کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 1 - شنیداری - بخش 3 (1) در کتاب درسی Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
interesting [صفت]
اجرا کردن

جالب

Ex: The museum had many interesting exhibits .

موزه نمایشگاه‌های جالب زیادی داشت.

speaker [اسم]
اجرا کردن

سخنران

Ex: A new speaker was elected to lead the assembly .
competitive [صفت]
اجرا کردن

رقابتی

Ex: He enjoys participating in competitive gaming tournaments .

او از شرکت در تورنمنت‌های بازی رقابتی لذت می‌برد.

field [اسم]
اجرا کردن

زمینه (کاری، تحصیلی و...)

Ex: The conference brought together professionals from various fields of research .

کنفرانس حرفه‌ای‌ها را از زمینه‌های مختلف تحقیقاتی گرد هم آورد.

obvious [صفت]
اجرا کردن

واضح

Ex: The answer to the riddle was obvious once you thought about it .

پاسخ معما آشکار بود وقتی به آن فکر کردید.

dream job [اسم]
اجرا کردن

شغل رؤیایی

Ex: Becoming a professional athlete was his childhood dream job .

تبدیل شدن به یک ورزشکار حرفه‌ای شغل رویایی دوران کودکی او بود.

range [اسم]
اجرا کردن

گستره

Ex: The exhibit showcased a range of artwork , including paintings , sculptures , and photography .

نمایشگاه محدوده‌ای از آثار هنری را به نمایش گذاشت، از جمله نقاشی‌ها، مجسمه‌ها و عکاسی.

area [اسم]
اجرا کردن

حوزه

Ex: Students are encouraged to choose an area of study that aligns with their career goals .

از دانشجویان تشویق می‌شود که یک حوزه مطالعاتی را انتخاب کنند که با اهداف شغلی آنها هماهنگ باشد.

journalism [اسم]
اجرا کردن

خبرنگاری

Ex: Journalism plays a crucial role in keeping the public informed .

روزنامه‌نگاری نقش حیاتی در آگاه نگه داشتن عموم ایفا می‌کند.

اجرا کردن

به عنوان مثال

Ex: Some people enjoy outdoor activities such as hiking and camping ; for instance , my friends love to go backpacking in the mountains .

برخی از افراد از فعالیت‌های فضای باز مانند کوهنوردی و کمپینگ لذت می‌برند؛ به عنوان مثال، دوستان من عاشق کوله‌گردی در کوه‌ها هستند.

career [اسم]
اجرا کردن

شغل

Ex: Nursing offers a rewarding career helping others in need .

پرستاری یک حرفه پاداش‌دهنده را با کمک به نیازمندان ارائه می‌دهد.

option [اسم]
اجرا کردن

گزینه

Ex: He considered all his options before making a decision about where to study .
overall [قید]
اجرا کردن

در مجموع

Ex: He had his ups and downs , but overall , he had a happy childhood .

او فراز و نشیب‌هایی داشت، اما به طور کلی، کودکی شادی داشت.

اجرا کردن

کوته‌فکر

Ex: The politician 's narrow-minded policies failed to address the needs of the diverse population .

سیاست‌های کوته‌فکرانه سیاستمدار نتوانست نیازهای جمعیت متنوع را برآورده کند.

harsh [صفت]
اجرا کردن

نابخشودنی

Ex: The company 's policies resulted in harsh penalties for rule violations .

سیاست‌های شرکت منجر به مجازات‌های سخت برای تخلف از قوانین شد.

tough [صفت]
اجرا کردن

سخت

Ex: Coping with the loss of a loved one can be tough , requiring time and emotional support .

کنار آمدن با از دست دادن عزیزان می‌تواند سخت باشد، به زمان و حمایت عاطفی نیاز دارد.

after all [قید]
اجرا کردن

گذشته از همه اینها

Ex: She had doubts about buying the expensive dress , but after all , it was a special occasion .

او در مورد خرید لباس گران قیمت تردید داشت، اما بالاخره، این یک مناسبت خاص بود.

year [اسم]
اجرا کردن

گروه

Ex:

معلمان درس‌های خود را برای برآوردن نیازهای متنوع دانش‌آموزان در هر سال تنظیم کردند.

اجرا کردن

مدرسه متوسطه (شامل دوره اول و دوم)

Ex: Teachers in secondary school often focus on developing critical thinking and problem-solving skills , preparing students for the challenges they will face in college and the workforce .

معلمان در دبیرستان اغلب بر توسعه تفکر انتقادی و مهارت‌های حل مسئله تمرکز می‌کنند، دانش‌آموزان را برای چالش‌هایی که در دانشگاه و نیروی کار با آن‌ها مواجه خواهند شد آماده می‌کنند.

education [اسم]
اجرا کردن

تحصیل

Ex: Online education has become increasingly popular due to its flexibility and accessibility .

آموزش آنلاین به دلیل انعطاف‌پذیری و دسترسی آسان آن، محبوبیت روزافزونی پیدا کرده است.

focused [صفت]
اجرا کردن

متمرکز

Ex:

هنرمند بر خلق یک شاهکار متمرکز بود، و تمام حواس‌پرتی‌های خارجی را مسدود می‌کرد.

numerous [صفت]
اجرا کردن

متعدد

Ex: He faced numerous obstacles while trying to complete the project .

