کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیداری - بخش 4

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 را در کتاب درسی Cambridge IELTS 18 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
to reside [فعل]
اجرا کردن

سکونت داشتن

Ex: Professors often reside in the residential quarters on campus .

استادان اغلب در محله‌های مسکونی دانشگاه سکونت دارند.

a great deal [عبارت]
اجرا کردن

خیلی زیاد

Ex: He appreciated your help a great deal and thanked everyone .
property [اسم]
اجرا کردن

ملک

Ex: Property values in the city have been steadily increasing due to high demand and limited supply .

ارزش ملک در شهر به دلیل تقاضای بالا و عرضه محدود به طور پیوسته در حال افزایش است.

publication [اسم]
اجرا کردن

انتشار

Ex: Delays in publication caused the academic paper to miss the deadline .

تاخیر در انتشار باعث شد مقاله علمی مهلت مقرر را از دست بدهد.

poetry [اسم]
اجرا کردن

شعر

Ex: She expressed her sorrow through poetry , pouring her heart onto the page .

او غم خود را از طریق شعر بیان کرد، قلب خود را بر روی صفحه ریخت.

storey [اسم]
اجرا کردن

طبقه

Ex: The penthouse occupies the top storey of the skyscraper .

پنت‌هاوس طبقه بالای آسمان‌خراش را اشغال می‌کند.

capital [اسم]
اجرا کردن

پایتخت

Ex: He moved to the capital to pursue a career in politics .

او به پایتخت نقل مکان کرد تا در سیاست مشغول به کار شود.

empire [اسم]
اجرا کردن

امپراتوری

Ex: Many languages were spoken within the empire .
to collapse [فعل]
اجرا کردن

زمین خوردن

Ex: The political party collapsed after a major scandal involving its leaders .

حزب سیاسی پس از یک رسوایی بزرگ که رهبرانش در آن درگیر بودند سقوط کرد.

to decorate [فعل]
اجرا کردن

تزئین کردن (اتاق یا خانه)

Ex: The homeowners spent the weekend decorating the dining room with a stylish striped wallpaper .

صاحبان خانه آخر هفته را با تزئین اتاق ناهارخوری با کاغذ دیواری راه راه شیک گذراندند.

to furnish [فعل]
اجرا کردن

مبله کردن

Ex: The interior designer helped them furnish the dining area with an elegant table and matching chairs .

طراح داخلی به آنها کمک کرد تا منطقه غذاخوری را با یک میز شیک و صندلی‌های هماهنگ مبله کنند.

to consider [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: They consider it a tradition to celebrate Thanksgiving together .

آنها آن را یک سنت می‌دانند که شکرگزاری را با هم جشن بگیرند.

work of art [اسم]
اجرا کردن

اثر هنری

Ex: The garden was a work of art , with perfectly trimmed hedges and vibrant flower arrangements .

باغ یک اثر هنری بود، با پرچین‌های کاملاً هرس شده و آرایش‌های گل‌های پرجنب و جوش.

portrait [اسم]
اجرا کردن

تک‌چهره

Ex: She decided to commission a portrait of her parents for their anniversary .

او تصمیم گرفت که یک پرتره از والدینش برای سالگردشان سفارش دهد.

to hang [فعل]
اجرا کردن

آویزان کردن (به دیوار)

Ex: He hung the shop with festive lights .
اجرا کردن

طبقه همکف

Ex: The gym and fitness center are easily accessible on the ground floor of the hotel .

سالن ورزشی و مرکز تناسب اندام به راحتی در طبقه همکف هتل قابل دسترسی هستند.

relatively [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The house is relatively small , but very cozy .

خانه نسبتا کوچک است، اما بسیار دنج.

intricate [صفت]
اجرا کردن

پیچیده

Ex: She wore an intricate necklace made of intertwined gold chains .

او یک گردنبند پیچیده از زنجیرهای طلای درهم تنیده پوشیده بود.

atmosphere [اسم]
اجرا کردن

فضای یک محیط

Ex: His stern lecture created an atmosphere of unease in the classroom .

