کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان مربوط به آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
influence [اسم]
اجرا کردن

مسئله‌ای تاثیرگذار

Ex: Personal beliefs can be a powerful influence on one 's actions .

باورهای شخصی می‌توانند تأثیر قدرتمندی بر اقدامات یک فرد داشته باشند.

to advance [فعل]
اجرا کردن

موجب پیشرفت چیزی شدن

Ex: The environmental organization worked to advance conservation efforts .

سازمان محیط زیست برای پیشبرد تلاش‌های حفاظتی کار کرد.

contact [اسم]
اجرا کردن

تماس

Ex: As a journalist , she relied on her contacts within government agencies for insider information .

به عنوان یک روزنامه‌نگار، او به ارتباطات خود درون سازمان‌های دولتی برای اطلاعات داخلی تکیه می‌کرد.

study [اسم]
اجرا کردن

اتاق مطالعه

Ex: The study has a comfortable armchair where I like to sit and read for hours .

اتاق مطالعه یک صندلی راحت دارد که دوست دارم ساعت‌ها روی آن بنشینم و بخوانم.

observation [اسم]
اجرا کردن

مشاهده

Ex: The scientist 's observations led to a new understanding of the phenomenon .

مشاهدات دانشمند به درک جدیدی از پدیده منجر شد.

extensive [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: Her knowledge of literature is extensive , encompassing works from classical to contemporary authors .

دانش او از ادبیات وسیع است، شامل آثار از نویسندگان کلاسیک تا معاصر می‌شود.

speculation [اسم]
اجرا کردن

گمان

Ex: The media 's speculation regarding the celebrity 's personal life generated a lot of interest .

حدس و گمان رسانه‌ها درباره زندگی شخصی سلبریتی علاقه زیادی ایجاد کرد.

parallel [صفت]
اجرا کردن

موازی

Ex: The students ' arguments were parallel , reflecting a shared perspective .

استدلال‌های دانش‌آموزان موازی بود، که منعکس‌کننده یک دیدگاه مشترک بود.

accurate [صفت]
اجرا کردن

دقیق

Ex: His description of the event was accurate , matching all the details from the news .

توضیح او از رویداد دقیق بود، که با تمام جزئیات از اخبار مطابقت داشت.

to evolve [فعل]
اجرا کردن

تکامل یافتن

Ex: Language tends to evolve over time , with new words and expressions emerging .

زبان تمایل به تکامل در طول زمان دارد، با ظهور کلمات و عبارات جدید.

firmly [قید]
اجرا کردن

محکم

Ex: She held firmly to her decision , despite the pressure from others .

او با وجود فشار دیگران، محکم به تصمیم خود پایبند ماند.

sense [اسم]
اجرا کردن

حس

Ex: She had a strong sense that she was being watched .

او احساس قوی داشت که تحت نظر است.

apparent [صفت]
اجرا کردن

ظاهری

Ex: The apparent calm of the sea did n’t last long with the storm approaching .

آرامش ظاهری دریا با نزدیک شدن طوفان دوام زیادی نداشت.

اجرا کردن

به صورت گذشته نگر

Ex: Retrospectively , he regretted not taking the opportunity .

با نگاه به گذشته، او از اینکه فرصت را غنیمت نشمرد پشیمان شد.

coherent [صفت]
اجرا کردن

یکپارچه

Ex: His ideas were coherent , each point building on the previous one .

ایده‌های او منسجم بودند، هر نکته بر اساس نکته قبلی ساخته می‌شد.

narrative [اسم]
اجرا کردن

روایت

Ex: The company 's marketing campaign built a narrative of sustainability and eco-friendliness .

کمپین بازاریابی شرکت یک روایت از پایداری و دوستدار محیط زیست ساخت.

to dispute [فعل]
اجرا کردن

زیر سؤال بردن

Ex: The lawyer disputed the validity of the contract , arguing that it was signed under duress .

وکیل اعتراض کرد به اعتبار قرارداد، با این استدلال که تحت اجبار امضا شده است.

to defend [فعل]
اجرا کردن

طرفداری کردن

Ex: The activist spoke passionately to defend the rights of marginalized communities .

فعال با شور و شوق برای دفاع از حقوق جوامع حاشیه‌نشین صحبت کرد.

respected [صفت]
اجرا کردن

مورد احترام

Ex: The respected artist 's work was celebrated for its innovation and beauty .

کار هنرمند محترم به دلیل نوآوری و زیبایی آن جشن گرفته شد.

publication [اسم]
اجرا کردن

نشریه

Ex: He subscribes to several business publications to stay updated .

او به چندین انتشارات تجاری مشترک می‌شود تا به‌روز بماند.

to rely on [فعل]
اجرا کردن

تکیه کردن به

Ex: In a crisis , people often rely on their instincts to make quick decisions .

