کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
to note [فعل]
اجرا کردن

نوشتن

Ex: He noted the directions on a piece of paper for later use .

او دستورالعمل‌ها را روی یک تکه کاغذ یادداشت کرد تا بعداً استفاده کند.

discipline [اسم]
اجرا کردن

رشته تحصیلی

Ex: Economics is a discipline concerned with the production , consumption , and distribution of goods and services .

اقتصاد یک رشته است که به تولید، مصرف و توزیع کالاها و خدمات مربوط می‌شود.

rigor [اسم]
اجرا کردن

صلابت

Ex: Maintaining rigor in the editorial process ensures the credibility of the publication .

حفظ دقت در فرآیند ویرایشی، اعتبار انتشار را تضمین می‌کند.

conscious [صفت]
اجرا کردن

هوشیار

Ex: The child became conscious after being given oxygen .

کودک پس از دریافت اکسیژن هوشیار شد.

largely [قید]
اجرا کردن

تا حد زیادی

Ex: She was largely responsible for organizing the entire event .

او تا حد زیادی مسئول سازماندهی کل رویداد بود.

prominent [صفت]
اجرا کردن

برجسته

Ex: The painting displayed in the gallery was by a prominent artist of the 20th century .

نقاشی نمایش داده شده در گالری اثر یک هنرمند برجسته قرن بیستم بود.

to push [فعل]
اجرا کردن

تبلیغ کردن

Ex: The restaurant sought to push its new menu items .

رستوران سعی کرد موارد جدید منو را تبلیغ کند.

large-scale [صفت]
اجرا کردن

در مقیاس بزرگ

Ex:

عملیات کشاورزی در مقیاس بزرگ می‌تواند مقادیر زیادی محصول تولید کند.

expansion [اسم]
اجرا کردن

گسترش

Ex: The city is undergoing rapid expansion with new housing developments .

شهر در حال تجربه گسترش سریع با توسعه‌های مسکونی جدید است.

to inspire [فعل]
اجرا کردن

انگیزه بخشیدن

Ex: Reading about successful entrepreneurs inspires her to start her own business .

خواندن درباره کارآفرینان موفق او را الهام می‌بخشد تا کسب‌وکار خود را شروع کند.

to rethink [فعل]
اجرا کردن

تجدید نظر کردن

Ex: As part of the restructuring , the organization is rethinking its management structure .

به عنوان بخشی از بازسازی، سازمان در حال بازنگری ساختار مدیریتی خود است.

medieval [صفت]
اجرا کردن

قرون‌وسطایی

Ex: The castle is a masterpiece of medieval architecture, complete with towers and battlements.

قلعه یک شاهکار از معماری قرون وسطی است، با برج‌ها و دیوارهای دفاعی کامل.

winding [صفت]
اجرا کردن

پرپیچ‌وخم

Ex: The winding staircase led to the top of the tower .

پلکان مارپیچ به بالای برج ختم می‌شد.

overcrowded [صفت]
اجرا کردن

بیش از حد شلوغ

Ex: During the festival , the overcrowded streets were filled with music and laughter .

در طول جشنواره، خیابان‌های شلوغ پر از موسیقی و خنده بودند.

to pile [فعل]
اجرا کردن

تلنبار کردن

Ex: Can you pile the dirty laundry in the hamper for washing ?

آیا می‌توانید لباس‌های کثیف را برای شستشو در سبد روی هم بگذارید؟

to identify [فعل]
اجرا کردن

شناسایی

Ex: The hikers were able to identify the trail after looking at the map .

کوهنوردان توانستند پس از نگاه کردن به نقشه، مسیر را شناسایی کنند.

coordinated [صفت]
اجرا کردن

هماهنگ

Ex: The coordinated schedules of the airline crew ensured smooth operations and on-time departures .

برنامه‌های هماهنگ‌شده خدمه پرواز، عملیات روان و پروازهای به‌موقع را تضمین کرد.

disordered [صفت]
اجرا کردن

نامرتب

Ex: Her disordered speech revealed how overwhelmed she was by the situation .

سخن آشفته او نشان داد که چقدر از این موقعیت تحت فشار بود.

sketch [اسم]
اجرا کردن

پیش‌طرح

Ex: They drafted a sketch of the marketing campaign to gauge the team ’s reactions .

آنها یک طرح از کمپین بازاریابی تهیه کردند تا واکنش‌های تیم را بسنجند.

collection [اسم]
اجرا کردن

مجموعه

Ex: The library 's rare book collection attracted scholars from around the world .

مجموعه کتاب‌های نادر کتابخانه، پژوهشگران را از سراسر جهان جذب کرد.

to assemble [فعل]
اجرا کردن

مونتاژ کردن

Ex: The car manufacturer assembles vehicles by combining different parts on the assembly line .

تولیدکننده خودرو با ترکیب قطعات مختلف در خط مونتاژ، وسایل نقلیه را مونتاژ می‌کند.

innovative [صفت]
اجرا کردن

نوآورانه

Ex: His innovative approach to teaching engages students in ways traditional methods can not .

رویکرد نوآورانه او در تدریس، دانش‌آموزان را به روش‌هایی درگیر می‌کند که روش‌های سنتی نمی‌توانند.

اجرا کردن

بازسازی کردن

Ex: Scientists have reconstructed the evolutionary history of the species through genetic research .

