کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 2 - شنیداری - بخش 3 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
اجرا کردن

دوره کردن

Ex: Before the exam , she decided to run through her notes to refresh her memory .

قبل از امتحان، او تصمیم گرفت یادداشت‌هایش را مرور کند تا حافظه‌اش را تازه کند.

varied [صفت]
اجرا کردن

متنوع

Ex: The museum exhibit showcased a varied collection of artwork spanning different periods and styles .

نمایشگاه موزه مجموعه‌ای متنوع از آثار هنری را به نمایش گذاشت که دوره‌ها و سبک‌های مختلفی را در بر می‌گیرد.

range [اسم]
اجرا کردن

گستره

Ex: The exhibit showcased a range of artwork , including paintings , sculptures , and photography .

نمایشگاه محدوده‌ای از آثار هنری را به نمایش گذاشت، از جمله نقاشی‌ها، مجسمه‌ها و عکاسی.

livestock [اسم]
اجرا کردن

دام

Ex: During the drought , the farmer struggled to maintain his livestock .

در طول خشکسالی، کشاورز برای حفظ دام‌هایش تلاش کرد.

to graze [فعل]
اجرا کردن

چراندن

Ex: The horses were content as they grazed on the lush green grass .

اسب‌ها راضی بودند در حالی که می‌چریدند روی چمن سبز و پرپشت.

field [اسم]
اجرا کردن

مزرعه

Ex: There is a beautiful field of sunflowers just outside the town .

درست خارج از شهر یک مزرعه زیبا از آفتابگردان‌ها وجود دارد.

vegetation [اسم]
اجرا کردن

پوشش گیاهی

Ex: Coastal areas are often dotted with mangrove vegetation , which plays a crucial role in protecting shorelines and providing habitat for marine life .

مناطق ساحلی اغلب با پوشش گیاهی مانگرو پوشیده شده‌اند، که نقش حیاتی در محافظت از خطوط ساحلی و فراهم آوردن زیستگاه برای زندگی دریایی دارد.

اجرا کردن

آلوده کردن

Ex: Air pollution from industrial emissions can contaminate the atmosphere with harmful gases .

آلودگی هوای ناشی از انتشارات صنعتی می‌تواند اتمسفر را با گازهای مضر آلوده کند.

as a result [قید]
اجرا کردن

در نتیجه

Ex: Unfortunately , as a result of the delay , the project timeline will need to be adjusted .

متأسفانه، در نتیجه تأخیر، زمان‌بندی پروژه نیاز به تنظیم دارد.

fallout [اسم]
اجرا کردن

ذرات رادیواکتیو

Ex: Fallout shelters were designed to protect people from the immediate dangers of nuclear fallout .

پناهگاه‌های بارش هسته‌ای برای محافظت از مردم در برابر خطرات فوری بارش هسته‌ای طراحی شده بودند.

bizarre [صفت]
اجرا کردن

عجیب‌غریب

Ex: The bizarre sight of a cow wandering through the city streets left residents scratching their heads .

منظره عجیب یک گاو که در خیابان‌های شهر پرسه می‌زد، ساکنان را متحیر کرد.

severe [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: The building suffered severe damage from the earthquake .

ساختمان از زلزله آسیب شدیدی دید.

drought [اسم]
اجرا کردن

خشکسالی

Ex: The government declared a state of emergency because of the drought .

دولت به دلیل خشکسالی وضعیت اضطراری اعلام کرد.

crop [اسم]
اجرا کردن

محصول

Ex: They rotated their crop of soybeans to maintain soil fertility .

آنها محصول سویای خود را چرخاندند تا حاصلخیزی خاک را حفظ کنند.

famine [اسم]
اجرا کردن

قحطی

Ex: The famine affected both rural and urban areas .

قحطی هم مناطق روستایی و هم شهری را تحت تأثیر قرار داد.

plague [اسم]
اجرا کردن

طاعون

Ex: Historical outbreaks of the plague have had devastating consequences , including widespread mortality during pandemics such as the Black Death in the 14th century .

شیوع تاریخی طاعون عواقب ویرانگری داشته است، از جمله مرگ و میر گسترده در طول همه‌گیری‌هایی مانند مرگ سیاه در قرن چهاردهم.

presumably [قید]
اجرا کردن

احتمالاً

Ex: The car was parked in a no-parking zone , presumably because there were no available spaces nearby .

ماشین در منطقه‌ای که پارک ممنوع بود پارک شده بود، احتمالاً چون جای پارک خالی در نزدیکی نبود.

according to [حرف اضافه]
اجرا کردن

طبق

Ex: According to John 's email , the meeting has been rescheduled to Friday .

بر اساس ایمیل جان، جلسه به روز جمعه موکول شده است.

percentage [اسم]
اجرا کردن

درصد

Ex: What percentage of your income do you spend on rent each month ?

هر ماه چند درصد از درآمدتان را صرف اجاره می‌کنید؟

diary [اسم]
اجرا کردن

دفتر خاطرات

Ex: The diary contained heartfelt entries about her dreams , fears , and aspirations for the future .

