کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
-free [پسوند]
اجرا کردن

بدون

Ex:

پس از سال‌ها کار سخت، آنها بالاخره آزاد از بدهی شدند.

approach [اسم]
اجرا کردن

رویکرد

Ex: The doctor explained the surgical approach for the procedure .

دکتر رویکرد جراحی را برای این روش توضیح داد.

threat [اسم]
اجرا کردن

تهدید

Ex: Rising unemployment rates are seen as a potential threat to the country 's economic stability .
striking [صفت]
اجرا کردن

بسیار جذاب

Ex: His striking green eyes seemed to sparkle with intelligence and curiosity .

چشم‌های سبز خیره‌کننده او به نظر می‌رسید که با هوش و کنجکاوی می‌درخشید.

rooftop [اسم]
اجرا کردن

پشت‌بام

Ex: He loves to relax on the rooftop with a book and a cup of coffee .

او دوست دارد با یک کتاب و یک فنجان قهوه روی پشت بام استراحت کند.

to bear [فعل]
اجرا کردن

بارآوردن

Ex: The citrus orchard is known to bear juicy oranges and lemons , providing a fresh harvest for the local market .

باغ مرکبات به بار آوردن پرتقال‌ها و لیموهای آبدار معروف است، که برداشت تازه‌ای برای بازار محلی فراهم می‌کند.

intensely [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: The noise from the construction site grew intensely as the machines started working .

سر و صدا از محل ساخت و ساز به شدت افزایش یافت وقتی که ماشین‌ها شروع به کار کردند.

flavored [صفت]
اجرا کردن

طعم دار

Ex:

او ماست طعم‌دار با توت مخلوط را انتخاب کرد.

to sprout [فعل]
اجرا کردن

جوانه زدن

Ex:

دانه‌های آفتابگردان به سرعت می‌رویند وقتی در خاک غنی از مواد مغذی کاشته می‌شوند.

abundantly [قید]
اجرا کردن

به وفور

Ex: The manager abundantly expressed her disappointment .

مدیر ناامیدی خود را به فراوانی ابراز کرد.

to peer [فعل]
اجرا کردن

با دقت نگاه کردن

Ex: She peered at old photographs to reminisce about the past .

او به عکس‌های قدیمی نگاه دقیقی انداخت تا گذشته را به یاد آورد.

tube [اسم]
اجرا کردن

لوله

Ex: The artist dipped his brush into the paint tube .

هنرمند قلم موی خود را در لوله رنگ فرو برد.

hollow [صفت]
اجرا کردن

توخالی

Ex: The chocolate Easter bunny was hollow , filled with small candies for an extra treat .

خرگوش شکلاتی عید پاک توخالی بود، پر از آب نبات های کوچک برای یک خوشمزه گی اضافه.

to dangle [فعل]
اجرا کردن

آویزان شدن

Ex: Earrings dangled from her ears , sparkling in the sunlight .

گوشواره‌ها از گوش‌هایش آویزان بودند، در نور خورشید می‌درخشیدند.

identical [صفت]
اجرا کردن

همانند

Ex: The two houses on the street are identical in design and color .

دو خانه در خیابان از نظر طراحی و رنگ یکسان هستند.

to burst [فعل]
اجرا کردن

ترکیدن

Ex:

یک انفجار نور روشن از انفجار خارج شد، که برای یک لحظه همه را کور کرد.

aromatic [صفت]
اجرا کردن

معطر

Ex: He lit aromatic incense sticks to create a relaxing atmosphere in the room .

او چوب‌های معطر بخور را روشن کرد تا فضایی آرامش‌بخش در اتاق ایجاد کند.

basil [اسم]
اجرا کردن

ریحان

Ex: She visited the farmer 's market and bought a bunch of fresh basil .

او از بازار کشاورزان دیدن کرد و یک دسته ریحان تازه خرید.

sage [اسم]
اجرا کردن

مریم‌گلی (گیاه‌شناسی)

Ex: Dried sage is a staple in many Mediterranean recipes .

