کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) در کتاب Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
اجرا کردن

having ideas, beliefs, or qualities that are more advanced or progressive than those of the current period or one's peers

Ex: The artist was ahead of her time in her style .
genius [اسم]
اجرا کردن

نابغه

Ex: The professor recognized the student ’s hidden genius in mathematics .

پروفسور نبوغ پنهان دانش‌آموز در ریاضیات را تشخیص داد.

اجرا کردن

ربط دادن

Ex: The song became widely popular , and many now associate it with the summer of its release .

آهنگ بسیار محبوب شد و اکنون بسیاری آن را با تابستان انتشارش مرتبط می‌کنند.

to embody [فعل]
اجرا کردن

مظهر (چیزی) بودن

Ex: In the play , the villain is meant to embody greed and malevolence .

در نمایش، شرور قرار است که تجسم طمع و بدخواهی باشد.

spirit [اسم]
اجرا کردن

a tendency or mindset of a particular type

Ex:
artistic [صفت]
اجرا کردن

هنری

Ex: Both of my kids are very artistic and love to paint .

هر دو فرزند من بسیار هنرمند هستند و عاشق نقاشی کردن هستند.

sensibility [اسم]
اجرا کردن

احساس

Ex: The writer 's sensibility was evident in her portrayal of the characters ' inner struggles .

حساسیت نویسنده در به تصویر کشیدن کشمکش‌های درونی شخصیت‌ها مشهود بود.

to fade [فعل]
اجرا کردن

محو شدن

Ex: The excitement of the crowd slowly faded as the game ended in a tie .

هیجان جمعیت به آرامی محو شد وقتی که بازی به تساوی ختم شد.

Renaissance [اسم]
اجرا کردن

رنسانس

Ex: The printing press , invented during the Renaissance , revolutionized the way knowledge was disseminated .

ماشین چاپ، که در دوره رنسانس اختراع شد، روش انتشار دانش را متحول کرد.

to mark [فعل]
اجرا کردن

متفاوت کردن

Ex: The optimism that marks her outlook on life inspires those around her .

خوشبینی که نشان‌دهنده نگاه او به زندگی است، اطرافیانش را الهام می‌بخشد.

transition [اسم]
اجرا کردن

گذار

Ex: The software update requires a transition period for users to adapt .

به‌روزرسانی نرم‌افزار نیازمند یک دوره گذار برای سازگاری کاربران است.

modernity [اسم]
اجرا کردن

مدرن‌بودن

Ex: The young couple 's apartment was decorated with a mix of vintage charm and modernity .

آپارتمان زوج جوان با ترکیبی از جذابیت قدیمی و مدرنیته تزئین شده بود.

to [take] place [عبارت]
اجرا کردن

رخ دادن

Ex: The seminar will take place in the afternoon .
plague [اسم]
اجرا کردن

طاعون

Ex: Historical outbreaks of the plague have had devastating consequences , including widespread mortality during pandemics such as the Black Death in the 14th century .

شیوع تاریخی طاعون عواقب ویرانگری داشته است، از جمله مرگ و میر گسترده در طول همه‌گیری‌هایی مانند مرگ سیاه در قرن چهاردهم.

global [صفت]
اجرا کردن

جهانی

Ex: The United Nations works to address global challenges such as poverty , hunger , and human rights violations .

سازمان ملل متحد برای مقابله با چالش‌های جهانی مانند فقر، گرسنگی و نقض حقوق بشر کار می‌کند.

crisis [اسم]
اجرا کردن

بحران

Ex: Communities come together to support each other during times of crisis , offering assistance , resources , and emotional support to those affected .

جوامع در زمان بحران برای حمایت از یکدیگر گرد هم می‌آیند، به افراد آسیب‌دیده کمک، منابع و حمایت عاطفی ارائه می‌دهند.

اجرا کردن

موجب شدن

Ex: Good communication can result in stronger relationships with others .

ارتباط خوب می‌تواند منجر به روابط قوی‌تر با دیگران شود.

on the cusp of [حرف اضافه]
اجرا کردن

در آستانه

Ex: She was on the cusp of starting a new chapter in her life as she graduated from college and prepared for her first job .

او در آستانه شروع فصل جدیدی در زندگی خود بود که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد و برای اولین شغلش آماده شد.

widespread [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: The misinformation about the new policy became widespread on social media .

اطلاعات نادرست درباره سیاست جدید در رسانه‌های اجتماعی گسترده شد.

