کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیدن - بخش 1

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - شنیداری - بخش 1 را در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
اجرا کردن

به چیزی یا کسی رسیدگی کردن

Ex: Sometimes , we have to deal with things we do n't like .

گاهی اوقات، ما مجبوریم با چیزهایی که دوست نداریم سر و کار داشته باشیم.

enquiry [اسم]
اجرا کردن

پرسش

Ex: During the meeting , she made an enquiry about the new policy changes .

در طول جلسه، او یک پرسش در مورد تغییرات جدید سیاست انجام داد.

patient [اسم]
اجرا کردن

بیمار

Ex: The doctor asked the patient to rest and drink plenty of water .

دکتر از بیمار خواست استراحت کند و آب زیاد بنوشد.

appointment [اسم]
اجرا کردن

قرار ملاقات

Ex: She was late for her doctor 's appointment .

او برای ملاقات دکترش دیر کرد.

اجرا کردن

تجدید برنامه

Ex: The team is rescheduling the conference for next month .

تیم در حال برنامه‌ریزی مجدد کنفرانس برای ماه آینده است.

database [اسم]
اجرا کردن

پایگاه داده

Ex: The library ’s catalog is a database that helps patrons find books and other resources by searching for titles , authors , or subjects .

فهرست کتابخانه یک پایگاه داده است که به مراجعان کمک می‌کند تا با جستجوی عناوین، نویسندگان یا موضوعات، کتاب‌ها و سایر منابع را پیدا کنند.

اجرا کردن

اجرایی

Ex: The administrative department ensures compliance with company policies and procedures .

دپارتمان اداری اطمینان حاصل می‌کند که سیاست‌ها و رویه‌های شرکت رعایت می‌شوند.

immediately [قید]
اجرا کردن

فوراً

Ex: She fell asleep almost immediately after hitting the pillow .

او تقریباً بلافاصله پس از برخورد به بالش خوابید.

to mention [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن (در صحبت)

Ex: In her speech , the speaker will mention the importance of community engagement .

در سخنرانی خود، سخنران به اهمیت مشارکت جامعه اشاره خواهد کرد.

in fact [قید]
اجرا کردن

در واقع

Ex: We thought the process would take a week , but in fact , it was completed in just a few days .

فکر می‌کردیم فرآیند یک هفته طول بکشد، اما در واقع، در عرض چند روز کامل شد.

environment [اسم]
اجرا کردن

محیط

Ex: She grew up in a caring home environment .

او در یک محیط خانگی مهربان بزرگ شد.

under [حرف اضافه]
اجرا کردن

زیر

Ex: Businesses operated under tight restrictions .

کسب‌وکارها تحت محدودیت‌های شدید فعالیت می‌کردند.

to cope [فعل]
اجرا کردن

از عهده (چیزی) برآمدن

Ex: Patients coping with chronic illnesses develop resilience to maintain a high quality of life .

بیمارانی که با بیماری‌های مزمن کنار می‌آیند، انعطاف‌پذیری را برای حفظ کیفیت بالای زندگی توسعه می‌دهند.

to interact [فعل]
اجرا کردن

تعامل داشتن

Ex: The children love to interact with the animals at the petting zoo .

کودکان دوست دارند با حیوانات در باغ وحش لمسی تعامل کنند.

to reckon [فعل]
اجرا کردن

فکر کردن

Ex: She reckoned it was best to consult an expert before making a decision .

او فکر کرد که بهتر است قبل از تصمیم‌گیری با یک متخصص مشورت کند.

اجرا کردن

پیگیری کردن

Ex: I 'll follow up on the leads you provided and gather more details about the job openings .

من پیگیری خواهم کرد سرنخ‌هایی که ارائه دادید و جزئیات بیشتری درباره موقعیت‌های شغلی جمع‌آوری می‌کنم.

contract [اسم]
اجرا کردن

قرارداد

Ex: The contract between the landlord and tenant specifies the rent and lease duration .

قرارداد بین صاحبخانه و مستاجر، اجاره و مدت اجاره را مشخص می‌کند.

further [صفت]
اجرا کردن

بیشتر

Ex: The company announced further expansion plans to enter new markets .

شرکت برنامه‌های توسعه بیشتری را برای ورود به بازارهای جدید اعلام کرد.

opportunity [اسم]
اجرا کردن

فرصت

Ex: The job opening at the company seemed like the perfect opportunity for career advancement .
quarter [اسم]
اجرا کردن

یک ربع

Ex: I 'll meet you at a quarter to nine outside the café .

من شما را در یک ربع به نه بیرون کافه ملاقات خواهم کرد.

اجرا کردن

مراقبت کردن

Ex: My grandmother looked after me after my parents passed away .

مادربزرگم بعد از فوت والدینم از من مراقبت کرد.

to work out [فعل]
اجرا کردن

در نهایت نتایج مثبت به همراه داشتن

Ex: Despite our careful planning , the project did n't work out as expected .

علیرغم برنامه‌ریزی دقیق ما، پروژه آنطور که انتظار می‌رفت نتیجه نداد.

staff [اسم]
اجرا کردن

پرسنل

Ex: The management provided lunch for the entire staff today .

مدیریت امروز ناهار را برای تمام کارکنان فراهم کرد.

to forward [فعل]
اجرا کردن

ارسال کردن (ایمیل، نامه و غیره)

Ex:

سیاست شرکت ارسال درخواست‌های مشتریان به تیم پشتیبانی مشتری برای حل و فصل است.

اجرا کردن

رزومه

Ex: His curriculum vitae includes extensive experience in the industry .

رزومه او شامل تجربه گسترده در صنعت است.

reference [اسم]
اجرا کردن

معرفی‌نامه

Ex: Her glowing reference helped her secure the position she had applied for .

توصیه‌نامه درخشان او به او کمک کرد تا موقعیتی را که برای آن درخواست داده بود، تضمین کند.

to maintain [فعل]
اجرا کردن

ثبت کردن

Ex: The nurse maintained patient records to monitor health trends over time .

پرستار پرونده‌های بیماران را حفظ کرد تا روندهای سلامتی را در طول زمان زیر نظر بگیرد.

internal [صفت]
اجرا کردن

داخلی

Ex: Internal organs such as the heart and lungs are vital for bodily functions.

اعضای داخلی مانند قلب و ریه برای عملکردهای بدنی حیاتی هستند.

manner [اسم]
اجرا کردن

رفتار

Ex: She exhibited an aggressive manner during the debate .

او در طول مناظره یک روش تهاجمی از خود نشان داد.

to pick up [فعل]
اجرا کردن

برداشتن

Ex: She picked up the kids from school yesterday .

او دیروز بچه‌ها را از مدرسه برد.

to inquire [فعل]
اجرا کردن

پرس و جو کردن

Ex: The journalist inquired about the details of the breaking news story .

روزنامه‌نگار در مورد جزئیات خبر فوری پرسید.

to interest [فعل]
اجرا کردن

جالب توجه بودن

Ex:

مستند جذاب بینندگان را به یادگیری بیشتر در مورد موضوع علاقه‌مند کرد.

اجرا کردن

متصدی پذیرش

Ex: The salon receptionist booked me an appointment with the stylist .

منشی سالن برایم یک قرار با آرایشگر رزرو کرد.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)