او در تلاش برای تکمیل پروژه با متعدد موانع روبرو شد.

none [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

هیچ

Ex: Despite searching through the entire collection , none of the books on the shelf interested him .

با وجود جستجو در کل مجموعه، هیچ‌یک از کتاب‌های روی قفسه او را علاقه‌مند نکرد.

inspiring [صفت]
اجرا کردن

الهام‌بخش

Ex: Her journey of resilience and determination was truly inspiring to everyone who knew her .

سفر او از انعطاف‌پذیری و عزم واقعاً الهام‌بخش بود برای همه کسانی که او را می‌شناختند.

just [قید]
اجرا کردن

چند لحظه قبل

Ex: I 'm just finishing my work .

من فقط دارم کارم را تمام می‌کنم.

to take up [فعل]
اجرا کردن

به عهده گرفتن

Ex:

مسئولیت‌ها را در اسرع وقت به عهده بگیرید.

اجرا کردن

گذراندن

Ex:

برای دریافت گواهینامه رانندگی، باید گذراندن آزمون‌های کتبی و عملی را انجام داد.

course [اسم]
اجرا کردن

دوره (درسی)

Ex: The online course includes video lectures , quizzes , and assignments .

دوره آنلاین شامل سخنرانی‌های ویدئویی، آزمون‌ها و تکالیف می‌شود.

till [حرف اضافه]
اجرا کردن

تا

Ex: He worked till midnight to finish the project .
to aim [فعل]
اجرا کردن

قصد انجام کاری را داشتن

Ex: The company is aiming to expand into new markets this year .
talk [اسم]
اجرا کردن

سخنرانی

Ex: She is preparing for her talk on the benefits of exercise .

او در حال آماده‌شدن برای سخنرانی خود در مورد فواید ورزش است.

beside [حرف اضافه]
اجرا کردن

کنار

Ex: The vase of flowers was placed beside the window .

گلدان گل کنار پنجره قرار داده شد.

to chat [فعل]
اجرا کردن

حرف زدن (به طور خلاصه)

Ex: During the lunch break , coworkers often gather in the break room to chat about various topics .

در طول استراحت ناهار، همکاران اغلب در اتاق استراحت جمع می‌شوند تا در مورد موضوعات مختلف گپ بزنند.

to differ [فعل]
اجرا کردن

اختلاف‌نظر داشتن

Ex: It 's natural for people to differ in their political views based on their experiences .

طبیعی است که مردم بر اساس تجربیاتشان در دیدگاه‌های سیاسی متفاوت باشند.

certain [صفت]
اجرا کردن

مطمئن

Ex: If you are certain of his loyalty , you can tell him your secret .

اگر از وفاداری او مطمئن هستید، می‌توانید راز خود را به او بگویید.

assistant [اسم]
اجرا کردن

دستیار

Ex: The office assistant always keeps all the files organized .

دستیار دفتر همیشه تمام پرونده‌ها را منظم نگه می‌دارد.

to prepare [فعل]
اجرا کردن

آماده شدن

Ex: She hurried to prepare for the meeting , gathering her notes and documents .

او عجله کرد تا برای جلسه آماده شود، یادداشت‌ها و مدارک خود را جمع آوری کرد.

view [اسم]
اجرا کردن

دیدگاه

Ex: Scientists may have contrasting views about the data .

دانشمندان ممکن است دیدگاه‌های متضادی درباره داده‌ها داشته باشند.

case [اسم]
اجرا کردن

a particular situation defined by specific circumstances

Ex: In many cases , the outcome is predictable .
account [اسم]
اجرا کردن

حساب

Ex: His account of the battle differed from the official report .

روایت او از نبرد با گزارش رسمی متفاوت بود.

fascinating [صفت]
اجرا کردن

مجذوب‌کننده

Ex: The scientist 's discoveries about space are truly fascinating , expanding our understanding of the universe .

کشفیات دانشمند درباره فضا واقعاً مسحورکننده است، درک ما از جهان را گسترش می‌دهد.

to admit [فعل]
اجرا کردن

اقرار کردن

Ex: By this time , she has already admitted to breaking the vase .

تا این زمان، او قبلاً به شکستن گلدان اعتراف کرده بود.

dresser [اسم]
اجرا کردن

طراح لباس (سینما و...)

Ex: He started as a dresser before eventually becoming a costume designer , inspired by the magic of theatrical transformations .

او به عنوان یک لباس‌کننده شروع کرد قبل از اینکه در نهایت به یک طراح لباس تبدیل شود، الهام گرفته از جادوی دگرگونی‌های تئاتری.

musician [اسم]
اجرا کردن

نوازنده

Ex: The musician 's passion for music shines through in his performances .

اشتیاق موسیقیدان به موسیقی در اجراهایش می‌درخشد.

to apply [فعل]
اجرا کردن

درخواست دادن

Ex: It 's essential to carefully apply for grants that align with your research project .

ضروری است که برای کمک‌های مالی که با پروژه تحقیقاتی شما همخوانی دارند، با دقت درخواست دهید.

job market [اسم]
اجرا کردن

بازار کار

Ex: The tech job market has grown quickly in recent years .

بازار کار فناوری در سال‌های اخیر به سرعت رشد کرده است.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)