دانشمندان تاریخچه تکاملی گونه را از طریق تحقیقات ژنتیکی بازسازی کرده‌اند.

regarding [حرف اضافه]
اجرا کردن

در مورد

Ex:

او چند سوال در مورد شرایط قرارداد داشت.

foundation [اسم]
اجرا کردن

پی (ساختمان)

Ex: The homeowner hired a contractor to repair the cracked foundation of their house , preventing further structural damage .

صاحبخانه یک پیمانکار را برای تعمیر فونداسیون ترک خورده خانه‌اش استخدام کرد تا از آسیب‌های ساختاری بیشتر جلوگیری کند.

to run [فعل]
اجرا کردن

کشیده شدن

Ex: The crack in the wall runs from the ceiling to the floor .

ترک در دیوار از سقف تا کف امتداد دارد.

goods [اسم]
اجرا کردن

کالا

Ex: Online shopping has made it easier than ever to purchase goods from around the world .

خرید آنلاین خرید کالاها از سراسر جهان را آسان‌تر از همیشه کرده است.

spacious [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: Their new home in the suburbs allowed for a spacious lifestyle , filled with opportunities and activities .

خانه جدیدشان در حومه شهر امکان یک سبک زندگی وسیع را فراهم کرد، پر از فرصت‌ها و فعالیت‌ها.

pleasant [صفت]
اجرا کردن

دلپذیر

Ex: The picnic by the river was a pleasant way to spend the afternoon .

پیک نیک کنار رودخانه روشی لذت بخش برای گذراندن بعدازظهر بود.

rational [صفت]
اجرا کردن

منطقی

Ex: Making decisions based on emotions rather than rational thought can lead to undesirable outcomes .

تصمیم گیری بر اساس احساسات به جای تفکر عقلانی می‌تواند به نتایج نامطلوب منجر شود.

consistent [صفت]
اجرا کردن

having the same quality, level, or effect throughout

Ex: The team maintained consistent speed throughout the race .
innovation [اسم]
اجرا کردن

نوآوری

Ex: Many industries rely on innovation to stay ahead of competitors .

صنایع بسیاری برای پیشی گرفتن از رقبا به نوآوری متکی هستند.

to link [فعل]
اجرا کردن

پیوند دادن

Ex: The neighborhoods link through a network of pathways for easy access .

محله‌ها از طریق یک شبکه از مسیرها به هم متصل می‌شوند برای دسترسی آسان.

vertical [صفت]
اجرا کردن

عمودی

Ex: The waterfall cascaded down the vertical cliff face .

آبشار از روی صخره عمودی پایین ریخت.

outdoor [صفت]
اجرا کردن

بیرونی

Ex: She loves visiting outdoor pools during the summer to swim under the sun .

او عاشق استخرهای روباز در تابستان است تا زیر آفتاب شنا کند.

staircase [اسم]
اجرا کردن

راه‌پله

Ex: He decorated the staircase with holiday lights .

او پله‌ها را با چراغ‌های تعطیلات تزئین کرد.

high-rise [صفت]
اجرا کردن

چندطبقه

Ex:

ساختمان اداری جدید بلندمرتبه بر خط افق مرکز شهر مسلط است.

اجرا کردن

غیر متعارف

Ex: His unconventional style of dress , mixing formal attire with casual elements , always drew attention .

سبک غیر متعارف پوشش او، که لباس رسمی را با عناصر معمولی ترکیب می‌کرد، همیشه توجه را جلب می‌کرد.

at the time [قید]
اجرا کردن

در آن زمان

Ex: The city was much quieter at the time , before the population boom and urban development .

شهر در آن زمان بسیار آرام‌تر بود، قبل از رشد جمعیت و توسعه شهری.

indeed [قید]
اجرا کردن

واقعاً

Ex: He was indeed the best candidate for the job .
اجرا کردن

از چیزی بهره بردن

Ex: We should take advantage of this discount and buy the items we need at a lower price .
interior [صفت]
اجرا کردن

داخلی

Ex:

پانل‌های در داخلی با مواد عایق صدا پوشانده شده بودند.

اجرا کردن

استفاده کردن

Ex: The mechanic implemented a new repair method to fix the vehicle 's engine .

مکانیک یک روش تعمیر جدید را اجرا کرد تا موتور وسیله نقلیه را تعمیر کند.

movement [اسم]
اجرا کردن

جنبش

Ex: Activists join a movement to combat inequality .
undisturbed [صفت]
اجرا کردن

آشفته نشده

Ex:

توافق در جلسه‌ای حاصل شد که بدون اختلال از سوی وقفه‌ها بود.

elegant [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: The bride looked stunning in her elegant wedding dress , radiating grace and charm as she walked down the aisle .

عروس در لباس عروسی زیبا خود خیره کننده به نظر می‌رسید، در حالی که در راهرو راه می‌رفت، از لطف و جذابیت می‌درخشید.

palace [اسم]
اجرا کردن

قصر

Ex: That family lives in a huge palace on the hill .

آن خانواده در یک کاخ بزرگ روی تپه زندگی می‌کنند.

urbanism [اسم]
اجرا کردن

شهرسازی

Ex:

شهرسازی نقش بزرگی در حل مشکلات ترافیکی ایفا می‌کند.

اجرا کردن

بازپیکربندی

Ex: After the storm , the reconfiguration of the roads was necessary .

پس از طوفان، بازپیکربندی جاده‌ها ضروری بود.

modernist [صفت]
اجرا کردن

مدرنیست

Ex: They live in a home that showcases modernist architecture .

آنها در خانه‌ای زندگی می‌کنند که معماری مدرن را به نمایش می‌گذارد.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)