اجرا کردن

آوارگی مردم (تحت تأثیر جنگ، حادثه طبیعی و...)

radical [صفت]
اجرا کردن

متمایز

Ex: The artist 's radical approach to painting broke all traditional rules .

رویکرد رادیکال هنرمند به نقاشی تمام قوانین سنتی را شکست.

to call for [فعل]
اجرا کردن

به چیزی نیاز مبرم داشتن

Ex: Success in this field often calls for years of dedicated practice .

موفقیت در این زمینه اغلب نیازمند سال‌ها تمرین اختصاصی است.

اجرا کردن

انقلابی کردن

Ex: Innovations in artificial intelligence are expected to revolutionize various industries .

انتظار می‌رود که نوآوری‌ها در هوش مصنوعی انقلابی در صنایع مختلف ایجاد کنند.

اجرا کردن

محافظت کردن

Ex: Conservationists work to safeguard endangered species from extinction .

محافظان محیط زیست برای محافظت از گونه‌های در معرض خطر انقراض کار می‌کنند.

humanity [اسم]
اجرا کردن

انسانیت

Ex: Their humanity was evident in their compassionate treatment of all people .

انسانیت آنها در رفتار دلسوزانه‌شان با همه مردم آشکار بود.

catastrophe [اسم]
اجرا کردن

a state of extreme ruin, misfortune, or irreversible damage

Ex: The loss of leadership left the organization in catastrophe .
to turn to [فعل]
اجرا کردن

روی آوردن به

Ex:

مدیر به پرداختن به نگرانی‌های کارکنان روی آورد.

to follow [فعل]
اجرا کردن

دنبال کردن

Ex: She follows Islam and observes the five pillars of faith .

او پیروی می‌کند از اسلام و پنج ستون ایمان را رعایت می‌کند.

typical [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: The weather here is typical for the season cold and snowy .

آب و هوا در اینجا معمول برای فصل است—سرد و برفی.

trend [اسم]
اجرا کردن

جهت‌گیری کلی

Ex: Economic analysts are observing a downward trend in consumer spending this quarter .

تحلیلگران اقتصادی در حال مشاهده یک روند نزولی در هزینه‌های مصرف‌کنندگان این فصل هستند.

due to [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌دلیل

Ex: The increase in prices was due to inflation .

افزایش قیمت‌ها به دلیل تورم بود.

excessive [صفت]
اجرا کردن

بیش از حد

Ex: His excessive use of social media started to interfere with his daily responsibilities .

استفاده بی‌رویه او از شبکه‌های اجتماعی شروع به تداخل با مسئولیت‌های روزمره‌اش کرد.

given [حرف اضافه]
اجرا کردن

با توجه به

Ex: The project 's success is uncertain , given the limited resources available .

موفقیت پروژه نامشخص است، با توجه به منابع محدود موجود.

اجرا کردن

ناپایدار

Ex: The rapid depletion of fossil fuels was making our current energy consumption patterns unsustainable .

کاهش سریع سوخت‌های فسیلی الگوهای مصرف انرژی فعلی ما را ناپایدار می‌کرد.

to wonder [فعل]
اجرا کردن

کنجکاو بودن

Ex: When faced with a mystery , people tend to wonder and speculate about possible explanations .

وقتی با یک راز مواجه می‌شوند، مردم تمایل دارند که تعجب کنند و درباره توضیحات احتمالی گمانه‌زنی کنند.

renowned [صفت]
اجرا کردن

مشهور

Ex: The renowned chef 's restaurant received a Michelin star for its exceptional cuisine .

رستوران سرآشپز معروف به خاطر آشپزی استثنایی‌اش ستاره میشلن دریافت کرد.

era [اسم]
اجرا کردن

دوران

Ex: The discovery of penicillin marked the start of a new era in medical treatment and antibiotics .

کشف پنی‌سیلین آغاز دوره جدیدی در درمان پزشکی و آنتی‌بیوتیک‌ها را نشان داد.

اجرا کردن

معماری

Ex: Courses in architecture cover a wide range of topics , from structural engineering to the history of design .

دوره‌های معماری طیف گسترده‌ای از موضوعات را پوشش می‌دهند، از مهندسی سازه تا تاریخ طراحی.

اجرا کردن

مرد رنسانس

Ex: Many people admired him as a Renaissance man because of his wide range of interests .

بسیاری از مردم به دلیل طیف گسترده‌ای از علایقش، او را به عنوان یک مرد رنسانس تحسین می‌کردند.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)