Cambridge IELTS 18 - آکادمیک - آزمون 1 - شنیداری - بخش 3 (1)
در اینجا میتوانید واژگان از آزمون 1 - شنیداری - بخش 3 (1) در کتاب درسی Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
catching and keeping our attention because of being unusual, exciting, etc.

جالب, جذاب، هیجانانگیز
جالب است که ببینیم تکنولوژی در طول سالها چگونه تکامل یافته است.
the person who leads or oversees the proceedings of a deliberative assembly

سخنران, سخنگو
اعضا منتظر حکم رئیس جلسه در مورد طرح بودند.
referring to a situation in which teams, players, etc. are trying to defeat their rivals

رقابتی
پذیرش در دانشگاه امسال بسیار رقابتی است.
an area of activity or a subject of study

زمینه (کاری، تحصیلی و...), رشته، حوزه
او تصمیم گرفت در زمینه مهندسی شغلی را دنبال کند.
noticeable and easily understood

واضح, آشکار
راهحل معما آشکار بود وقتی که او به آن اشاره کرد.
a job that someone wants to have very much, and often involves doing work that they enjoy

شغل رؤیایی, شغل مورد علاقه
بسیاری از مردم کار کردن برای یک شرکت معروف را شغل رویایی خود میدانند.
a variety of things that are different but are of the same general type

گستره, دامنه، محدوده، مجموعه
کمد لباس او شامل محدوده متنوعی از لباسها است، از لباسهای غیررسمی تا لباسهای رسمی.
a specific field or subject of study or expertise

حوزه, زمینه
سمینار بر روی روندهای نوظهور در حوزه هوش مصنوعی متمرکز بود.
the profession of collecting and editing pieces of news and articles either to be published in a newspaper, magazine, etc. or broadcast

خبرنگاری, روزنامهنگاری
او پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه، به دنبال شغلی در روزنامهنگاری رفت.
used to introduce an example of something mentioned

به عنوان مثال, به طور مثال
یادگیری یک زبان جدید میتواند به روشهای مختلفی مفید باشد؛ به عنوان مثال، میتواند تواناییهای شناختی را بهبود بخشد و درک فرهنگی را افزایش دهد.
a profession or a series of professions that one can do for a long period of one's life

شغل, حرفه
او یک حرفه موفق در امور مالی داشته است، برای شرکتهای سرمایهگذاری مختلف کار کرده است.
something that can or may be chosen from a number of alternatives

گزینه, انتخاب
چندین گزینه پرداخت موجود است، از جمله کارت اعتباری و پی پال.
with everything considered

در مجموع, بهطور کلی
او برنده نشد، اما از عملکردش به طور کلی راضی بود.
not open to new ideas, opinions, etc.

کوتهفکر, کوتاهنظر
رویکرد کوتهفکرانه شرکت به نوآوری، خلاقیت را در میان کارکنانش خفه کرد.
(of conditions or actions) unpleasantly rough or severe

نابخشودنی, دشوار
حکم قاضی به طور غیرمنتظرهای سخت بود با توجه به شرایط پرونده.
difficult to achieve or deal with

سخت, دشوار، چالشبرانگیز، مشقتبار
غلبه بر اعتیاد میتواند سخت باشد، نیازمند قدرت جسمی و ذهنی است.
used to introduce a statement that provides a reason or justification

گذشته از همه اینها, بالاخره
آنها در نظر داشتند سفر را لغو کنند، اما بالاخره، آنها قبلاً پروازها را رزرو کرده بودند.
a specific group of students who progress through their studies together over the course of an academic period

گروه
سال ورودی مشتاقانه منتظر جهتیابی بود تا همکلاسیها و اساتید جدید خود را ملاقات کند.
the school for young people, usually between the ages of 11 to 16 or 18 in the UK

مدرسه متوسطه (شامل دوره اول و دوم)
بسیاری از دبیرستانها فعالیتهای فوقالبرنامه متنوعی مانند ورزش، موسیقی و کلوبها ارائه میدهند که به دانشآموزان کمک میکند تا علایق و مهارتهای اجتماعی خود را خارج از کلاس توسعه دهند.
the process that involves teaching and learning, particularly at a school, university, or college

تحصیل, آموزش
آموزش کلید باز کردن فرصتها برای رشد شخصی و حرفهای است.
paying close attention and concentrating on a specific goal, activity, or task

