کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیدن - بخش 2

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - شنیداری - بخش 2 را در کتاب درسی Cambridge IELTS 18 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
farmhouse [اسم]
اجرا کردن

خانه روستایی

Ex: They decided to renovate the farmhouse and turn it into a guesthouse .

آنها تصمیم گرفتند خانه مزرعه را بازسازی کنند و آن را به یک مهمانخانه تبدیل کنند.

اجرا کردن

خودتوضیح

Ex: In a game with intuitive controls , the tutorial may be deemed unnecessary as the gameplay is self-explanatory .

در یک بازی با کنترل‌های شهودی، آموزش ممکن است غیرضروری تلقی شود زیرا گیم‌پلی خودتوضیح است.

اجرا کردن

نمایش

Ex: We attended a science demonstration with fun experiments .

ما در یک نمایش علمی با آزمایش‌های سرگرم‌کننده شرکت کردیم.

staircase [اسم]
اجرا کردن

راه‌پله

Ex: He decorated the staircase with holiday lights .

او پله‌ها را با چراغ‌های تعطیلات تزئین کرد.

landing [اسم]
اجرا کردن

پاگرد

Ex: There was a painting hanging on the landing between the two flights of stairs .

یک نقاشی روی پاگرد بین دو ردیف پله آویزان بود.

seating [اسم]
اجرا کردن

صندلی، منطقه نشستن

competitive [صفت]
اجرا کردن

رقابتی

Ex: The competitive entrepreneur was relentless in pursuing business opportunities and expanding their company .

کارآفرین رقابتی در پیگیری فرصت‌های تجاری و گسترش شرکت خود بی‌امان بود.

wagon [اسم]
اجرا کردن

ارابه

Ex: The children sat happily in the wagon as their father pulled them around the neighborhood .

بچه‌ها خوشحال در واگن نشسته بودند در حالی که پدرشان آن‌ها را در محله می‌کشید.

to contain [فعل]
اجرا کردن

شامل بودن

Ex: The file contains the documents we need for the meeting .

فایل شامل اسنادی است که برای جلسه نیاز داریم.

cart [اسم]
اجرا کردن

گاری

Ex: He repaired the broken wheel on the old cart .

او چرخ شکسته روی گاری قدیمی را تعمیر کرد.

regional [صفت]
اجرا کردن

منطقه‌ای

Ex: The regional economy depends heavily on agriculture and tourism .

اقتصاد منطقه‌ای به شدت به کشاورزی و گردشگری وابسته است.

variation [اسم]
اجرا کردن

تنوع

Ex: There was a noticeable variation in the prices between the two stores .

تفاوت قابل توجهی در قیمت‌ها بین دو فروشگاه وجود داشت.

beside [حرف اضافه]
اجرا کردن

کنار

Ex: The vase of flowers was placed beside the window .

گلدان گل کنار پنجره قرار داده شد.

fragile [صفت]
اجرا کردن

آسیب‌پذیر

Ex: She felt emotionally fragile after the loss of her pet .

او پس از از دست دادن حیوان خانگی‌اش احساس شکنندگی عاطفی کرد.

reception [اسم]
اجرا کردن

سالن انتظار

Ex: I 'll be in reception until 3 PM if you need to reach me .

اگر نیاز دارید به من برسید، تا ساعت 3 بعدازظهر در پذیرش خواهم بود.

at the moment [عبارت]
اجرا کردن

در حال حاضر

Ex: We are focusing on other tasks at the moment .
pond [اسم]
اجرا کردن

آبگیر

Ex: The pond provided a habitat for frogs , turtles , and various aquatic plants , supporting a diverse ecosystem .

حوضچه زیستگاهی برای قورباغه‌ها، لاک‌پشت‌ها و گیاهان آبزی مختلف فراهم می‌کرد و از یک اکوسیستم متنوع پشتیبانی می‌کرد.

wildlife [اسم]
اجرا کردن

حیات‌وحش

Ex: He enjoys watching wildlife documentaries in his spare time .

او از تماشای مستندهای حیات وحش در وقت آزاد خود لذت می‌برد.

fence [اسم]
اجرا کردن

حصار

Ex: The house with the white fence is my uncle 's .

خانه با حصار سفید متعلق به عموی من است.

guide [اسم]
اجرا کردن

راهنما (گردشگری)

Ex: The guide at the art gallery provided insightful commentary on the artworks .

راهنما در گالری هنری تفسیرهای بینش‌آمیزی درباره آثار هنری ارائه داد.

fee [اسم]
اجرا کردن

شهریه

Ex: The doctor 's fee is covered by your health insurance .

حق الزحمه دکتر توسط بیمه سلامت شما پوشش داده می‌شود.

to charge [فعل]
اجرا کردن

(هزینه خاصی را) مطالبه کردن

Ex: Airlines may charge extra for checked baggage .

شرکت‌های هواپیمایی ممکن است برای چمدان‌های تحویلی هزینه اضافی دریافت کنند.

to advise [فعل]
اجرا کردن

توصیه کردن

Ex: He advised me to read more books to improve my vocabulary and comprehension skills .

او به من توصیه کرد کتاب‌های بیشتری بخوانم تا دایره واژگان و مهارت‌های درک مطلب خود را بهبود بخشم.

