کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) در کتاب درسی Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
to show up [فعل]
اجرا کردن

حضور یافتن

Ex: The volunteers showed up early to help set up for the community event .

داوطلب‌ها زود رسیدند تا در آماده‌سازی برای رویداد جامعه کمک کنند.

اجرا کردن

شهرک مسکونی

Ex: The local government invested in infrastructure improvements to support the new housing development .

دولت محلی در بهبود زیرساخت‌ها سرمایه‌گذاری کرد تا از توسعه مسکن جدید حمایت کند.

to plan [فعل]
اجرا کردن

طرح کردن

Ex: He planned the new office space to maximize the use of available space .

او فضای جدید دفتر را برنامه‌ریزی کرد تا استفاده از فضای موجود را به حداکثر برساند.

outskirts [اسم]
اجرا کردن

حومه

Ex: The outskirts of the town are known for their beautiful landscapes , with rolling hills and open fields that attract nature lovers and outdoor enthusiasts .

حومه شهر به دلیل مناظر زیبای خود شناخته شده است، با تپه‌های موجدار و مزارع باز که عاشقان طبیعت و علاقه‌مندان به فضای باز را جذب می‌کند.

development [اسم]
اجرا کردن

شهرک

Ex: The waterfront development transformed the old industrial district into a vibrant residential and commercial area .

توسعه ساحلی منطقه صنعتی قدیمی را به یک منطقه مسکونی و تجاری پر جنب و جوش تبدیل کرد.

brief [صفت]
اجرا کردن

کوتاه

Ex: He gave a brief and clear response to the question .

او پاسخ کوتاه و روشنی به سوال داد.

overview [اسم]
اجرا کردن

مرور کلی

Ex: The article offers an overview of recent developments in artificial intelligence .

مقاله مروری بر پیشرفت‌های اخیر در هوش مصنوعی ارائه می‌دهد.

to select [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: The coach carefully selects players for each match based on their skills and performance .

مربی با دقت بازیکنان را برای هر بازی بر اساس مهارت‌ها و عملکردشان انتخاب می‌کند.

particular [صفت]
اجرا کردن

خاص

Ex: The report focuses on a particular segment of the population , namely elderly citizens .

این گزارش بر روی بخش خاصی از جمعیت، یعنی شهروندان سالخورده تمرکز دارد.

site [اسم]
اجرا کردن

مکان

Ex: The developer purchased the site for the future shopping mall .

توسعه‌دهنده سایت را برای مرکز خرید آینده خریداری کرد.

at present [قید]
اجرا کردن

در حال حاضر

Ex: At present , the city is undergoing significant infrastructure improvements .

در حال حاضر، شهر در حال بهبود زیرساخت‌های قابل توجهی است.

land [اسم]
اجرا کردن

خشکی

Ex: Farmers worked the land to grow crops and raise livestock .

کشاورزان روی زمین کار می‌کردند تا محصول بکارند و دام پرورش دهند.

industrial [صفت]
اجرا کردن

صنعتی

Ex:

انقلاب صنعتی با مکانیزه کردن تولید و افزایش بهره‌وری، جامعه را دگرگون کرد.

center [اسم]
اجرا کردن

مرکز

Ex: The city 's cultural center hosts art exhibitions , concerts , and theater performances .

مرکز فرهنگی شهر میزبان نمایشگاه‌های هنری، کنسرت‌ها و اجراهای تئاتر است.

demand [اسم]
اجرا کردن

تقاضا

Ex: The restaurant adjusted its menu to meet the changing demands of health-conscious customers .

رستوران منوی خود را برای پاسخگویی به نیازهای در حال تغییر مشتریان آگاه به سلامت تنظیم کرد.

housing [اسم]
اجرا کردن

مسکن

Ex: The new policy aims to improve rural housing .

سیاست جدید به دنبال بهبود مسکن روستایی است.

employee [اسم]
اجرا کردن

کارمند

Ex: The factory employee was eating lunc in the cafeteria .

کارمند کارخانه در کافه تریا ناهار می‌خورد.

region [اسم]
اجرا کردن

منطقه

Ex: Wine enthusiasts often travel to the Bordeaux region in France to explore its renowned vineyards and taste exquisite wines .

علاقه‌مندان به شراب اغلب به منطقه بوردو در فرانسه سفر می‌کنند تا تاکستان‌های معروف آن را کاوش کنند و شراب‌های عالی را بچشند.

to commute [فعل]
اجرا کردن

رفت‌وآمد کردن (بین خانه و محل کار)

Ex: The remote work policy has significantly reduced the need for employees to commute daily .

سیاست کار از راه دور به طور قابل توجهی نیاز کارمندان به حمل و نقل روزانه را کاهش داده است.

drive [اسم]
اجرا کردن

سفر (با وسیله نقلیه)

Ex: The couple went on a scenic drive through the countryside .
convenient [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: I love that the library has extended hours ; it 's very convenient for students .
major [صفت]
اجرا کردن

مهمترین

Ex: His major contribution to the field of science earned him international recognition .

