کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
disastrous [صفت]
اجرا کردن

فاجعه بار

Ex: Ignoring climate change could have disastrous consequences for future generations .

نادیده گرفتن تغییرات آب و هوایی می‌تواند عواقب فاجعه‌آمیزی برای نسل‌های آینده داشته باشد.

to intend [فعل]
اجرا کردن

قصد داشتن

Ex: The company intends to launch a new product line next year .

شرکت قصد دارد سال آینده یک خط تولید جدید راه‌اندازی کند.

creature [اسم]
اجرا کردن

جانور

Ex: Biologists study the behavior and ecology of creatures in their natural habitats to better understand their roles in ecosystems and inform conservation efforts .

زیست‌شناسان رفتار و بوم‌شناسی موجودات را در زیستگاه‌های طبیعی‌شان مطالعه می‌کنند تا نقش آن‌ها در اکوسیستم‌ها را بهتر درک کنند و تلاش‌های حفاظتی را آگاه سازند.

deep [صفت]
اجرا کردن

عمیق

Ex: She was in deep trouble after missing several important deadlines at work .

او پس از از دست دادن چندین مهلت مهم در کار، در مشکل عمیقی بود.

to amplify [فعل]
اجرا کردن

افزودن

Ex: Technological advancements have amplified the speed of communication .

پیشرفت‌های فناوری سرعت ارتباطات را افزایش داده‌اند.

side [اسم]
اجرا کردن

an aspect or element of something contrasted with another aspect

Ex:
reliably [قید]
اجرا کردن

بااطمینان

Ex: Our internet connection works reliably throughout the day .

اتصال اینترنت ما در طول روز قابل اعتماد کار می‌کند.

to align [فعل]
اجرا کردن

تراز کردن

Ex: The policies were aligned to ensure that all departments followed the same procedures .

سیاست‌ها همتراز شدند تا اطمینان حاصل شود که همه بخش‌ها از رویه‌های یکسانی پیروی می‌کنند.

to police [فعل]
اجرا کردن

پاسبانی کردن

Ex: The park ranger 's duty is to police the natural reserve and protect its wildlife .

وظیفه نگهبان پارک نظارت بر منطقه حفاظت شده طبیعی و محافظت از حیات وحش آن است.

astonishing [صفت]
اجرا کردن

اعجاب‌انگیز

Ex: She achieved astonishing results in her final exams .

او در امتحانات نهایی خود به نتایج شگفت‌انگیزی دست یافت.

yesterday [اسم]
اجرا کردن

دیروز

Ex: They 're still using yesterday 's methods .

آنها هنوز از روش‌های دیروز استفاده می‌کنند.

prodigious [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex: His prodigious memory allows him to recall vast amounts of information .

حافظه شگفت‌انگیز او به او اجازه می‌دهد تا حجم زیادی از اطلاعات را به خاطر بیاورد.

اجرا کردن

دستاورد

Ex: Overcoming adversity and starting her own business was a remarkable accomplishment for Jane .

غلبه بر سختی‌ها و شروع کسب و کار خودش یک دستاورد قابل توجه برای جین بود.

so-called [صفت]
اجرا کردن

به اصطلاح

Ex: He is part of the so-called digital nomad lifestyle .

او بخشی از سبک زندگی به اصطلاح دیجیتال نواد است.

narrow [صفت]
اجرا کردن

باریک

Ex: His narrow approach to problem-solving meant he overlooked potential creative solutions .

رویکرد محدود او به حل مسئله به این معنی بود که او راه‌حل‌های خلاقانه بالقوه را نادیده گرفت.

highly [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: This wine is highly valued among collectors .

این شراب در میان مجموعه‌داران به شدت ارزشمند است.

specialized [صفت]
اجرا کردن

تخصصی

Ex: This job requires a specialized skill set in computer programming .

این شغل به مجموعه مهارت‌های تخصصی در برنامه‌نویسی کامپیوتر نیاز دارد.

restriction [اسم]
اجرا کردن

محدودیت

Ex: The school 's restriction on the use of mobile phones during class hours aimed to minimize distractions .

محدودیت مدرسه در استفاده از تلفن‌های همراه در ساعات کلاس با هدف به حداقل رساندن حواس‌پرتی‌ها بود.

mid [صفت]
اجرا کردن

اواسط

Ex:

مد در اواسط دهه 2000 توسط شلوارهای جین تنگ و تلفن های تاشو تسخیر شده بود.

to tackle [فعل]
اجرا کردن

تلاش به مقابله با چیزی کردن

Ex: Volunteers in the community are actively tackling social problems for positive change .