متمرکز
او در طول جلسه متمرکز بود، به طور فعال در بحث شرکت میکرد.
indicating a large number of something

متعدد, بیشمار
او این هفته متعدد دعوتنامه به رویدادهای اجتماعی دریافت کرد.
not any of the members of a group of people or things

هیچ, هیچکدام
او داوطلب خواست، اما هیچیک از کارمندان مایل به ماندن تا دیروقت نبودند.
producing feelings of motivation, enthusiasm, or admiration

الهامبخش
معلم یک درس الهامبخش داد که عشق به علم را در دانشآموزانش برانگیخت.
precisely or almost exactly at this moment

چند لحظه قبل, اندکی پیش
تلفن همین الان زنگ میزند.
to start a job or position and begin doing the associated tasks

به عهده گرفتن, پذیرفتن
او با خوشحالی پیشنهاد کار از شرکت معتبر را پذیرفت.
to complete a series of steps or actions that are necessary to achieve a specific goal or outcome

گذراندن, تکمیل کردن
برای فارغالتحصیلی، دانشجویان باید از یک سری امتحانات و تکالیف درسی عبور کنند.
a series of lessons or lectures on a particular subject

دوره (درسی), درس، کلاس
من دارم یک دوره آنلاین میگذرانم تا یک زبان جدید یاد بگیرم.
up to a particular event or point in time

تا, تا وقتی که
او قول داد که تا تا آخرین لحظه در کنارش بماند.
to intend or attempt to achieve something

قصد انجام کاری را داشتن
ما هدف داریم خدمات مشتری عالی ارائه دهیم.
a lecture or speech given to an audience on a specific subject

سخنرانی
او در یک سخنرانی درباره آگاهی از سلامت روان شرکت کرد.
next to and at the side of something or someone

کنار, پیش
او کنار دوستش روی نیمکت پارک نشست.
to talk in a brief and friendly way to someone, usually about unimportant things

حرف زدن (به طور خلاصه), گپ زدن
در طول مهمانی، کنار شومینه نشستیم و در مورد فیلمها و موسیقی گپ زدیم.
to disagree with someone or to hold different opinions, viewpoints, or beliefs

اختلافنظر داشتن
خواهر و برادرها اغلب در مورد اینکه برای تعطیلات خانوادگی به کجا بروند، اختلاف نظر داشتند.
feeling completely sure about something and showing that you believe it

مطمئن
او مطمئن بود که برنامه کار خواهد کرد.
a person who helps someone in their work

دستیار
او به عنوان دستیار شخصی برای یک بازیگر معروف کار میکند.
to get ready for an event, activity, or situation, either mentally or physically

آماده شدن
من برای اینکه چقدر آزمون سخت خواهد بود، آماده نبودم.
a particular way of seeing or understanding something

دیدگاه
کمیته نظرات متفاوتی در مورد پیشنهاد داشت.
a particular situation defined by specific circumstances

مورد, پرونده
این یک مورد منحصر به فرد به دلیل جدول زمانی است.
a detailed record or narrative description of events that have occurred

حساب, روایت
او گزارش زندهای از سفرهایش در سراسر اروپا ارائه داد.
extremely interesting or captivating

مجذوبکننده, خیرهکننده، مسحورکننده
تواناییهای داستانگویی او مسحورکننده است، با هر کلمه شنوندگان را جذب میکند.
to agree with the truth of something, particularly in an unwilling manner

اقرار کردن, قبول کردن
مدیر اعتراف میکند که در پروژه فعلی چالشهایی وجود دارد.
someone whose job is to help an actor get dressed for a play or is in charge of their costumes

طراح لباس (سینما و...)
someone who plays a musical instrument or writes music, especially as a profession

نوازنده, موسیقیدان
او فقط یک موسیقیدان نیست، بلکه یک ترانهسرای بااستعداد نیز هست.
to formally request something, such as a place at a university, a job, etc.

درخواست دادن
از جویندگان کار تشویق میشود که با ارسال رزومه و نامه پوششی خود به صورت آنلاین درخواست دهند.
the general condition of how many jobs are available and how many people are looking for work in a certain area or type of work

بازار کار, بازار شغلی
او به یک شهر بزرگتر نقل مکان کرد زیرا بازار کار آنجا بهتر است.