مشارکت عمده او در زمینه علم، برای او شناخت بین‌المللی به ارمغان آورد.

criteria [اسم]
اجرا کردن

معیارها

Ex: The competition set high criteria for selecting the best candidates .

مسابقه معیارهای بالایی برای انتخاب بهترین نامزدها تعیین کرد.

اجرا کردن

مدرسه متوسطه (شامل دوره اول و دوم)

Ex: Teachers in secondary school often focus on developing critical thinking and problem-solving skills , preparing students for the challenges they will face in college and the workforce .

معلمان در دبیرستان اغلب بر توسعه تفکر انتقادی و مهارت‌های حل مسئله تمرکز می‌کنند، دانش‌آموزان را برای چالش‌هایی که در دانشگاه و نیروی کار با آن‌ها مواجه خواهند شد آماده می‌کنند.

drawback [اسم]
اجرا کردن

ایراد

Ex: One significant drawback of living in a big city is the noise pollution .

یک عیب مهم زندگی در یک شهر بزرگ آلودگی صوتی است.

steep [صفت]
اجرا کردن

شیب‌دار

Ex: The steep cliffs along the coastline offered stunning views but were dangerous to climb .

صخره‌های شیبدار در امتداد ساحل، مناظر خیره‌کننده‌ای ارائه می‌دادند اما صعود از آنها خطرناک بود.

slope [اسم]
اجرا کردن

سراشیبی

Ex: Rainwater flowed quickly down the slope , causing erosion along the hillside .
feedback [اسم]
اجرا کردن

بازخورد

Ex: I appreciate your feedback on my proposal ; it will help me refine it .

من از بازخورد شما در مورد پیشنهادم قدردانی می‌کنم؛ این به من کمک می‌کند تا آن را اصلاح کنم.

wide [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: Her interests are incredibly wide , spanning from astronomy to ancient history .

علایق او به طرز باورنکردنی وسیع است، از نجوم تا تاریخ باستان را در بر می‌گیرد.

اجرا کردن

محل سکونت

Ex: Due to the high demand for accommodation during the festival , many hotels were fully booked .

به دلیل تقاضای بالا برای اسکان در طول جشنواره، بسیاری از هتل‌ها کاملاً رزرو شده بودند.

countryside [اسم]
اجرا کردن

مناطق روستایی

Ex: The countryside offered fresh air and tranquility away from the hustle and bustle of the city .

روستا هوای تازه و آرامش را دور از شلوغی شهر ارائه می‌داد.

اجرا کردن

به‌خصوص

Ex: The movie was particularly well-received by critics .
to please [فعل]
اجرا کردن

خشنود کردن

Ex: The teacher adjusted her teaching style to please her students and keep them engaged .

معلم سبک تدریس خود را برای خوشحال کردن دانش‌آموزان و نگه داشتن آن‌ها درگیر تنظیم کرد.

layout [اسم]
اجرا کردن

طرح‌بندی

Ex: The graphic designer experimented with different layouts for the website , focusing on user experience and accessibility .

طراح گرافیک با چیدمان‌های مختلف برای وب‌سایت آزمایش کرد، با تمرکز بر تجربه کاربری و دسترسی.

majority [اسم]
اجرا کردن

اکثریت

Ex: Winning the majority of seats in parliament gave the party a strong mandate .

برنده شدن اکثریت کرسی‌های پارلمان به حزب یک دستور قوی داد.

generally [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: That kind of software is generally expensive .

این نوع نرم‌افزار معمولاً گران است.

impression [اسم]
اجرا کردن

تصور

Ex: The first impression of the town was one of charm and hospitality .
to blend in [فعل]
اجرا کردن

ادغام شدن

Ex: The hiking gear was selected in neutral tones to blend in with the wilderness during the trek .

تجهیزات کوهنوردی در رنگ‌های خنثی انتخاب شد تا با طبیعت وحشی در طول سفر ادغام شود.

feature [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: The historical landmark 's most notable feature is its distinctive architecture dating back to the 18th century .

ویژگی قابل توجه ترین بنای تاریخی معماری متمایز آن است که به قرن هجدهم بازمی گردد.

landscape [اسم]
اجرا کردن

چشم‌انداز

Ex: Autumn colors transformed the countryside landscape .
provision [اسم]
اجرا کردن

مقرره

Ex: The lease has a provision that prohibits subletting without the landlord 's approval .

قرارداد اجاره یک شرط دارد که اجاره فرعی را بدون موافقت صاحبخانه ممنوع می‌کند.

wildlife [اسم]
اجرا کردن

حیات‌وحش

Ex: He enjoys watching wildlife documentaries in his spare time .

او از تماشای مستندهای حیات وحش در وقت آزاد خود لذت می‌برد.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)