داوطلبان در جامعه به طور فعال در حال مقابله با مشکلات اجتماعی برای تغییر مثبت هستند.

to program [فعل]
اجرا کردن

به کامپیوتر یا سیستم خاصی برنامه دادن

Ex: They programmed the security system to send alerts in case of any intrusions .

آن‌ها سیستم امنیتی را برنامه‌ریزی کردند تا در صورت هرگونه نفوذ، هشدار ارسال کند.

constraint [اسم]
اجرا کردن

محدودیت

Ex: Social constraints can influence how people behave in public .

محدودیت‌های اجتماعی می‌توانند بر رفتار مردم در جمع تأثیر بگذارند.

to run [فعل]
اجرا کردن

اجرا شدن

Ex: Once installed , the software runs automatically whenever you start your computer .

پس از نصب، نرم‌افزار به طور خودکار هر زمان که کامپیوتر را روشن می‌کنید اجرا می‌شود.

biochemical [صفت]
اجرا کردن

زیست‌شیمیایی

Ex: Biochemical pathways regulate metabolism by converting molecules into energy and building blocks for cells .

مسیرهای بیوشیمیایی با تبدیل مولکول‌ها به انرژی و بلوک‌های ساختمانی برای سلول‌ها، متابولیسم را تنظیم می‌کنند.

to restrict [فعل]
اجرا کردن

محدود کردن

Ex: She decided to restrict her social media use to focus more on her studies .

او تصمیم گرفت استفاده از شبکه‌های اجتماعی را محدود کند تا بیشتر روی درس‌هایش تمرکز کند.

dimension [اسم]
اجرا کردن

بُعد

Ex: The artist meticulously considered the dimensions of the canvas before starting her painting .

هنرمند پیش از شروع نقاشی‌اش، ابعاد بوم را به دقت در نظر گرفت.

remarkable [صفت]
اجرا کردن

فوق العاده

Ex: The remarkable resilience of the community in the face of adversity inspired others .

انعطاف‌پذیری قابل توجه جامعه در برابر سختی‌ها دیگران را الهام بخشید.

اجرا کردن

به سختی به دست آوردن

Ex: Through hard work and perseverance , she accomplished her dream of starting her own business .

با کار سخت و پشتکار، او رویای شروع کسب و کار خود را محقق کرد.

given [صفت]
اجرا کردن

مشخص

Ex: The given instructions were clear and easy to follow .

دستورالعمل‌های داده شده واضح و آسان برای دنبال کردن بودند.

to design [فعل]
اجرا کردن

نقشه طراحی کردن

Ex: The website was designed to provide a seamless shopping experience .

وبسایت برای ارائه تجربه خرید بی‌درز طراحی شده است.

اجرا کردن

افزایش یافتن

Ex: The discovery of new treatment options has caused the pace of medical research to accelerate .

کشف گزینه‌های جدید درمانی باعث شتاب گرفتن سرعت تحقیقات پزشکی شده است.

to ensure [فعل]
اجرا کردن

اطمینان حاصل کردن

Ex: The chef is ensuring that each dish meets the restaurant 's standards .

آشپز اطمینان حاصل می‌کند که هر غذا با استانداردهای رستوران مطابقت دارد.

worthwhile [صفت]
اجرا کردن

باارزش

Ex: Learning a new language can be a worthwhile endeavor , opening up opportunities for personal and professional growth .

یادگیری یک زبان جدید می‌تواند تلاشی ارزشمند باشد، که فرصت‌هایی برای رشد شخصی و حرفه‌ای ایجاد می‌کند.

profitable [صفت]
اجرا کردن

سودآور

Ex: The merger between the two tech giants resulted in a more profitable enterprise with a larger market share .

ادغام بین دو غول فناوری منجر به یک شرکت سودآور تر با سهم بازار بزرگتر شد.

folklore [اسم]
اجرا کردن

فرهنگ عامه

Ex: Many cultures around the world have their own unique folklore , which serves to preserve and transmit cultural knowledge from one generation to the next .

بسیاری از فرهنگ‌ها در سراسر جهان فولکلور منحصر به فرد خود را دارند، که به حفظ و انتقال دانش فرهنگی از یک نسل به نسل دیگر کمک می‌کند.

processing [اسم]
اجرا کردن

پردازش

Ex: The lab is busy with the processing of test samples .

آزمایشگاه مشغول پردازش نمونه‌های آزمایشی است.

on the plus side [عبارت]
اجرا کردن

used to introduce a good or positive point about a situation

Ex: On the plus side , the new software is easy to use .
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)