کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) در کتاب درسی کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون آیلتس کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
reputation [اسم]
اجرا کردن

آوازه

Ex: He did n't want to risk his reputation by being associated with the controversial project .

او نمی‌خواست با ارتباط با پروژه جنجالی، آبروی خود را به خطر بیاندازد.

continental [صفت]
اجرا کردن

اروپایی

Ex: Continental landforms , such as mountains and plains , shape the landscape of continents .

اشکال زمین‌قاره‌ای، مانند کوه‌ها و دشت‌ها، چهره قاره‌ها را شکل می‌دهند.

to propose [فعل]
اجرا کردن

پیشنهاد کردن

Ex: The city council proposed a new ordinance to address traffic congestion , seeking input from residents on potential solutions .

شورای شهر یک مصوبه جدید برای مقابله با ترافیک پیشنهاد داد و از ساکنان در مورد راه‌حل‌های احتمالی نظرخواهی کرد.

extensively [قید]
اجرا کردن

مفصلاً

Ex: These species are planted extensively in botanical gardens worldwide .

این گونه‌ها به طور گسترده در باغ‌های گیاهشناسی در سراسر جهان کاشته می‌شوند.

origin [اسم]
اجرا کردن

منشأ

Ex: The origin of the river is in the mountains to the north .

منشأ رودخانه در کوه‌های شمالی است.

controversy [اسم]
اجرا کردن

مشاجره

Ex: His comments during the interview led to a media controversy .

اظهارات او در مصاحبه به یک جنجال رسانه‌ای منجر شد.

lifetime [اسم]
اجرا کردن

عمر

Ex: It ’s a rare opportunity that only comes once in a lifetime .

این یک فرصت نادر است که تنها یک بار در عمر پیش می‌آید.

to suppose [فعل]
اجرا کردن

بدیهی دانستن

Ex: The proposal supposes that everyone will follow the new guidelines .

پیشنهاد فرض می‌کند که همه از دستورالعمل‌های جدید پیروی خواهند کرد.

laterally [قید]
اجرا کردن

به پهلو

Ex: The boat maneuvered laterally to dock along the pier .

قایق به پهلو مانور داد تا در امتداد اسکله پهلو بگیرد.

plausible [صفت]
اجرا کردن

محتمل

Ex: The company presented a plausible business plan , outlining achievable goals and strategies for growth .

شرکت یک طرح تجاری معقول ارائه داد که اهداف قابل دستیابی و استراتژی‌های رشد را تشریح می‌کرد.

evidence [اسم]
اجرا کردن

مدرک

Ex: The detective collected fingerprints and other forensic evidence from the crime scene to aid in the investigation .
geology [اسم]
اجرا کردن

زمین‌شناسی

Ex: Understanding the principles of geology helps predict earthquakes and volcanic eruptions .

درک اصول زمین‌شناسی به پیش‌بینی زمین‌لرزه‌ها و فوران‌های آتشفشانی کمک می‌کند.

geophysics [اسم]
اجرا کردن

ژئوفیزیک

Ex: Geophysics is instrumental in investigating the Earth 's magnetic field and its variations over time .

ژئوفیزیک در بررسی میدان مغناطیسی زمین و تغییرات آن در طول زمان نقش اساسی دارد.

اجرا کردن

دیرین‌شناسی

Ex: Her passion for dinosaurs led her to pursue a career in paleontology , where she now conducts fieldwork and excavates fossils .

اشتیاق او به دایناسورها او را به سمت دنبال کردن حرفه‌ای در دیرین‌شناسی سوق داد، جایی که او اکنون کارهای میدانی انجام می‌دهد و فسیل‌ها را حفاری می‌کند.

climatology [اسم]
اجرا کردن

اقلیم‌شناسی

Ex: Agricultural planning relies on climatology to anticipate growing conditions and optimize crop yields .

برنامه‌ریزی کشاورزی به آب‌وهوا‌شناسی متکی است تا شرایط رشد را پیش‌بینی و عملکرد محصول را بهینه کند.

namely [قید]
اجرا کردن

برای مثال

Ex: The new policy addressed various issues , namely workplace safety , employee well-being , and environmental sustainability .

سیاست جدید به مسائل مختلفی پرداخت، یعنی ایمنی محل کار، رفاه کارکنان و پایداری محیط زیست.

respect [اسم]
اجرا کردن

جنبه

Ex: The two projects are similar in many respects.

دو پروژه از بسیاری جنبه‌ها مشابه هستند.

proposal [اسم]
اجرا کردن

طرح

Ex: His proposal to change the schedule caused debate .
اجرا کردن

تکاملی

Ex: Evolutionary biologists study genetic variations to understand the mechanisms driving evolutionary change .

زیست‌شناسان تکاملی تغییرات ژنتیکی را مطالعه می‌کنند تا مکانیسم‌های محرک تغییر تکاملی را درک کنند.

evolution [اسم]
اجرا کردن

فرگشت

Ex: The fossil record provides evidence of the evolution of life forms from simple single-celled organisms to complex multicellular ones .

سوابق فسیلی شواهدی از تکامل اشکال زندگی از موجودات تک سلولی ساده تا موجودات چند سلولی پیچیده ارائه می‌دهد.

intriguing [صفت]
اجرا کردن

فریبنده

Ex: The scientist 's groundbreaking research findings were intriguing , challenging conventional wisdom .

یافته‌های تحقیقاتی انقلابی دانشمند جذاب بود، چالش‌برانگیز برای خرد متعارف.

اجرا کردن

ساختن (پاسخ یا راه حل)

Ex: By the end of the month , I will have come up with a detailed proposal .