سخنرانی سختگیرانه او یک جو ناراحتی در کلاس درس ایجاد کرد.

shadowy [صفت]
اجرا کردن

تاریک

Ex: She wandered through the shadowy forest , feeling a sense of unease .

او در جنگل سایه‌دار پرسه می‌زد، احساس ناراحتی می‌کرد.

solemn [صفت]
اجرا کردن

جدی

Ex: His solemn expression conveyed the weight of the news he had to share .

چهره جدی او وزن خبری را که باید به اشتراک می‌گذاشت، منتقل می‌کرد.

اجرا کردن

سرگرم کردن

Ex: The band will entertain the crowd with their upbeat music .

گروه با موسیقی شاد خود جمعیت را سرگرم خواهد کرد.

pattern [اسم]
اجرا کردن

طرح

Ex: The intricate pattern on the rug depicted scenes from ancient mythology .

الگو پیچیده روی فرش صحنه‌هایی از اساطیر باستانی را به تصویر می‌کشید.

hallway [اسم]
اجرا کردن

راهرو

Ex: The hallway was so narrow that two people could n't walk side by side .

راهرو آنقدر باریک بود که دو نفر نمی‌توانستند کنار هم راه بروند.

harbor [اسم]
اجرا کردن

بندرگاه

Ex: The ships docked in the harbor to avoid the storm approaching from the open sea .

کشتی‌ها در بندر پهلو گرفتند تا از طوفانی که از دریای آزاد نزدیک می‌شد، اجتناب کنند.

in contrast to [حرف اضافه]
اجرا کردن

در تضاد با

Ex: His calm demeanor was in contrast to the chaos of the situation .

رفتار آرام او در تضاد با آشفتگی وضعیت بود.

true to {sth} [عبارت]
اجرا کردن

remaining loyal and devoted to a principle, cause, or commitment

Ex: They stayed true to their vision despite many challenges and setbacks .
value [اسم]
اجرا کردن

ارزش‌های زندگی

Ex: Respect for others is a fundamental value in many cultures .

احترام به دیگران یک ارزش اساسی در بسیاری از فرهنگ‌ها است.

deprived [صفت]
اجرا کردن

محروم

Ex: The deprived family struggled to put food on the table each day .

خانواده محروم هر روز برای گذاشتن غذا روی میز تقلا می‌کرد.

اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: The athlete 's performance in the championship game was truly extraordinary , leading their team to victory .

عملکرد ورزشکار در بازی قهرمانی واقعاً خارق‌العاده بود و تیمش را به پیروزی رساند.

gesture [اسم]
اجرا کردن

حرکت

Ex: Donating to charity is a generous gesture .

اهدای کمک به خیریه یک ژست سخاوتمندانه است.

to donate [فعل]
اجرا کردن

اهدا کردن

Ex: The philanthropist donated a significant amount to fund medical research .

بشر دوست مبلغ قابل توجهی را برای تأمین مالی تحقیقات پزشکی اهدا کرد.

to restore [فعل]
اجرا کردن

مرمت کردن

Ex: After the fire , they worked tirelessly to restore the damaged house to its former glory .

پس از آتش‌سوزی، آنها بی‌وقفه کار کردند تا خانه آسیب‌دیده را به شکوه سابقش بازگردانند.

to mention [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن (در صحبت)

Ex: In her speech , the speaker will mention the importance of community engagement .

در سخنرانی خود، سخنران به اهمیت مشارکت جامعه اشاره خواهد کرد.

to hear of [فعل]
اجرا کردن

مطلع شدن از

Ex: I was shocked to hear of their breakup ; they seemed so happy together .

من از شنیدن جدایی آنها شوکه شدم؛ به نظر می‌رسید که با هم خیلی خوشحال هستند.

stage [اسم]
اجرا کردن

صحنه (تئاتر و...)

Ex: The theater crew set up the props and lighting on the stage for the upcoming play .

تیم تئاتر دکور و نورپردازی را روی صحنه برای نمایش آینده آماده کرد.

musical [اسم]
اجرا کردن

نمایش یا فیلم موزیکال

Ex:

گروه تئاتر محلی به خاطر تولیدات چشمگیرش شناخته شده است و آخرین موزیکال آنها نقدهای تحسین‌برانگیزی از جامعه دریافت کرده است.

to release [فعل]
اجرا کردن

منتشر کردن (فیلم، کتاب و...)

