Cambridge IELTS 18 - آکادمیک - آزمون 1 - خواندن - بند 3 (2)
در اینجا میتوانید واژگان از آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
involving or relating to two or more governments or governmental agencies, especially those of different countries

میاندولتی
یک توافقنامه بینالدولی برای بهبود روابط تجاری و کاهش تعرفهها امضا شد.
to provide someone with suggestion or guidance regarding a specific situation

توصیه کردن, نصیحت کردن
والدین اغلب به فرزندان خود توصیه میکنند که انتخابها و تصمیمهای مسئولانهای بگیرند.
the layer of gases surrounding a planet, held in place by gravity

جو, اتمسفر
دانشمندان اتمسفر نازک مریخ را برای درک آب و هوای آن مطالعه میکنند.
to be entirely destroyed by fire

کامل سوختن
دستنوشتههای باستانی در یک آتشسوزی کتابخانه کاملاً سوختند.
to break down or fragment into constituent components due to various forces or interactions

متلاشی شدن, خرد شدن
میدان مغناطیسی شدید باعث تجزیه ساختار فلزی به ذرات باردار شد.
in a continuous manner up to the present moment
an operation carried out in space

مأموریت, عملیات پرواز (سفینه)
ماموریت مریخ نورد کنجکاوی، کاوش سطح مریخ و مطالعه زمینشناسی آن است.
to follow the rules, commands, or wishes of someone, showing compliance to their authority

اطاعت کردن, تبعیت کردن
به عنوان یک شهروند، مهم است که قوانین و مقررات کشور خود را رعایت کنید.
an enormous project that is part of a for-profit business

پروژه یا طرح مشکل و پرمخاطره
ساخت آسمانخراش عظیم یک شرکت بزرگ برای شرکت املاک است.
used to show that something happened or is true, even though there was a difficulty or obstacle that might have prevented it

علیرغم, با وجود
علیرغم باران شدید، آنها تصمیم گرفتند به پیادهروی بروند.
something that one is aiming, wanting, or planning to do

نیت, قصد، هدف
قصد او برای سفر به دور دنیا در هر گفتگویی آشکار بود، چرا که او برنامههایش را با هر کسی که گوش میداد در میان میگذاشت.
to run out of money or assets and be unable to pay one's debts or financial obligations

ورشکسته شدن
to approach or move in the direction of someone or something

نزدیک شدن, رسیدن به
همانطور که کشتی به نزدیک شدن به ساحل ادامه میداد، مسافران روی عرشه جمع شدند تا نگاهی به خط ساحلی نزدیکشونده بیندازند.
to try to deal with a difficult problem or situation in a determined manner

تلاش به مقابله با چیزی کردن
در مواجهه با چالشهای محیط زیستی، دولت اقداماتی را برای مقابله با آلودگی و ترویج پایداری انجام داد.
the quality of being very careful and accurate, especially in performing tasks or making measurements

دقت, صحت
جراحی به سطح بالایی از دقت نیاز دارد تا از عوارض جلوگیری شود.
to reduce from the difficulty or intensity of a problem, issue, etc.

از شدت چیزی کاستن, فرو نشاندن
افزایش بودجه کاهش فشار بر خدمات عمومی در سالهای آینده خواهد شد.
in a careful and accurate manner, with great attention to detail

با دقت
او پارچه را دقیقاً برید تا با الگو مطابقت داشته باشد.
a person with extensive knowledge or skill in a specific field or area of expertise

متخصص, کارشناس
متخصصان زمانی فراخوانده میشوند که دانش عمومی کافی نباشد.
the sector of technology and industry focused on aircraft, spacecraft, and their associated systems

هوا فضا, فضا
مهندسی هوافضا هم فناوریهای هواپیما و هم فضاپیما را پوشش میدهد.
a company or group of people that are considered as a single unit by law

شرکتسهامی
به عنوان یک شخصیت حقوقی، شرکت میتواند قرارداد ببندد و مالکیت داشته باشد.
an area of activity or a subject of study

زمینه (کاری، تحصیلی و...), رشته، حوزه
او تصمیم گرفت در زمینه مهندسی شغلی را دنبال کند.
to align or position something precisely in relation to another thing

تراز کردن, چیدن
برای ثبت یک تصویر واضح، باید مطمئن شویم که لنز دوربین را با سوژه تراز کردهایم.
a set of actions or behaviors that someone does regularly or habitually

روال
روال خواب کودک همیشه با یک داستان شروع میشود.
to finally accomplish a desired goal after dealing with many difficulties

رسیدن (به هدف), موفق شدن
تیم تحقیقاتی بیوقفه همکاری کردند تا به یک پیشرفت در علوم پزشکی دست یابند، که منجر به یک کشف انقلابی شد.
to give a higher level of importance or urgency to a particular task, goal, or objective compared to others

اولویتبندی کردن
تیم اولویت را به اقدامات ایمنی بالاتر از همه چیز در طول پروژه داد.
a Latin phrase (or its abbreviation) used to indicate that special attention should be paid to something

نوتا بنه, توجه کنید
showing opposing ideas or opinions that do not agree, causing confusion or disagreement

متناقض, متفاوت
برادران و خواهران اغلب برنامههای متناقضی داشتند، که برنامهریزی برای دورهمیهای خانوادگی را چالشبرانگیز میکرد.
to make null or cancel the effects of something

به حالت اول برگرداندن, خنثی کردن
نرمافزار به کاربران اجازه میدهد تا آخرین ویرایشهای خود را لغو کنند، یک شبکه ایمنی در صورتی که تغییرات نیاز به بازگشت داشته باشند فراهم میکند.
to a more focused or reduced form

کاهش دادن, کم کردن
آنها توانستند مفهوم را به ایدههای اصلی آن تقلیل دهند.
a large structure of data stored in a computer that makes accessing necessary information easier

پایگاه داده, بانک اطلاعاتی، دیتابیس
او از پایگاه داده برای جستجوی ورودیهای خاص و تولید گزارشها بر اساس دادههای جمعآوری شده استفاده کرد.
to monitor or record the movement or progress of something over time

دنبال رد چیزی بودن
او با استفاده از نرمافزار تغییرات بازار سهام را پیگیری کرد.
in a way that is always the same

بهطور مداوم, همواره
ورزشکار به طور مداوم در مسابقات عملکرد خوبی دارد.
a list of items in a particular category, especially one systematically arranged

فهرستنامه
to explain or show the meaning of something using examples, pictures, etc.