دفتر خاطرات شامل ورودی‌های صمیمی درباره رویاها، ترس‌ها و آرزوهایش برای آینده بود.

to float [فعل]
اجرا کردن

شناور بودن

Ex: The feather , caught by the breeze , began to float in the air .

پر، که توسط نسیم گرفته شده بود، شروع به شناور شدن در هوا کرد.

اجرا کردن

بی‌سابقه

Ex: The pandemic caused an unprecedented disruption to global travel and commerce .

همه‌گیری باعث اختلال بی‌سابقه در سفر و تجارت جهانی شد.

astonishing [صفت]
اجرا کردن

اعجاب‌انگیز

Ex: She achieved astonishing results in her final exams .

او در امتحانات نهایی خود به نتایج شگفت‌انگیزی دست یافت.

profound [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: The earthquake caused profound damage to the city , leaving many buildings in ruins .

زلزله خسارات عمیقی به شهر وارد کرد و بسیاری از ساختمان‌ها را به ویرانه تبدیل کرد.

اجرا کردن

تناقض

Ex: There is a contradiction between the motto of being environmentally friendly and the lack of recycling facilities .

بین شعار دوستدار محیط زیست بودن و کمبود امکانات بازیافت تناقض وجود دارد.

data [اسم]
اجرا کردن

داده‌ها

Ex: The student conducted surveys to gather data for their research project .

دانشجو برای جمع‌آوری داده‌ها برای پروژه تحقیقاتی خود نظرسنجی‌هایی انجام داد.

اجرا کردن

معاصر

Ex: Technologies like smartphones have become an integral part of contemporary daily life .

فناوری‌هایی مانند تلفن‌های هوشمند به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره معاصر تبدیل شده‌اند.

اجرا کردن

ربط دادن

Ex: The song became widely popular , and many now associate it with the summer of its release .

آهنگ بسیار محبوب شد و اکنون بسیاری آن را با تابستان انتشارش مرتبط می‌کنند.

اجرا کردن

مسدود کردن

Ex: Trees and bushes along the property line helped block out views of the house from the road .

درخت‌ها و بوته‌ها در امتداد خط ملک به مسدود کردن دید خانه از جاده کمک کردند.

to claim [فعل]
اجرا کردن

ادعا کردن

Ex: The explorer claimed to have discovered a hidden treasure .

کاشف ادعا کرد که یک گنج پنهان را کشف کرده است.

conclusion [اسم]
اجرا کردن

نتیجه‌گیری

Ex: He drew a conclusion from the results of the experiment .

او از نتایج آزمایش یک نتیجه‌گیری کرد.

to identify [فعل]
اجرا کردن

شناسایی

Ex: The hikers were able to identify the trail after looking at the map .

کوهنوردان توانستند پس از نگاه کردن به نقشه، مسیر را شناسایی کنند.

widespread [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: The misinformation about the new policy became widespread on social media .

اطلاعات نادرست درباره سیاست جدید در رسانه‌های اجتماعی گسترده شد.

اجرا کردن

ماندگار

Ex: She invested in a long-lasting pair of shoes that could withstand daily wear for years .

او در یک جفت کفش بادوام سرمایه‌گذاری کرد که می‌توانست سال‌ها استفاده روزانه را تحمل کند.

to ignore [فعل]
اجرا کردن

نادیده گرفتن

Ex: The council ignored the environmental impact of the new construction project .

شورا تأثیر زیست‌محیطی پروژه ساخت‌وساز جدید را نادیده گرفت.

اجرا کردن

علامت هشدار

Ex: A sudden drop in sales was a warning sign for the company .

افت ناگهانی فروش یک هشدار برای شرکت بود.

to suffer [فعل]
اجرا کردن

رنج کشیدن

Ex: Last year , the region suffered a severe drought .

سال گذشته، این منطقه از خشکسالی شدیدی رنج برد.

loss [اسم]
اجرا کردن

از دست دادن

Ex: The loss of her keys caused her to be late .
predictable [صفت]
اجرا کردن

قابل پیش‌بینی

Ex: The team 's performance was predictable , given their consistent training regimen and discipline .

عملکرد تیم قابل پیش‌بینی بود، با توجه به رژیم تمرینی ثابت و انضباط آنها.

اجرا کردن

به‌خصوص

Ex: The movie was particularly well-received by critics .
harsh [صفت]
اجرا کردن

سخت

Ex: The coach , having a harsh training regimen , pushed the team to their limits .

مربی، با یک رژیم تمرینی سخت، تیم را به حد خود رساند.

to poison [فعل]
اجرا کردن

مسموم کردن

Ex: Chemicals poisoned the soil near the plant .

مواد شیمیایی خاک نزدیک کارخانه را مسموم کردند.

dramatic [صفت]
اجرا کردن

چشمگیر

Ex: The change in weather was dramatic , with thunderstorms appearing out of nowhere .

تغییر آب و هوا دراماتیک بود، با رعد و برق‌هایی که ناگهان ظاهر شدند.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)