در بحران، مردم اغلب برای تصمیم‌گیری سریع به غرایز خود تکیه می‌کنند.

range [اسم]
اجرا کردن

گستره

Ex: The exhibit showcased a range of artwork , including paintings , sculptures , and photography .

نمایشگاه محدوده‌ای از آثار هنری را به نمایش گذاشت، از جمله نقاشی‌ها، مجسمه‌ها و عکاسی.

modest [صفت]
اجرا کردن

کم

Ex: The town saw a modest rise in population .
vast [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: They explored the vast wilderness , discovering new landscapes and ecosystems along the way .

آنها طبیعت وسیع را کاوش کردند، مناظر و اکوسیستم‌های جدیدی را در طول راه کشف کردند.

اجرا کردن

رکورد‌شکن

Ex: The team celebrated their record-breaking win at the championship .

تیم پیروزی رکوردشکنانه خود را در مسابقات جشن گرفت.

debate [اسم]
اجرا کردن

مناظره

Ex: Students were encouraged to engage in a debate on whether school uniforms should be mandatory .

از دانش‌آموزان تشویق شدند که در یک مناظره درباره اینکه آیا باید لباس فرم مدرسه اجباری باشد شرکت کنند.

hazardous [صفت]
اجرا کردن

پرمخاطره

Ex: The hazardous chemicals should be handled with care to avoid accidents .

مواد شیمیایی خطرناک باید با دقت جابجا شوند تا از حوادث جلوگیری شود.

perspective [اسم]
اجرا کردن

دید

Ex: It 's important to consider different perspectives when making important decisions .

مهم است که دیدگاه‌های مختلف را هنگام تصمیم‌گیری‌های مهم در نظر بگیرید.

desirable [صفت]
اجرا کردن

باارزش

Ex: The neighborhood 's desirable schools and amenities attracted families looking to settle down .

مدارس و امکانات مطلوب محله، خانواده‌هایی را که به دنبال سکونت بودند جذب کرد.

to indicate [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن

Ex: He indicated his interest in the job offer during the initial phone interview .

او در مصاحبه تلفنی اولیه علاقه خود به پیشنهاد شغلی را بیان کرد.

اجرا کردن

به‌خصوص

Ex: The movie was particularly well-received by critics .
ambitious [صفت]
اجرا کردن

جاه‌طلب

Ex: The ambitious politician outlined bold plans for economic reform to drive the country 's growth and prosperity .

سیاستمدار جاه‌طلب برنامه‌های جسورانه‌ای برای اصلاحات اقتصادی به منظور پیشبرد رشد و رفاه کشور ترسیم کرد.

to adopt [فعل]
اجرا کردن

اتخاذ کردن

Ex: It is essential that governments adopt sustainable practices for the well-being of future generations .

ضروری است که دولت‌ها برای رفاه نسل‌های آینده، روش‌های پایدار را بپذیرند.

to doubt [فعل]
اجرا کردن

شک داشتن

Ex: The researchers doubted the validity of the initial hypothesis .

محققان در اعتبار فرضیه اولیه شک داشتند.

to ensure [فعل]
اجرا کردن

اطمینان حاصل کردن

Ex: The chef is ensuring that each dish meets the restaurant 's standards .

آشپز اطمینان حاصل می‌کند که هر غذا با استانداردهای رستوران مطابقت دارد.

sufficient [صفت]
اجرا کردن

کافی

Ex: The instructions provided were sufficient for him to complete the task .

دستورالعمل‌های ارائه شده برای او کافی بودند تا کار را تکمیل کند.

guide [اسم]
اجرا کردن

راهنما (شخص)

Ex: The scout acted as a guide through the dense forest trail .

کشف مانند یک راهنما در مسیر جنگل انبوه عمل کرد.

to [make] sense [عبارت]
اجرا کردن

منطقی بودن

Ex: After hearing all the evidence , the verdict made sense to the jury .
to urge [فعل]
اجرا کردن

شدیداً توصیه کردن

Ex: The mentor urged perseverance in pursuing personal and professional goals despite setbacks .

منتور بر اصرار به پشتکار در پیگیری اهداف شخصی و حرفه‌ای علیرغم شکست‌ها تأکید کرد.

اجرا کردن

قطع

Ex: The phone call was an unexpected interruption during their dinner .

تماس تلفنی یک وقفه غیرمنتظره در طول شام آنها بود.

to entail [فعل]
اجرا کردن

نیاز داشتن

Ex: Accepting the job offer entails relocating to a different city .

پذیرفتن پیشنهاد شغل مستلزم نقل مکان به شهری دیگر است.

to publish [فعل]
اجرا کردن

چاپ کردن

Ex: She hopes to publish her research findings soon .

او امیدوار است که یافته‌های تحقیق خود را به زودی منتشر کند.

exception [اسم]
اجرا کردن

استثنا

Ex: He is the exception to the rule of not working weekends because of his critical role in the project .

او استثنایی از قانون کار نکردن در آخر هفته‌ها به دلیل نقش حیاتی‌اش در پروژه است.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)