Ex: Can you release your latest novel in ebook format ?

آیا می‌توانید آخرین رمان خود را در قالب کتاب الکترونیکی منتشر کنید؟

plot [اسم]
اجرا کردن

خط داستانی

Ex: The plot of the TV series unfolded gradually , revealing secrets about each character .
insight [اسم]
اجرا کردن

بینش

Ex: The detective 's keen insight anticipated the suspect 's next move .

بینش تیزبین کارآگاه حرکت بعدی مظنون را پیش‌بینی کرد.

height [اسم]
اجرا کردن

اوج

Ex: The architectural marvel of the new skyscraper stood as the height of modern design .

شگفتی معماری آسمان‌خراش جدید به عنوان اوج طراحی مدرن ایستاده بود.

to regard [فعل]
اجرا کردن

در نظر گرفتن

Ex: The teacher regards hard work and dedication as essential factors for success .

معلم سخت‌کوشی و فداکاری را به عنوان عوامل اساسی برای موفقیت در نظر می‌گیرد.

leading [صفت]
اجرا کردن

بهترین

Ex:

علت اصلی تغییرات آب و هوایی فعالیت انسان، به ویژه سوزاندن سوخت‌های فسیلی است.

figure [اسم]
اجرا کردن

شخصیت

Ex: He 's a controversial political figure .

او یک چهره سیاسی بحث‌برانگیز است.

genius [اسم]
اجرا کردن

نابغه

Ex: The professor recognized the student ’s hidden genius in mathematics .

پروفسور نبوغ پنهان دانش‌آموز در ریاضیات را تشخیص داد.

outspoken [صفت]
اجرا کردن

صریح

Ex: As an outspoken advocate for environmental protection , she campaigned tirelessly for sustainable practices .

به عنوان مدافع صریح حفاظت از محیط زیست، او بی‌وقفه برای شیوه‌های پایدار کمپین کرد.

criticism [اسم]
اجرا کردن

انتقاد

Ex: He appreciated the criticism , seeing it as a path to improvement .

او از انتقاد قدردانی کرد، آن را به عنوان راهی برای بهبود دید.

eventually [قید]
اجرا کردن

در نهایت

Ex: She struggled to learn the language at first , but eventually , she became fluent through consistent practice .

او در ابتدا برای یادگیری زبان تلاش کرد، اما در نهایت، از طریق تمرین مداوم به تسلط رسید.

exile [اسم]
اجرا کردن

تبعید

Ex: The former dictator spent his final years in exile , unable to return to his country .

دیکتاتور سابق سال‌های پایانی عمر خود را در تبعید گذراند، بدون اینکه بتواند به کشورش بازگردد.

to adapt [فعل]
اجرا کردن

اقتباس کردن

Ex: The screenwriter successfully adapted the nonfiction book into a gripping true-crime series .

فیلمنامه‌نویس با موفقیت کتاب غیرداستانی را به یک سریال جنایی واقعی جذاب تطبیق داد.

elsewhere [قید]
اجرا کردن

در جای دیگر

Ex: After the store closed , he searched elsewhere for the same product .

پس از بسته شدن فروشگاه، او در جای دیگری همان محصول را جستجو کرد.

sale [اسم]
اجرا کردن

فروش

Ex: The sale of the old family house made everyone nostalgic .

فروش خانه قدیمی خانواده همه را نوستالژیک کرد.

اجرا کردن

متشکل بودن از

Ex: The team consists of experienced professionals with diverse skill sets .

تیم از متخصصان باتجربه با مجموعه‌های مهارتی متنوع تشکیل شده است.

design [اسم]
اجرا کردن

طرح

Ex: The ceiling has a unique design with stars and moons .

سقف یک طرح منحصر به فرد با ستاره ها و ماه ها دارد.

to land [فعل]
اجرا کردن

به ساحل رسیدن

Ex:

پناهندگان به دلیل فرود آمدن در سواحل پذیرای کشور همسایه سپاسگزار بودند.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)