مریم‌گلی خشک شده یک ماده اصلی در بسیاری از دستورهای غذایی مدیترانه‌ای است.

peppermint [اسم]
اجرا کردن

*نعناع فلفلی

Ex: He enjoyed a soothing cup of peppermint tea before bedtime , which helped him relax and unwind .

او از یک فنجان چای نعنا آرامش‌بخش قبل از خواب لذت برد، که به او کمک کرد تا آرام شود و استراحت کند.

tray [اسم]
اجرا کردن

سینی

Ex: The hospital food was served on a plastic tray .

غذای بیمارستان روی یک سینی پلاستیکی سرو می‌شد.

to pack [فعل]
اجرا کردن

کامل پر کردن

Ex: Participants packed the conference room for the seminar on entrepreneurship .

شرکت‌کنندگان سالن کنفرانس را برای سمینار کارآفرینی پر کردند.

fiber [اسم]
اجرا کردن

تک‌رشته

Ex:

الیاف مصنوعی مانند نایلون اغلب به دلیل مقاومت در برابر سایش و پارگی در تجهیزات فضای باز استفاده می‌شوند.

aubergine [اسم]
اجرا کردن

بادمجان

Ex: I stuffed the aubergine with a savory mixture of rice , vegetables , and herbs , creating a flavorful meal .

من بادمجان را با مخلوطی خوشمزه از برنج، سبزیجات و گیاهان پر کردم و یک وعده غذایی خوشطعم درست کردم.

chard [اسم]
اجرا کردن

برگ چغندر

Ex: She carefully washed and dried the chard leaves before using them in her recipe .

او برگ‌های چارد را با دقت شست و خشک کرد قبل از اینکه در دستور غذایش از آنها استفاده کند.

development [اسم]
اجرا کردن

توسعه‌بخشی

Ex: The development of the coastal area into a luxury resort attracted tourists from all over the world .

توسعه منطقه ساحلی به یک استراحتگاه لوکس، گردشگران از سراسر جهان را جذب کرد.

consultant [اسم]
اجرا کردن

مشاور

Ex: With her background in finance , Sarah became a sought-after consultant , assisting clients with investment strategies and financial planning tailored to their goals .

با پیشینه مالی خود، سارا به یک مشاور پرطرفدار تبدیل شد که به مشتریان در استراتژی‌های سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی مالی متناسب با اهدافشان کمک می‌کند.

اجرا کردن

آزمایش کردن

Ex: The team experimented with different tactics during the game to see which one worked best .

تیم با تاکتیک‌های مختلف در طول بازی آزمایش کرد تا ببیند کدام یک بهتر کار می‌کند.

اجرا کردن

مجتمع مسکونی

Ex: They live on the top floor of an apartment block that offers stunning views of the skyline .

آن‌ها در بالاترین طبقه یک بلوک آپارتمانی زندگی می‌کنند که چشم‌اندازهای خیره‌کننده‌ای از خط افق ارائه می‌دهد.

somewhat [قید]
اجرا کردن

تا حدودی

Ex: His explanation was somewhat unclear .

توضیح او تا حدودی نامشخص بود.

square [صفت]
اجرا کردن

مربع

Ex: Canada has 9.98 million square kilometers of land .

کانادا 9.98 میلیون کیلومتر مربع زمین دارد.

pitch [اسم]
اجرا کردن

زمین (فوتبال و...)

Ex: The pitch was slippery after the rain , making it hard to play .

زمین بعد از باران لغزنده بود، که بازی را سخت می‌کرد.

to tend [فعل]
اجرا کردن

مراقبت کردن

Ex: The shepherd tends to the flock , ensuring they have ample grazing and protection .

چوپان از گله مراقبت می‌کند، اطمینان حاصل می‌کند که آن‌ها چراگاه و محافظت کافی دارند.

to pick [فعل]
اجرا کردن

چیدن

Ex: Please pick some basil from the pot for the pasta sauce .

