کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان را از آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (2) در کتاب درسی Cambridge IELTS 18 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
urgent [صفت]
اجرا کردن

ضروری

Ex: The urgent call for volunteers to help with the event was met with an overwhelming response .

فراخوان فوری برای داوطلبان برای کمک به رویداد با پاسخ قاطعانه‌ای مواجه شد.

attention [اسم]
اجرا کردن

توجه

Ex: After the accident , the car needed professional attention to fix the damage .

پس از تصادف، خودرو به توجه حرفه‌ای برای تعمیر خسارت نیاز داشت.

collar [اسم]
اجرا کردن

*طوقی

Ex: The snake 's colorful collar warned predators to stay away .
matriarch [اسم]
اجرا کردن

گیس‌سفید

Ex: As the matriarch of the family , Grandma Helen had the final say on all major decisions .

به عنوان ماتریارک خانواده، مادر بزرگ هلن در تمام تصمیمات مهم حرف آخر را می‌زد.

to track [فعل]
اجرا کردن

ردیابی کردن

Ex: The police were able to track the suspect 's movements through surveillance footage .

پلیس توانست حرکات مظنون را از طریق فیلم‌های نظارتی ردیابی کند.

measurement [اسم]
اجرا کردن

اندازه‌گیری

Ex: The measurement of the room 's dimensions helped determine the amount of furniture it could accommodate .

اندازه‌گیری ابعاد اتاق به تعیین مقدار مبلمانی که می‌تواند در خود جای دهد کمک کرد.

tusk [اسم]
اجرا کردن

عاج

Ex: The walrus used its long tusks to pry open shellfish , revealing the succulent meat inside .

گراز دریایی از عاج‌های بلند خود برای باز کردن صدف‌ها استفاده کرد و گوشت آبدار داخل آن را آشکار کرد.

to load [فعل]
اجرا کردن

بارگیری

Ex: Before departure , the cruise ship crew loaded passengers onto the luxury liner .

قبل از عزیمت، خدمه کشتی کروز مسافران را روی کشتی لوکس بارگیری کردند.

اجرا کردن

منتقل کردن

Ex: The trucking company plays a crucial role in transporting fresh produce from farms to grocery stores .

شرکت حمل و نقل کامیونی نقش حیاتی در حمل محصولات تازه از مزارع به فروشگاه‌های مواد غذایی دارد.

prospect [اسم]
اجرا کردن

شانس موفقیت

Ex: The company 's growth strategy enhanced its prospect of global expansion .

استراتژی رشد شرکت، چشم‌انداز گسترش جهانی آن را بهبود بخشید.

employment [اسم]
اجرا کردن

اشتغال

Ex: The government introduced new policies to reduce employment rates and create more job opportunities for young people .

دولت سیاست‌های جدیدی را برای کاهش نرخ اشتغال و ایجاد فرصت‌های شغلی بیشتر برای جوانان معرفی کرد.

enormously [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: The changes in technology have transformed the industry enormously .

تغییرات در فناوری صنعت را به شدت متحول کرده است.

اجرا کردن

تأثیر داشتن

Ex: His hard work contributed to the project 's success .

سخت‌کوشی او به موفقیت پروژه کمک کرد.

to rise [فعل]
اجرا کردن

شدت گرفتن

Ex: Economic indicators suggested that inflation might rise in the coming months , causing concerns among investors .

شاخص‌های اقتصادی نشان دادند که تورم ممکن است در ماه‌های آینده افزایش یابد، که باعث نگرانی در میان سرمایه‌گذاران شد.

اجرا کردن

سطح زندگی

Ex: Technological advancements have led to an increase in the standard of living , providing easier access to information and communication .
former [صفت]
اجرا کردن

سابق

Ex: He met with his former colleagues to reminisce about their time working together .

او با همکاران سابق خود ملاقات کرد تا درباره زمان کار کردن با هم یادآوری کند.

reliable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ اطمینان

Ex: The car is old but still reliable for long drives .

ماشین قدیمی است اما هنوز هم برای سفرهای طولانی قابل اعتماد است.

source [اسم]
اجرا کردن

خاستگاه

Ex: The river 's source is high in the mountains .

منبع رودخانه در ارتفاعات کوه‌ها قرار دارد.

in fact [قید]
اجرا کردن

در واقع

Ex: We thought the process would take a week , but in fact , it was completed in just a few days .

فکر می‌کردیم فرآیند یک هفته طول بکشد، اما در واقع، در عرض چند روز کامل شد.

اجرا کردن

داوطلبانه گفتن

Ex: At the conference , several experts volunteered their opinions on the latest trends in the industry , without being prompted by the audience .

