Cambridge IELTS 18 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیدن - بخش 3
در اینجا میتوانید واژگان از آزمون 4 - شنیداری - بخش 3 در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to find a solution to a problem

حل کردن, پیدا کردن
بیایید یک مصالحه پیدا کنیم که هر دو طرف را راضی کند.
to test something new or different to see how good or effective it is

امتحان کردن
تیم تصمیم گرفت روش آزمایش نشده را در آزمایش خود امتحان کند.
to make someone want to do something by giving them a reason or encouragement

انگیزه دادن
مشوقهای مالی میتوانند کارکنان را برای دستیابی به اهداف عملکردی خود تشویق کنند.
content with a result or outcome

راضی, خشنود
آنها از غذای خود در رستوران راضی بودند و از طعم های خوشمزه تعریف کردند.
used to refer to the conclusion or outcome of a situation or event

در پایان, در نهایت
او هر کاری که میتوانست انجام داد، اما در نهایت، این موضوع از دست او خارج بود.
to discover, meet, or find someone or something by accident

اتفاقی مواجه شدن, بر خوردن
در حین قدم زدن در پارک، به یک پرنده زخمی برخوردم و تصمیم گرفتم آن را به یک مرکز نجات حیات وحش ببرم.
not confident enough in oneself, especially in one's abilities

بیاعتمادبهنفس
من مطمئن نبودم که چگونه پاسخ دهم، بنابراین سکوت کردم.
to be required to do something, especially because of a rule, agreement, tradition, etc.

قرار بودن, ملزم بودن، انتظار رفتن
ما باید برای مراسم امشب لباس رسمی بپوشیم.
to emerge as a particular outcome

معلوم شدن
آنها انتظار نداشتند که مردم زیادی بیایند. معلوم شد که شراب قدیمی بسیار بیشتر از آنچه که انتظار داشتند ارزش دارد.
having been made ready or suitable beforehand for a particular purpose or situation

آماده
او احساس اعتماد به نفس و آماده بودن برای امتحان آینده را داشت.
having a material presence that can be perceived by the senses

فیزیکی, مادی
آنها میخواستند یک فضای فیزیکی برای گردهماییهای جامعه ایجاد کنند، نه فقط رویدادهای مجازی.
relating to or expressed using spoken language

کلامی, شفاهی
دستورالعملهای کلامی او واضح و مختصر بودند، که درک آنها را برای همه آسان میکرد.
in a manner accepted, used, or practiced by a large number of people or throughout many locations

بهطور گسترده
واکسن به وسیع در بیمارستانهای سراسر کشور تزریق میشود.
pleasing and likely to arouse interest or desire

جذاب
بازیگر چهرهای دلربا داشت که در هر اجرا قلب تماشاگران را تسخیر میکرد.
having an understanding or perception of something, often through careful thought or sensitivity

آگاه
شرکت کارمندان را از طریق اعلانهای ایمیل از سیاستهای جدید آگاه کرد.
a practice requiring experience and skill, in which objects are made with one's hands

صنایع دستی, هنر دستی
او صنعت بافندگی را از مادربزرگش آموخت.
doing things or moving in a way that lacks control and care, usually causing accidents

دستوپاچلفتی, سربههوا
پیشخدمت دست و پا چلفتی سوپ را روی پای مشتری ریخت.
to need or demand something as necessary for a particular purpose or situation

نیاز داشتن, لازم داشتن
درخواست شغل نیازمند رزومه و نامه پوششی خواهد بود.
the act of applying or implementing an idea, theory, or plan into real-world actions or activities

در عمل, در مرحله اجرا
دستورالعملهای شرکت روی کاغذ عالی به نظر میرسید، اما در عمل، اجرای آنها دشوار بود.
to enhance or make something more effective by providing additional resources, encouragement, or positive feedback

تقویت کردن, تحکیم بخشیدن
مدیران بازخورد مثبت میدهند تا عادات کاری خوب را تقویت کنند.
connected with the branch of mathematics that deals with the relationships between lines, angles and surfaces

هندسی
پیشرفت هندسی یک دنباله شامل ضرب هر جمله در یک نسبت مشترک است.
to deliver a speech or presentation that publicly expresses one's ideas, plans, etc.

ارائه دادن, ارائه کردن, سخنرانی کردن
کارآفرین ایده کسب و کار خود را به سرمایهگذاران بالقوه در رویداد استارتاپ پیچ ارائه خواهد داد.
a number obtained by dividing one integer or rational number by another, typically written in the form a/b

کسر
او کسرهای 2/3 و 1/4 را اضافه کرد تا 11/12 به دست آورد.
(of an event or schedule) to be approaching or getting closer in time

نزدیک بودن
باور نمیکنم امتحان اینقدر سریع نزدیک شده؛ باید شروع به درس خواندن کنیم.
to put a great deal of effort to overcome difficulties or achieve a goal

تلاش کردن, مبارزه کردن, کلنجار رفتن
کارمندان اغلب برای رسیدن به مهلتهای تنگ تلاش میکنند.
the quality of having two halves that are exactly the same, which are separated by an axis

تقارن
معماران اغلب از تقارن برای ایجاد ساختمانهای متعادل بصری استفاده میکنند.
one of the three periods in the academic year during which multiple classes are held in schools, universities, etc.