لطفاً کمی ریحان از گلدان برای سس پاستا بچینید.

to caution [فعل]
اجرا کردن

هشدار دادن

Ex: The financial advisor is cautioning investors about market volatility .

مشاور مالی سرمایه‌گذاران را از نوسانات بازار هشدار می‌دهد.

significant [صفت]
اجرا کردن

قابل توجه

Ex: The student 's research findings were significant enough to be published in a prestigious journal .

یافته‌های تحقیقاتی دانشجو به اندازه‌ای مهم بودند که در یک مجله معتبر منتشر شوند.

practical [صفت]
اجرا کردن

کاربردی

Ex: His practical knowledge of the industry helped him navigate challenges effectively .

دانش عملی او از صنعت به او کمک کرد تا چالش‌ها را به طور مؤثر پشت سر بگذارد.

constraint [اسم]
اجرا کردن

محدودیت

Ex: Social constraints can influence how people behave in public .

محدودیت‌های اجتماعی می‌توانند بر رفتار مردم در جمع تأثیر بگذارند.

to develop [فعل]
اجرا کردن

تبدیل کردن

Ex: The developer collaborated with environmentalists to develop the wetland area .

توسعه‌دهنده با محیط‌بانان همکاری کرد تا منطقه تالاب را توسعه دهد.

eventually [قید]
اجرا کردن

در نهایت

Ex: She struggled to learn the language at first , but eventually , she became fluent through consistent practice .

او در ابتدا برای یادگیری زبان تلاش کرد، اما در نهایت، از طریق تمرین مداوم به تسلط رسید.

to target [فعل]
اجرا کردن

هدف (برای رسیدن) قرار دادن

Ex: The marketing team is targeting their advertisements to specific demographics .

تیم بازاریابی تبلیغات خود را به جمعیت‌شناسی خاصی هدف قرار داده است.

consumption [اسم]
اجرا کردن

مصرف

Ex: The company tracked consumption of raw materials in production .
اجرا کردن

به طور قابل توجهی

Ex: Significantly , the law was passed without a single vote of opposition .

به طور قابل توجهی، قانون بدون یک رای مخالف تصویب شد.

vast [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: They explored the vast wilderness , discovering new landscapes and ecosystems along the way .

آنها طبیعت وسیع را کاوش کردند، مناظر و اکوسیستم‌های جدیدی را در طول راه کشف کردند.

production [اسم]
اجرا کردن

تولید کالا

Ex: The production of the new smartphone model will start next month .

تولید مدل جدید گوشی هوشمند ماه آینده آغاز خواهد شد.

staff [اسم]
اجرا کردن

پرسنل

Ex: The management provided lunch for the entire staff today .

مدیریت امروز ناهار را برای تمام کارکنان فراهم کرد.

to harvest [فعل]
اجرا کردن

برداشت کردن

Ex:

برداشت انگور از تاکستان در اوایل پاییز برای شراب سازی آغاز می شود.

up to [حرف اضافه]
اجرا کردن

تا

Ex: The warranty covers repairs up to one year after purchase .

گارانتی تعمیرات تا یک سال پس از خرید را پوشش می‌دهد.

variety [اسم]
اجرا کردن

گونه

Ex: The store carries several varieties of chocolate , including dark , milk , and white chocolate .

فروشگاه چندین گونه شکلات از جمله شکلات تلخ، شکلات شیری و شکلات سفید دارد.

aeroponic [صفت]
اجرا کردن

آئروپونیک

Ex: Aeroponic farming is useful in places with little space or soil .

کشاورزی هواکِشت در مکان‌هایی با فضای کم یا خاک کم مفید است.

اجرا کردن

برج رشد

Ex: Urban farms often rely on growing towers for efficiency .

مزارع شهری اغلب برای کارایی به برج‌های رشد متکی هستند.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)