کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3)

در اینجا می‌توانید واژگان تست 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
اجرا کردن

used to warn people to think carefully about their desires, as the things they wish for may have unforeseen and unintended consequences

Ex: John had always wished for a big promotion, but when he finally got it, he realized the stress and responsibility that came with it. Be careful what you wish for, I suppose.
capability [اسم]
اجرا کردن

قابلیت

Ex: The organization has the capability to expand into international markets .

سازمان دارای توانایی گسترش به بازارهای بین‌المللی است.

اجرا کردن

عملکرد بهتری داشتن

Ex: Through continuous improvement , the student strives to outperform their classmates in academic achievements .

از طریق بهبود مستمر، دانش آموز تلاش می‌کند تا در دستاوردهای تحصیلی از همکلاسی‌های خود پیشی بگیرد.

development [اسم]
اجرا کردن

رشد

Ex: Urban development in the area led to new housing and businesses .

توسعه شهری در منطقه منجر به مسکن و کسب‌وکارهای جدید شد.

to indicate [فعل]
اجرا کردن

اثبات کردن

Ex: The rise in temperature indicates chemical activity .

افزایش دما نشان‌دهنده فعالیت شیمیایی است.

to mention [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن (در صحبت)

Ex: In her speech , the speaker will mention the importance of community engagement .

در سخنرانی خود، سخنران به اهمیت مشارکت جامعه اشاره خواهد کرد.

to compare [فعل]
اجرا کردن

مقایسه کردن

Ex: Before choosing a hotel , it 's wise to compare customer reviews online .

قبل از انتخاب هتل، عاقلانه است که نظرات مشتریان را به صورت آنلاین مقایسه کنید.

اجرا کردن

توضیح دادن

Ex: The author illustrated the idea of teamwork through various stories in the book .

نویسنده ایده کار تیمی را از طریق داستان‌های مختلف در کتاب توضیح داد.

to define [فعل]
اجرا کردن

(حدود چیزی را) مشخص کردن

Ex: The artist uses bold lines to define the contours of the subject , emphasizing its form and structure .

هنرمند از خطوط پررنگ برای تعریف کردن خطوط موضوع استفاده می‌کند، که بر فرم و ساختار آن تأکید دارد.

objective [اسم]
اجرا کردن

هدف

Ex: Her main objective is to complete the project by the end of the month .

هدف اصلی او تکمیل پروژه تا پایان ماه است.

اجرا کردن

تأکید کردن

Ex: When explaining directions , I emphasized turning right at the main intersection .

هنگام توضیح جهت‌ها، من بر پیچیدن به راست در تقاطع اصلی تأکید کردم.

cooperation [اسم]
اجرا کردن

همکاری

Ex: The treaty strengthened economic cooperation between the two nations .

معاهده همکاری اقتصادی بین دو کشور را تقویت کرد.

principled [صفت]
اجرا کردن

پایبند اصول اخلاقی

Ex: Her principled approach to leadership earned her the trust and admiration of her team .

رویکرد اصولی او به رهبری، اعتماد و تحسین تیمش را برایش به ارمغان آورد.

superior [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: The superior durability of the product justified its higher price .

دوام برتر محصول قیمت بالاتر آن را توجیه می‌کرد.

to oppose [فعل]
اجرا کردن

مقابله کردن

Ex: The students opposed the new school policy , refusing to participate in the mandatory assemblies .

دانش‌آموزان به سیاست جدید مدرسه اعتراض کردند و از شرکت در جلسات اجباری خودداری کردند.

اجرا کردن

خلاصه کردن

Ex: The teacher asked the students to summarize the chapter they had just read in their textbooks .

معلم از دانش‌آموزان خواست تا فصل‌هایی را که تازه در کتاب‌های درسی خود خوانده‌اند خلاصه کنند.

اجرا کردن

موجب شدن

Ex: Good communication can result in stronger relationships with others .

ارتباط خوب می‌تواند منجر به روابط قوی‌تر با دیگران شود.

abuse [اسم]
اجرا کردن

سوءاستفاده

Ex: The law punishes the abuse of official authority .
shortcoming [اسم]
اجرا کردن

کمبود

Ex: The project 's primary shortcoming was its unrealistic budget estimates .