اجرا کردن

رصد کردن

Ex: He supervises the construction site to ensure workers follow safety protocols .

او از محل ساخت و ساز نظارت می‌کند تا مطمئن شود کارگران از پروتکل‌های ایمنی پیروی می‌کنند.

to feature [فعل]
اجرا کردن

شامل بودن

Ex: The hotel features a rooftop pool with stunning views of the city skyline .

هتل دارای استخری در پشت بام با منظره‌ای خیره‌کننده از خط افق شهر است.

اجرا کردن

مطالعات فیلم

Ex: She is majoring in film studies at university.

او در دانشگاه در رشته مطالعات فیلم تخصص دارد.

background [اسم]
اجرا کردن

پیشینه (کاری، تحصیلی و غیره)

Ex: People from all backgrounds are welcome in our community center .
اجرا کردن

ساختن

Ex: Architects designed the blueprint , and construction crews worked together to construct the modern skyscraper .

معماران طرح را طراحی کردند و تیم‌های ساختمانی برای ساختن آسمان‌خراش مدرن با هم همکاری کردند.

اجرا کردن

a building or complex provided by a university or college for students to live in during term time

Ex: Halls of residence often have common rooms and study areas .
extension [اسم]
اجرا کردن

an addition that increases the size of a building

Ex: He designed an extension that matched the original architecture .
اجرا کردن

جا دادن

Ex: The auditorium is large enough to accommodate a full orchestra and audience .

سالن کنسرت به اندازه کافی بزرگ است تا بتواند یک ارکستر کامل و مخاطبان را در خود جای دهد.

apart from [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌غیر از

Ex: She can speak multiple languages , apart from Italian .

او می‌تواند به چندین زبان صحبت کند، به جز ایتالیایی.

I am afraid [جمله]
اجرا کردن

متأسفانه

Ex: I 'm afraid I have some bad news to share .
shame [اسم]
اجرا کردن

شرم

Ex: Such a shame he missed the last train .

چه شرم که او آخرین قطار را از دست داد.

interior [صفت]
اجرا کردن

داخلی

Ex:

پانل‌های در داخلی با مواد عایق صدا پوشانده شده بودند.

اجرا کردن

وابسته به معماری

Ex: Students in the architectural program study a wide range of topics , from structural engineering to architectural history .

دانشجویان برنامه معماری طیف گسترده‌ای از موضوعات را مطالعه می‌کنند، از مهندسی سازه تا تاریخ معماری.

feature [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: The historical landmark 's most notable feature is its distinctive architecture dating back to the 18th century .

ویژگی قابل توجه ترین بنای تاریخی معماری متمایز آن است که به قرن هجدهم بازمی گردد.

outstanding [صفت]
اجرا کردن

قابل توجه

Ex: The restaurant is known for its outstanding cuisine and exceptional service .

رستوران به خاطر آشپزی برجسته و خدمات استثنایی اش معروف است.

gallery [اسم]
اجرا کردن

گالری

Ex: Many people attended the opening night at the gallery , eager to meet the artists and discuss their work .

بسیاری از مردم در شب افتتاح گالری شرکت کردند، مشتاق ملاقات با هنرمندان و بحث درباره کارهایشان.

exhibition [اسم]
اجرا کردن

نمایشگاه

Ex: The science fair included an exhibition of innovative student projects .

نمایشگاه علمی شامل یک نمایش از پروژه‌های نوآورانه دانش‌آموزان بود.

to run [فعل]
اجرا کردن

اداره کردن

Ex: Employees hope for changes in how the company is run .

کارمندان امیدوار به تغییراتی در نحوه مدیریت شرکت هستند.

charge [اسم]
اجرا کردن

هزینه

Ex: There is no extra charge for shipping if you order before noon .

اگر قبل از ظهر سفارش دهید، هزینه اضافه‌ای برای حمل و نقل دریافت نمی‌شود.

to consider [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: They consider it a tradition to celebrate Thanksgiving together .

آنها آن را یک سنت می‌دانند که شکرگزاری را با هم جشن بگیرند.

rucksack [اسم]
اجرا کردن

کوله‌پشتی

Ex: The rucksack 's sturdy straps made it comfortable to carry even on long treks .

تسمه‌های محکم کوله‌پشتی آن را حتی در پیاده‌روی‌های طولانی راحت برای حمل می‌کرد.

woodland [اسم]
اجرا کردن

جنگل

Ex: The woodland was alive with the sounds of birds chirping and leaves rustling in the breeze .

جنگل با صدای پرندگان در حال آواز خواندن و برگ‌هایی که در باد زمزمه می‌کردند، زنده بود.

scene [اسم]
اجرا کردن

صحنه

Ex: As we drove through the countryside , we admired the picturesque scene of rolling hills and vibrant fields .

همانطور که از حومه شهر رانندگی می‌کردیم، از منظره نقاشی‌گونه تپه‌های موجدار و مزارع پرجنب‌وجوش لذت بردیم.

course [اسم]
اجرا کردن

دوره (درسی)

Ex: The online course includes video lectures , quizzes , and assignments .

دوره آنلاین شامل سخنرانی‌های ویدئویی، آزمون‌ها و تکالیف می‌شود.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)