طول کشید.

satellite [اسم]
اجرا کردن

ماهواره فضایی

Ex: During the mission , scientists used the satellite to study the effects of climate change from space .

در طول مأموریت، دانشمندان از ماهواره برای مطالعه اثرات تغییرات آب و هوایی از فضا استفاده کردند.

orbit [اسم]
اجرا کردن

مدار

Ex: The space station travels in a low Earth orbit , allowing it to circle the planet every 90 minutes .

ایستگاه فضایی در یک مدار پایین زمین حرکت می‌کند، که به آن امکان می‌دهد هر 90 دقیقه یک بار به دور سیاره بچرخد.

اجرا کردن

به عبارت دیگر

Ex: The team needs to work more efficiently ; in other words , they need to get the job done faster .

تیم باید کارآمدتر کار کند؛ به عبارت دیگر، آنها باید کار را سریع‌تر انجام دهند.

space [اسم]
اجرا کردن

فضا

Ex: Space missions require careful planning .
traffic [اسم]
اجرا کردن

عبورومرور

Ex:

ترافیک عابران پیاده در اطراف مرکز خرید در تعطیلات آخر هفته شلوغ بود.

competitor [اسم]
اجرا کردن

رقیب

Ex: As a global competitor , the country seeks to boost its exports .

به عنوان یک رقابت کننده جهانی، کشور به دنبال افزایش صادرات خود است.

willing [صفت]
اجرا کردن

مایل

Ex: She was willing to compromise in order to reach a resolution .

او مایل بود برای رسیدن به یک راه‌حل مصالحه کند.

detail [اسم]
اجرا کردن

جزء (مفرد جزئیات)

Ex: The artist captured every detail of the landscape in her painting , from the texture of the rocks to the hues of the sky .

هنرمند هر جزئیات از منظره را در نقاشی خود به تصویر کشید، از بافت سنگ‌ها تا رنگ‌های آسمان.

particular [صفت]
اجرا کردن

خاص

Ex: The report focuses on a particular segment of the population , namely elderly citizens .

این گزارش بر روی بخش خاصی از جمعیت، یعنی شهروندان سالخورده تمرکز دارد.

constantly [قید]
اجرا کردن

دائماً

Ex: She constantly reminded herself to stay focused on her goals .

او مدام به خودش یادآوری می‌کرد که روی اهدافش متمرکز بماند.

to follow [فعل]
اجرا کردن

دنبال کردن

Ex: He followed her gaze , noticing the beautiful sunset on the horizon .

او نگاهش را دنبال کرد، غروب زیبای خورشید در افق را متوجه شد.

اجرا کردن

مطرح کردن

Ex: He put forward a motion to adjourn the meeting .

او پیشنهاد تعویق جلسه را مطرح کرد.

concerning [حرف اضافه]
اجرا کردن

در مورد

Ex:

او نامه‌ای در مورد درخواست خود دریافت کرد.

to head [فعل]
اجرا کردن

به‌سمت جایی رفتن

Ex: The team headed back to the locker room after the game .

تیم پس از بازی به سمت رختکن حرکت کرد.

to compare [فعل]
اجرا کردن

تطبیق دادن

Ex: He compared the athlete ’s skills to those of a world champion .

او مهارت‌های ورزشکار را با مهارت‌های یک قهرمان جهان مقایسه کرد.

accessible [صفت]
اجرا کردن

قابل دسترس

Ex: The company ensures that its services are accessible to all customers .

شرکت اطمینان حاصل می‌کند که خدماتش برای همه مشتریان قابل دسترس باشد.

اجرا کردن

وضع کردن (قانون)

Ex: They established a policy to reduce workplace accidents .

آنها یک سیاست برای کاهش حوادث محل کار ایجاد کردند.

to present [فعل]
اجرا کردن

ارائه دادن

Ex: The CEO presented the company 's quarterly earnings report to the board of directors for their review .

مدیرعامل گزارش درآمد سه‌ماهه شرکت را به هیئت مدیره برای بررسی ارائه داد.

database [اسم]
اجرا کردن

پایگاه داده

Ex: The library ’s catalog is a database that helps patrons find books and other resources by searching for titles , authors , or subjects .

فهرست کتابخانه یک پایگاه داده است که به مراجعان کمک می‌کند تا با جستجوی عناوین، نویسندگان یا موضوعات، کتاب‌ها و سایر منابع را پیدا کنند.

to push [فعل]
اجرا کردن

تبلیغ کردن

Ex: The restaurant sought to push its new menu items .

رستوران سعی کرد موارد جدید منو را تبلیغ کند.

congestion [اسم]
اجرا کردن

شلوغی (ترافیک)

Ex: Authorities worked to ease the congestion near the busy intersection .

مقامات برای کاهش ترافیک در نزدیکی تقاطع شلوغ کار کردند.

to cope [فعل]
اجرا کردن

از عهده (چیزی) برآمدن

Ex: Patients coping with chronic illnesses develop resilience to maintain a high quality of life .

بیمارانی که با بیماری‌های مزمن کنار می‌آیند، انعطاف‌پذیری را برای حفظ کیفیت بالای زندگی توسعه می‌دهند.

اجرا کردن

مدیریت کردن

Ex: Can you please coordinate the transportation for the conference attendees ?

آیا می‌توانید لطفاً حمل‌ونقل را برای شرکت‌کنندگان در کنفرانس هماهنگ کنید؟

numerous [صفت]
اجرا کردن

متعدد

Ex: He faced numerous obstacles while trying to complete the project .

او در تلاش برای تکمیل پروژه با متعدد موانع روبرو شد.

spacecraft [اسم]
اجرا کردن

فضاپیما

Ex: The spacecraft included various instruments and sensors to measure cosmic radiation and analyze planetary compositions .

فضاپیما شامل ابزارها و سنسورهای مختلفی برای اندازه‌گیری تشعشعات کیهانی و تحلیل ترکیبات سیاره‌ای بود.

nationally [قید]
اجرا کردن

ملی

Ex: The study 's findings have implications nationally for public health policies .

یافته‌های مطالعه تأثیرات در سطح ملی برای سیاست‌های بهداشت عمومی دارد.

to set up [فعل]
اجرا کردن

برپا کردن

Ex: The government is planning to set up programs to address unemployment .

دولت برنامه‌هایی را برای مقابله با بیکاری برپا می‌کند.

widespread [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: The misinformation about the new policy became widespread on social media .

اطلاعات نادرست درباره سیاست جدید در رسانه‌های اجتماعی گسترده شد.

to transmit [فعل]
اجرا کردن

انتقال دادن (مقصود، اطلاعات یا احساسات)

Ex: The radio host skillfully transmitted breaking news updates to the listeners .

مجری رادیو با مهارت آخرین اخبار را به شنوندگان منتقل کرد.

given [صفت]
اجرا کردن

مشخص

Ex: The given instructions were clear and easy to follow .

دستورالعمل‌های داده شده واضح و آسان برای دنبال کردن بودند.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)