کمبود اصلی پروژه برآوردهای غیرواقعی بودجه آن بود.

to promote [فعل]
اجرا کردن

حمایت کردن

Ex: The mentor played a crucial role in promoting the career development of the mentee .

منتور نقش حیاتی در ترویج توسعه شغلی منتوری ایفا کرد.

prospect [اسم]
اجرا کردن

شانس موفقیت

Ex: The company 's growth strategy enhanced its prospect of global expansion .

استراتژی رشد شرکت، چشم‌انداز گسترش جهانی آن را بهبود بخشید.

اجرا کردن

استقلال

Ex: Independence allows individuals to pursue their dreams without external restrictions .

استقلال به افراد اجازه می‌دهد تا بدون محدودیت‌های خارجی به دنبال رویاهای خود بروند.

to allocate [فعل]
اجرا کردن

اختصاص دادن

Ex: The school board will allocate funds for new classroom equipment in the upcoming fiscal year .

هیئت مدرسه در سال مالی آینده بودجه‌ای را برای تجهیزات جدید کلاس‌ها تخصیص خواهد داد.

patient [اسم]
اجرا کردن

بیمار

Ex: The doctor asked the patient to rest and drink plenty of water .

دکتر از بیمار خواست استراحت کند و آب زیاد بنوشد.

benefit [اسم]
اجرا کردن

سود

Ex: He realized the benefit of his hard work when he was promoted .

او سود کار سخت خود را زمانی که ترفیع گرفت، فهمید.

appropriate [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: Wearing casual attire is appropriate for a picnic .

پوشیدن لباس غیررسمی برای پیکنیک مناسب است.

to require [فعل]
اجرا کردن

نیاز داشتن

Ex: The project 's success will require collaboration and effective communication among team members .

موفقیت پروژه نیازمند همکاری و ارتباط مؤثر بین اعضای تیم خواهد بود.

cooperative [صفت]
اجرا کردن

دارای روحیه همکاری

Ex: The child was surprisingly cooperative during the dental exam .

کودک در طول معاینه دندانپزشکی به طور شگفت‌انگیزی همکاری کرد.

spirit [اسم]
اجرا کردن

a core emotional or motivating force that shapes a person's character

Ex:
willingness [اسم]
اجرا کردن

تمایل

Ex: She expressed her willingness to take on more responsibilities at work .

او تمایل خود را برای پذیرش مسئولیت‌های بیشتر در کار ابراز کرد.

اجرا کردن

کنار گذاشتن

Ex:

بیایید نگرانی‌هایمان را کنار بگذاریم و از لحظه لذت ببریم.

اجرا کردن

منفعت شخصی

Ex: Their refusal to help was driven by pure self-interest .

امتناع آنها از کمک، ناشی از منفعت شخصی محض بود.

moral [صفت]
اجرا کردن

اخلاقی

Ex: The company 's code of conduct emphasizes moral responsibility towards stakeholders .

کد رفتار شرکت بر مسئولیت اخلاقی در برابر ذینفعان تأکید می‌کند.

reasoning [اسم]
اجرا کردن

استدلال

Ex: His reasoning for rejecting the proposal was based on thorough analysis and data .

استدلال او برای رد پیشنهاد بر اساس تحلیل جامع و داده‌ها بود.

uniquely [قید]
اجرا کردن

منحصراً

Ex: Each snowflake is uniquely shaped , with no two being exactly alike .

هر دانه برف به شکل منحصر به فردی است، و هیچ دو دانه ای دقیقاً شبیه هم نیستند.

capacity [اسم]
اجرا کردن

ظرفیت

Ex: The team ’s capacity for innovation will be key to staying ahead of the competition .

ظرفیت تیم برای نوآوری، کلید پیشی گرفتن از رقابت خواهد بود.

package [اسم]
اجرا کردن

پکیج

Ex: The company introduced a package of security tools for businesses .

شرکت یک پکیج از ابزارهای امنیتی برای کسب‌وکارها معرفی کرد.

respect [اسم]
اجرا کردن

جنبه

Ex: The two projects are similar in many respects.

دو پروژه از بسیاری جنبه‌ها مشابه هستند.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)