Cambridge IELTS 18 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1)
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 2 - شنیداری - بخش 3 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
causing a great deal of harm, suffering, or damage

فجیع, فاجعهآمیز
عدم رسیدگی به تغییرات آب و هوایی میتواند عواقب فاجعهآمیزی برای نسلهای آینده داشته باشد.
a mountain with an opening on its top, from which melted rock and ash can be pushed out into the air

آتشفشان
جزیره محل زندگی یک آتشفشان فعال است.
to understand something, especially when it may initially appear confusing or unclear

از چیزی سر در آوردن
important or great enough to be noticed or have an impact

قابل توجه, مهم
مشارکتهای او در پروژه برای دستیابی به موفقیت آن مهم بود.
anything that takes place, particularly something important

اتفاق, رخداد
شرکت در جشنواره موسیقی سالانه رویداد برجسته تابستان بود.
exceptionally large or extensive in scope, degree, or impact

عظیم, حجیم
کنسرت یک موفقیت عظیم بود که طرفداران را از سراسر کشور جذب کرد.
a fact or piece of information gathered by noticing or watching something carefully

مشاهده, یادداشت
مشاهدات او در طول مطالعه میدانی، الگوهای غیرمنتظرهای در رفتار حیوانات را آشکار کرد.
having the same quality, level, or effect throughout

پیوسته, یکنواخت
پارچه از نظر بافت و رنگ یکنواخت است.
a detailed record or narrative description of events that have occurred

حساب, روایت
او گزارش زندهای از سفرهایش در سراسر اروپا ارائه داد.
a set of specialized terms that are used in a specific science, art, business, or profession

اصطلاحات (علمی یا فنی), واژگان
درک اصطلاحات حقوقی میتواند برای مبتدیان چالشبرانگیز باشد.
one of a network of observation posts where meteorological data is recorded

ایستگاه هواشناسی
to create a company or organization with the intention of running it over the long term

تأسیس کردن
کارآفرین بیوقفه کار کرد تا یک زنجیره موفق از رستورانها را در سراسر کشور تأسیس کند.
during a specific period in the past

در آن زمان, آن زمان
در آن زمان، او به عنوان معلم کار میکرد، از تغییراتی که به زودی بر حرفهاش تأثیر میگذاشت بیخبر بود.
a suspension of fine particles, such as dust, smoke, or moisture, in the air, causing reduced visibility

ریزگرد
منطقه ساحلی یک مه را تجربه کرد که پاشش دریا با مه از امواج ترکیب شد.
related to or formed by the activity of volcanoes

آتشفشانی
فعالیت آتشفشانی مناظر ناهموار جزایر هاوایی را ایجاد کرد.
to extend or increase in influence or effect over a larger area or group of people

گسترش یافتن, شیوع یافتن، پخش شدن
در حال حاضر، نگرانیها درباره همهگیری در سراسر جهان در حال گسترش است.
in all parts of a place, group, or area

در سراسر, در تمامی
این سنتها در سراسر مناطق مختلف رعایت میشوند.
to have a sudden or complete understanding of a fact or situation

پی بردن, متوجه شدن، فهمیدن
آنها فقط زمانی که خیلی دیر شده بود متوجه اهمیت جلسه شدند.
relating to the period of time before the widespread adoption of industrial processes and technologies

پیشاصنعتی, قبل از عصر صنعتی
کشاورزی پیشاصنعتی به شدت به کار دستی و تکنیکهای کشاورزی سنتی متکی بود.
a distinct period of history or culture, or a specific moment or duration of time

دوران, ایام، زمانه
کتاب به بررسی دوران فرهنگی قرن نوزدهم میپردازد.
an abundant tasteless odorless multivalent nonmetallic element; best known in yellow crystals; occurs in many sulphide and sulphate minerals and even in native form (especially in volcanic regions)

گوگرد, گوگرد
a length of time defined by the repetition of a process or phenomenon

دوره, بازه
آونگ در یک دوره ثابت به جلو و عقب نوسان میکند.
to say or feel that someone or something is responsible for a mistake or problem

مقصر دانستن
والدین به سرعت مدرسه را مقصر دانستند وقتی نمرات فرزندشان افت کرد، در حالی که کمبود تلاش کودک را نادیده گرفتند.
a rise in something's amount, degree, size, etc.