تا پایان ماه، یک پیشنهاد دقیق تهیه خواهم کرد.

geologist [اسم]
اجرا کردن

زمین‌شناس

Ex: Geologists contribute to understanding natural hazards such as earthquakes and volcanic eruptions .

زمین‌شناسان به درک خطرات طبیعی مانند زمین‌لرزه‌ها و فوران‌های آتشفشانی کمک می‌کنند.

astronomer [اسم]
اجرا کردن

منجم

Ex: The astronomer 's research contributed to our understanding of black holes and their gravitational effects .

تحقیقات ستاره‌شناس به درک ما از سیاهچاله‌ها و اثرات گرانشی آنها کمک کرد.

اجرا کردن

از طریق شغلی کسب درآمد کردن

Ex: Pursuing a career often involves setting long-term goals .
atmospheric [صفت]
اجرا کردن

جوی

Ex: The satellite collects data on atmospheric temperature changes to monitor global warming .

ماهواره داده‌هایی درباره تغییرات دمای جوّی جمع‌آوری می‌کند تا گرمایش جهانی را زیر نظر بگیرد.

lecturer [اسم]
اجرا کردن

استاد یار (دانشگاه)

Ex: The lecturer gave a fascinating lecture on Shakespeare ’s works .

استاد یک سخنرانی جذاب درباره آثار شکسپیر ارائه داد.

astronomy [اسم]
اجرا کردن

علم نجوم

Ex: The recent discovery of a black hole in a distant galaxy has provided new insights into the field of astronomy .

کشف اخیر یک سیاهچاله در کهکشانی دور، بینش‌های جدیدی در زمینه نجوم ارائه کرده است.

aloft [قید]
اجرا کردن

در هوا

Ex: Flags fluttered aloft during the ceremony .

پرچم‌ها در طول مراسم در هوا در حال پرواز بودند.

expedition [اسم]
اجرا کردن

مأموریت

Ex: The expedition required months of preparation .
اجرا کردن

اسم و رسمی برای خود ساختن

Ex: Angela worked hard to make a name for herself in the fashion industry .
اجرا کردن

هواشناس

Ex: Our local meteorologist warned about icy roads during the morning commute .

هواشناس محلی ما در مورد جاده های یخ زده در هنگام رفت و آمد صبحگاهی هشدار داد.

اجرا کردن

ترمودینامیک

Ex: Engineers use thermodynamics to analyze and design refrigeration and air conditioning systems , controlling temperature and heat transfer .

مهندسان از ترمودینامیک برای تحلیل و طراحی سیستم‌های تبرید و تهویه مطبوع استفاده می‌کنند، دما و انتقال حرارت را کنترل می‌کنند.

largely [قید]
اجرا کردن

تا حد زیادی

Ex: She was largely responsible for organizing the entire event .

او تا حد زیادی مسئول سازماندهی کل رویداد بود.

treatment [اسم]
اجرا کردن

رفتار

Ex: His fair treatment of all employees earned him great respect in the office .

رفتار منصفانه او با تمام کارمندان برایش احترام زیادی در دفتر به ارمغان آورد.

detailed [صفت]
اجرا کردن

مفصل

Ex: The detective took detailed notes during the investigation to ensure nothing was overlooked .

کارآگاه در طول تحقیق یادداشت‌های مفصل برداشت تا مطمئن شود چیزی از قلم نیفتاده است.

to devote [فعل]
اجرا کردن

اختصاص دادن

Ex: The class devoted the first half of the lesson to review .

کلاس نیمه اول درس را به مرور اختصاص داد.

reception [اسم]
اجرا کردن

استقبال عمومی

Ex: His idea for a new project got an enthusiastic reception from the team .

ایده او برای یک پروژه جدید با استقبال پر شور از طرف تیم مواجه شد.

اجرا کردن

بحث‌برانگیز

Ex: Some of the controversial ideas in the article were challenged by experts .

برخی از ایده‌های جنجالی در مقاله توسط متخصصان به چالش کشیده شدند.

to pursue [فعل]
اجرا کردن

دنبال کردن

Ex: Jason chose to pursue a degree in fine arts to enhance his skills .

جیسون تصمیم گرفت برای بهبود مهارت‌هایش در هنرهای زیبا مدرک دنبال کند.

line [اسم]
اجرا کردن

a sequence of related events, actions, or developments

Ex: A line of precedents supports that court decision .
to pick up [فعل]
اجرا کردن

ادامه دادن

Ex: They had a disagreement last year , but now they 're trying to pick up their friendship again .

سال گذشته بین آنها اختلاف نظر پیش آمد، اما حالا سعی می‌کنند دوستی خود را از سر بگیرند.

rapidly [قید]
اجرا کردن

به‌سرعت

Ex: Advances in medicine are occurring rapidly .

پیشرفت‌ها در پزشکی به سرعت در حال وقوع است.

اجرا کردن

توصیف کردن

Ex: The critic characterized the novel as a poignant exploration of human relationships and existential themes .

منتقد این رمان را به عنوان کاوشی تکان‌دهنده از روابط انسانی و مضامین وجودی توصیف کرد.

to reflect [فعل]
اجرا کردن

مظهر چیزی بودن

Ex: The painting reflected the artist ’s emotions .

نقاشی بازتاب احساسات هنرمند بود.

descendant [اسم]
اجرا کردن

فرزند

Ex:

صفحه‌کلیدهای امروزی نوادگان ماشین‌تحریرهای قدیمی هستند.

index [اسم]
اجرا کردن

نمایه

Ex: An index at the back of the textbook makes research easier .
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)