توضیح دادن, با تصویر یا مثال روشن کردن
او از یک مثال واقعی برای نشان دادن نقطه نظرش در طول ارائه استفاده کرد.
to use information, knowledge, or past experience to aid in performing a task or achieving a goal

(از دانش یا تجربه خود) بهره بردن
گوینده از تجربیات شخصی خود استفاده کرد تا اهمیت پشتکار را نشان دهد.
a book or a document that supplies information in a research and is referred to

منبع, مرجع
همیشه قبل از گنجاندن منابع خود در مقالهتان، اعتبار آنها را بررسی کنید.
to keep a record of something by regularly documenting updates or details in writing

ثبت کردن, بهروز نگه داشتن
دانشمند یادداشتهای مفصلی از نتایج هر آزمایش را نگه میداشت.
to form a mental image or picture of something

تصور کردن
همانطور که رمان را میخواند، میتوانست صحنههای توصیف شده توسط نویسنده را به وضوح تصور کند.
arranged in opposite or inverse relationships

متقاطع, مخالف
ازدواج متقاطع بین دو خانواده یک شبکه پیچیده از روابط ایجاد کرد.
to cause or show a mutual relation between two things

مرتبط کردن
بازطراحی برنامه درسی با هدف همبستگی یادگیری کلاسی با کاربردهای دنیای واقعی انجام شد.
a person who is concerned with the environment and tries to protect it

حامی محیطزیست
به عنوان یک محیطزیستگرا، او زندگی خود را به مبارزه با جنگلزدایی و از دست رفتن زیستگاه اختصاص داد.
to function in a specific way

عمل کردن, کار کردن، فعالیت کردن
کامپیوتر با آخرین بهروزرسانیهای نرمافزاری عمل میکند.
people born and living at approximately the same period of time

نسل
نسل هزاره یک نسل هستند که به آشناییشان با فناوری دیجیتال شناخته میشوند.
a group of people having a religion, ethnic, profession, or other particular characteristic in common

جامعه, جمعیت
to provide evidence or support for a particular conclusion or viewpoint

گواه چیزی بودن
سرنخهای یافت شده در صحنه جرم اثبات میکنند گناه او را فراتر از هر شک معقول.
to damage the environment by releasing harmful chemicals or substances to the air, water, or land

آلوده کردن
دود آتش آلوده میکند جو را، کیفیت هوا را کاهش میدهد.
a mention or citation of something, often to provide context or support for an idea

مرجع, نقل قول
سخنرانی او ارجاعات متعددی به رویدادهای تاریخی داشت.
to occur at a specific time or location

رخ دادن, صورت گرفتن
to reduce something to the lowest possible degree or amount, particularly something unpleasant

به پایینترین حد ممکن رساندن
تیم در حال حاضر در حال کار برای کاهش خطاها در انتشار جدید نرمافزار است.
information or details that are given to make something clear or easier to understand

توضیح
توضیح او به ما کمک کرد تا مفهوم علمی پیچیده را درک کنیم.
a specific, concrete objective that a person or group actively works toward, believing it to be realistically achievable

هدف
هدف نهایی او همچنان تضمین نقش رهبری در شرکتش است.
a written or oral piece intended to give a mental image of something

توصیف
او توضیح روشنی از مظنون به پلیس داد.
the process of examining the similarities and differences between two or more things or people

سنجش, مقایسهکردن
یک مقایسه بین دلفینها و نهنگها نشان میدهد که هر دو پستانداران دریایی باهوش هستند.
the ability to act or function with minimum effort, time, and resources

بازده, بهرهوری
کارخانه با به حداقل رساندن حرکات غیرضروری در خط مونتاژ، کارایی را در اولویت قرار داد.
a facility consisting of the means and equipment necessary for the movement of passengers or goods

سیستم حمل و نقل
to categorize or group something based on shared characteristics or qualities

طبقه بندی کردن, دسته بندی کردن
کتاب به عنوان داستان طبقهبندی میشود زیرا داستانی ساختگی را روایت میکند.
a person who is responsible for the care, management, or protection of something

مدیر, سرپرست
او یک سرپرست حیات وحش محلی است که برای حفظ تعادل در اکوسیستم کار میکند.
an expert in the field of astrodynamics, which involves the study of the motion of objects in space under the influence of gravitational forces

اخترپویاشناس, متخصص در اخترپویاشناسی
شرکت یک متخصص دینامیک نجومی را برای تحلیل مسیر کاوشگر فضایی استخدام کرد.
to design and administer something attentively

دقیقاً طرحریزی کردن
او پروژه را از ابتدا تا انتها کارگردانی کرد، به هر جزئیاتی توجه کرد.
someone who exercises authority, guidance, or restraint over others or over a process

کنترل کننده, سرپرست
کنترلر ترافیک هوایی دهها هواپیما را به طور همزمان مدیریت کرد.