در کنفرانس، چندین متخصص بدون اینکه از سوی مخاطبان درخواست شود، نظرات خود را در مورد آخرین روندهای صنعت داوطلبانه ارائه دادند.

to give up [فعل]
اجرا کردن

رها کردن

Ex: In an effort to declutter , he decided to give up many of his unused possessions .

در تلاش برای خلوت کردن، او تصمیم گرفت بسیاری از اموال استفاده نشده خود را رها کند.

weapon [اسم]
اجرا کردن

جنگ‌افزار

Ex: Non-lethal weapons like tasers are used by law enforcement for self-defense .

سلاح‌های غیرکشنده مانند تیزر توسط نیروهای قانونی برای دفاع از خود استفاده می‌شوند.

no longer [قید]
اجرا کردن

دیگر نه

Ex: The movie is no longer playing at the theater .

فیلم دیگر در سینما نمایش داده نمی‌شود.

square [صفت]
اجرا کردن

مربع

Ex: Canada has 9.98 million square kilometers of land .

کانادا 9.98 میلیون کیلومتر مربع زمین دارد.

plenty [ضمیر]
اجرا کردن

مقدار زیاد

Ex: There are plenty of reasons to visit the national park , including the beautiful scenery and hiking trails .

دلایل زیادی برای بازدید از پارک ملی وجود دارد، از جمله مناظر زیبا و مسیرهای پیاده‌روی.

to balance [فعل]
اجرا کردن

تعادل برقرار کردن

Ex: They balanced competing interests to reach a fair agreement .
ecosystem [اسم]
اجرا کردن

بوم‌سازگان

Ex: Conservation efforts aim to protect and restore ecosystems to maintain ecological balance and sustainability .

تلاش‌های حفاظتی به منظور محافظت و بازسازی اکوسیستم‌ها برای حفظ تعادل اکولوژیکی و پایداری انجام می‌شود.

sustainable [صفت]
اجرا کردن

پایدار

Ex: The athlete 's rigorous training regimen was not sustainable and resulted in frequent injuries .

برنامه تمرینی سخت ورزشکار پایدار نبود و منجر به آسیب‌های مکرر شد.

اجرا کردن

حفظ منابع طبیعی

Ex: The conservation of forests plays a key role in maintaining global biodiversity .
اجرا کردن

تکثیر کردن

Ex: The jeweler replicated the original ring design for a customer who requested an exact match .

جواهرساز طرح اصلی حلقه را برای مشتری که درخواست یک کپی دقیق داشت تکرار کرد.

draw [اسم]
اجرا کردن

عامل جذب مخاطب

Ex: The blockbuster movie featuring a popular star was the cinema 's primary draw , leading to sold-out screenings .

فیلم پرفروش با بازی یک ستاره محبوب، جاذبه اصلی سینما بود که منجر به اکران‌های کامل شد.

tourism [اسم]
اجرا کردن

گردشگری

Ex: The museum was built to encourage tourism in the region .

موزه برای تشویق گردشگری در منطقه ساخته شد.

times [حرف اضافه]
اجرا کردن

ضرب در

Ex:

دو ضربدر پنج را ضرب کنید تا ده به دست آید.

trade [اسم]
اجرا کردن

تجارت

Ex: The fair provided a platform for artisans to showcase and engage in trade .

نمایشگاه یک پلتفرم برای صنعتگران فراهم کرد تا به نمایش بگذارند و در تجارت شرکت کنند.

dramatic [صفت]
اجرا کردن

چشمگیر

Ex: The change in weather was dramatic , with thunderstorms appearing out of nowhere .

تغییر آب و هوا دراماتیک بود، با رعد و برق‌هایی که ناگهان ظاهر شدند.

enforcement [اسم]
اجرا کردن

اجرا

Ex: The government announced tougher enforcement measures to combat illegal fishing .

دولت اقدامات سخت‌گیرانه‌تری برای اجرا جهت مقابله با صید غیرقانونی اعلام کرد.

anti [حرف اضافه]
اجرا کردن

ضد

Ex:

پلتفرم ضد فساد سیاستمدار با رأی دهندگان خسته از رسوایی های دولتی طنین انداز شد.

suitable [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: The climate in that region is not suitable for growing citrus fruits .
to monitor [فعل]
اجرا کردن

تحت‌نظر گرفتن

Ex: Security cameras are installed throughout the city to monitor public areas for suspicious activity .

دوربین‌های امنیتی در سراسر شهر نصب شده‌اند تا مناطق عمومی را برای فعالیت‌های مشکوک مانیتور کنند.

constantly [قید]
اجرا کردن

دائماً

Ex: She constantly reminded herself to stay focused on her goals .

او مدام به خودش یادآوری می‌کرد که روی اهدافش متمرکز بماند.

poaching [اسم]
اجرا کردن

شکار غیرقانونی

Ex:

بسیاری از گونه‌ها به دلیل شکار غیرقانونی نادر شده‌اند.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)