ترم تحصیلی, ترم
او تکالیف خود را قبل از پایان ترم به پایان رساند.
to act accordingly to someone or something's advice, commands, or instructions

پیروی کردن, اطاعت کردن، اجرا کردن
او در پیروی از دستورالعملهای پیچیده مشکل دارد.
guidance on how to carry out a task or operate something

دستورالعمل, دستور استفاده
بدون دستورالعملهای مناسب، دشوار بود که بفهمیم چگونه از ماشین جدید به طور مؤثر استفاده کنیم.
in a manner that involves two or more parties working together supportively

به صورت مشارکتی
دانشآموزان مشکل را به صورت مشارکتی در گروه مطالعه خود حل کردند.
the state of being free from the control of others

استقلال
استقلال مالی یکی از اهداف بلندمدت او است.
having a strong desire to win or succeed

رقابتی, جاه طلب
طبیعت رقابتی او باعث شد تا در تحصیلات عالی برتری یابد، همیشه در تلاش برای کسب بالاترین نمرات باشد.
the typical way a person thinks or feels about something or someone, often affecting their behavior and decisions

نگرش, طرز برخورد
نگرش محترمانه نسبت به دیگران، روابط سالم و درک متقابل را تقویت میکند.
feeling happy and satisfied with something that has happened or with someone's actions

خوشحال, راضی
او از کمک به رویداد خوشحال است.
a representation or replica of something, often created on a smaller scale, to show its design or function

مدل, مدل مقیاسشده
موزه یک مدل دقیق از شهر باستانی را به نمایش گذاشت.
to explain something by providing examples, doing experiments, etc.

شرح دادن, توضیح دادن، مثال آوردن
ارائهدهنده مفهوم واکنشهای شیمیایی را با مخلوط کردن سرکه و جوش شیرین در مقابل مخاطبان نشان داد.
one of the phases in which a process or event is divided into

دوره زمانی
او اولین مرحله ماراتن را به پایان رساند، با احساس قوی و مطمئن.
a set of specialized terms that are used in a specific science, art, business, or profession

اصطلاحات (علمی یا فنی), واژگان
درک اصطلاحات حقوقی میتواند برای مبتدیان چالشبرانگیز باشد.
reluctant or resistant to do something

بی میل, متردد
او مایل نبود که بر سر اصولش مصالحه کند، حتی اگر به معنای از دست دادن معامله بود.
to occupy a particular amount of space or time

(زمان یا فضا) اشغال کردن, جا گرفتن
پروژه جدید بخش قابل توجهی از برنامهشان را به خود اختصاص داد.
distinctive among others that are of the same general classification

خاص, مخصوص، بخصوص
این مطالعه تأثیر بر یک جامعه خاص که تحت تأثیر تغییرات سیاستی قرار گرفته است را بررسی میکند.
the act of interpreting something incorrectly

سوءبرداشت
او به خاطر سوء تفاهم در دستورالعملهایش عذرخواهی کرد.
to assign someone a task, goal, or target to complete

تعیین کردن, مشخص کردن
او یک هدف مشخص برای فروش این سهماهه تعیین کرد.
the skill of using the eyes to guide the hands in doing tasks that require accurate and controlled movement

هماهنگی دست و چشم, هماهنگی دیداری-حرکتی
هماهنگی دست و چشم کودک از طریق نقاشی توسعه یافت.
the practice or art of folding paper into desired shapes, which is originated from Japanese culture

اوریگامی
کارگاه اوریگامی شرکتکنندگان همه سنین را که مشتاق یادگیری تکنیکهای تا کردن باستانی بودند، جذب کرد.
to bend something in a way that one part of it touches or covers another

تا کردن
هنرمند اوریگامی با مهارت کاغذ را تا زد تا یک قو ظریف خلق کند.
to see people or things through a different perspective

با نگاه تازه دیدن, نگاه آدم عوض شدن
زندگی در خارج باعث شد به زادگاهش با نگاه تازهای نگاه کند.
arranged correctly or in the proper condition

منظم, مرتب
گذرنامه او برای سفرهای بینالمللی منظم بود.
one by one; separately from the others

بهطور جداگانه, تک تک، یکی یکی
هر نمونه به طور جداگانه برای آلایندهها آزمایش شد.
to cause something to form or develop

ایجاد کردن, بهوجود آوردن
ما مصمم هستیم که با ایجاد تغییرات مثبت در عادات و ذهنیت خود، زندگی بهتری بسازیم.
to be prominent and easily noticeable

قابل توجه بودن, برجسته بودن
در میان بسیاری از نامزدها، صلاحیتها و تجربهاش او را در مصاحبه شغلی برجسته کرد.
showing careful detail or delicate quality

ظریف, حساس
درک ظریف از ظرافتهای زبانی برای یک مترجم ماهر ضروری است.
relating to the transmission of signals from the central nervous system to muscles

مربوط به عضلات حرکتی
بیمار پس از آسیب از اختلال عملکرد حرکتی رنج میبرد.
to make a written record of something for later use

یادداشت کردن
interrupting or disturbing the normal flow or function of something

اخلالگر, مخل
تأثیر اخلالگر رسانههای اجتماعی در حال تغییر نحوه اشتراکگذاری اطلاعات است.
to return to a state of calmness following a period of disturbance or activity

آرام شدن, ساکن شدن
تنش در اتاق شروع به آرام شدن کرد وقتی که تصمیم گرفته شد.
| Cambridge IELTS 18 - آکادمیک | |||
|---|---|---|---|
| آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 | آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 | آزمون 4 - خواندن - بخش 1 (1) | آزمون 4 - خواندن - بخش 1 (2) |
| آزمون 4 - خواندن - بخش 2 (1) | آزمون 4 - خواندن - متن 2 (2) | آزمون 4 - خواندن - بخش 3 (1) | آزمون 4 - خواندن - بخش 3 (2) |