افزایش
افزایش قابل توجهی در هزینه زندگی رخ داده است.
related to the process of breathing and the organs involved in it, such as the lungs and airways

تنفسی
سیستم تنفسی از اندامهایی مانند بینی، نای، برونشها و ریهها تشکیل شده است که مسئول تبادل اکسیژن هستند.
respiratory disorder characterized by wheezing; usually of allergic origin

حمله آسم, حمله تنفسی
a senior official whose job is living in a foreign country and representing their own country

سفیر
به عنوان سفیر در فرانسه، او برای ترویج تبادل فرهنگی و تفاهم متقابل کار میکند.
to acknowledge someone as the source, agent, or possessor of an action, achievement, or quality

نسبت دادن, شناختن
منتقدان اعتبار کارگردان را به خاطر داستانگویی نوآورانه و سبک بصری فیلم به او دادند.
used to convey that something seems to be true based on the available evidence or information

ظاهراً
a scientist who studies the natural world, including plants, animals, and ecosystems

طبیعتشناس
به عنوان یک طبیعتشناس، او در شناسایی و فهرستبندی گیاهان نادر در جنگلهای بارانی تخصص داشت.
to try to find information in a dictionary, computer, etc.

جستجو کردن (در لغتنامه و غیره)
یک دقیقه صبر کن، دارم آدرس را جستجو میکنم.
without assistance from others

به طور مستقل, مستقلانه
بسیاری از دانشآموزان اکنون با استفاده از مواد آنلاین مستقل مطالعه میکنند.
arising directly from a specific cause or reason, without any intervening factors

بلافاصله, مستقیم
تأثیر فوری اعلامیه افزایش قیمت سهام بود.
in a way that is easily understandable or noticeable

بهطور مشخص, آشکارا
او برای امتحان درس نخواند، و واضح است که عملکردش آن را منعکس کرد.
extremely large in degree or intensity

عظیم, بسیار بزرگ
بحث علاقهای عظیم به مسائل محیط زیستی در میان دانشآموزان برانگیخت.
to think or believe that it is possible for something to happen or for someone to do something

گمان کردن, فکر کردن، انتظار داشتن
به عنوان یک مدیر، مهم است که به وضوح بیان کنید چه چیزی از تیم خود انتظار دارید.
a grey powder that is produced as a result of a substance getting burned

خاکستر, پودر خاکستری ناشی از سوختن یک ماده
خاکستر آتشفشانی پس از فوران شهر را پوشاند.
to slowly move in the air or on water

حرکت کردن (بهآرامی در آب یا هوا), شناور بودن
در جنگل آرام، مه از میان درختان میگذشت.
in a quick or immediate way

بهسرعت, تند، سریع
عقاب به سرعت به پایین شیرجه زد تا شکار خود را بگیرد.
having an extreme or intense quality

وحشتناک, هولناک
او پس از شنیدن خبر، احساس غم وحشتناکی کرد.
a visual or oral communication delivered to an audience, often using slides or other aids, to inform or persuade

ارائه
ارائه او هیئت مدیره را متقاعد کرد که طرح را تصویب کند.
remaining after part of something has been used, taken, or dealt with

باقی مانده, مانده
پس از رویداد، هنوز مقداری غذا باقی مانده بود.
information or context necessary to understand a situation, event, or problem

پیشینه, زمینه
قبل از اینکه بتوانید این پرونده را حل کنید، به مقداری پیشزمینه نیاز دارید.
the sudden outburst of lava and steam from a volcanic mountain

فوران آتشفشانی
ساکنان تخلیه شدند در حالی که فوران شهرهای نزدیک را تهدید میکرد.
to think or believe that something is possible or true, without being sure

فرض کردن, فکر کردن، گمان کردن، تصور کردن، انتظار داشتن
با توجه به پیشبینی آب و هوا، فرض میکنم که بعداً امروز باران خواهد بارید.
causing severe damage, destruction, or emotional distress

ویرانگر, خانمانسوز
تماشای تاثیر ویرانگر طوفان بر جوامع ساحلی دلخراش بود.
a phenomenon or event that follows from and is caused by a previous action or occurrence

پیامد, نتیجه، اثر
آسیب او نتیجه یک سقوط بود.
not influenced or derived from something else

اولیه, اصلی
مواد اولیه، مانند عکسها یا اسناد رسمی، معتبرترین دیدگاه را ارائه میدهند.
a book or a document that supplies information in a research and is referred to

منبع, مرجع
همیشه قبل از گنجاندن منابع خود در مقالهتان، اعتبار آنها را بررسی کنید.
with changes or occurrences happening every hour or during each passing hour
to do something before someone else gets the chance to do it
![to [make] sense (out|) of {sth} to [make] sense (out|) of {sth}](/assets/img/no-pic-260w.png)