کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
practice [اسم]
اجرا کردن

در عمل

Ex: The practice of these safety protocols has greatly reduced workplace accidents .

تمرین این پروتکل‌های ایمنی به میزان زیادی از حوادث محل کار کاسته است.

abundant [صفت]
اجرا کردن

فراوان

Ex: Our local market offers abundant fresh fruits and vegetables year-round .

بازار محلی ما میوه‌ها و سبزیجات تازه فراوان را در طول سال ارائه می‌دهد.

traditional [صفت]
اجرا کردن

سنتی

Ex: They decorated the house with traditional holiday ornaments .

آنها خانه را با تزئینات سنتی تعطیلات آراستند.

to compete [فعل]
اجرا کردن

رقابت کردن

Ex: Businesses compete to provide the best customer service .

کسب‌وکارها برای ارائه بهترین خدمات به مشتری رقابت می‌کنند.

desirable [صفت]
اجرا کردن

باارزش

Ex: The neighborhood 's desirable schools and amenities attracted families looking to settle down .

مدارس و امکانات مطلوب محله، خانواده‌هایی را که به دنبال سکونت بودند جذب کرد.

vulnerable [صفت]
اجرا کردن

آسیب‌پذیر

Ex: The elderly are particularly vulnerable to illness , so it 's important for them to get vaccinated .
اجرا کردن

مخصوصاً

Ex: The instructions were written specifically for beginners , with step-by-step guidance .

دستورالعمل‌ها به‌طور خاص برای مبتدیان نوشته شده‌اند، با راهنمایی گام‌به‌گام.

to target [فعل]
اجرا کردن

هدف (برای رسیدن) قرار دادن

Ex: The marketing team is targeting their advertisements to specific demographics .

تیم بازاریابی تبلیغات خود را به جمعیت‌شناسی خاصی هدف قرار داده است.

suitable [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: The climate in that region is not suitable for growing citrus fruits .
combustion [اسم]
اجرا کردن

احتراق

Ex: The controlled combustion of natural gas provides heat for cooking and heating .

احتراق کنترل شده گاز طبیعی گرما برای پخت و پز و گرمایش فراهم می‌کند.

boiler [اسم]
اجرا کردن

دیگ بخار

Ex: The factory relies on a high-pressure boiler to generate steam for production .

کارخانه به دیگ بخار فشار بالا برای تولید بخار برای تولید متکی است.

power [اسم]
اجرا کردن

انرژی

Ex: Using wind turbines , the farm generates enough power to sustain itself .

با استفاده از توربین‌های بادی، مزرعه به اندازه کافی انرژی تولید می‌کند تا خود را حفظ کند.

facility [اسم]
اجرا کردن

ساختمان

Ex:

تسهیلات تحقیقاتی شامل آزمایشگاه‌ها و دفترهایی برای دانشمندان و محققان است.

coal [اسم]
اجرا کردن

زغال‌سنگ

Ex: The mining and burning of coal can have detrimental environmental impacts , including air and water pollution , as well as greenhouse gas emissions contributing to climate change .

استخراج و سوزاندن زغال سنگ می‌تواند تأثیرات مخرب زیست‌محیطی داشته باشد، از جمله آلودگی هوا و آب، و همچنین انتشار گازهای گلخانه‌ای که به تغییرات آب‌وهوایی کمک می‌کنند.

plant [اسم]
اجرا کردن

نیروگاه

Ex:

او پس از اتمام مدرک مهندسی خود در کارخانه تولید شغل پیدا کرد.

اجرا کردن

ادغام کردن

Ex: The revised policy will incorporate suggestions from employees for improvement .

سیاست تجدید نظر شده پیشنهادات کارمندان را برای بهبود دربرخواهد گرفت.

stream [اسم]
اجرا کردن

جریان

Ex: The conference was filled with a stream of questions .

کنفرانس پر از جریان سوالات بود.

generation [اسم]
اجرا کردن

the creation of heat, electricity, or other forms of energy

Ex: The engine 's generation of heat is efficient .
fuel [اسم]
اجرا کردن

سوخت

Ex: Coal has been a traditional fuel for power plants .

زغال سنگ یک سوخت سنتی برای نیروگاه‌ها بوده است.

ethanol [اسم]
اجرا کردن

اتانول

Ex: Ethanol fuel stations are designated by green pumps .

پمپ بنزین‌های اتانول با پمپ‌های سبز مشخص می‌شوند.

gasoline [اسم]
اجرا کردن

سوخت

Ex: He filled the tank with gasoline before heading on the road trip .

او قبل از رفتن به سفر باک را با بنزین پر کرد.

lorry [اسم]
اجرا کردن

کامیون

Ex: After the accident , the lorry was stuck in traffic , causing delays for all the vehicles behind it .

پس از تصادف، کامیون در ترافیک گیر کرد و باعث تأخیر برای تمام وسایل نقلیه پشت سر آن شد.

approach [اسم]
اجرا کردن

رویکرد

Ex: The doctor explained the surgical approach for the procedure .

دکتر رویکرد جراحی را برای این روش توضیح داد.

strongly [قید]
اجرا کردن

قویاً

Ex: The city was strongly impacted by the hurricane .

شهر به شدت تحت تأثیر طوفان قرار گرفت.

to cut down [فعل]
اجرا کردن

قطع کردن

Ex: The lumberjacks had to cut down the old oak tree to clear space for the new construction project .

چوببرها مجبور شدند درخت بلوط قدیمی را قطع کنند تا فضایی برای پروژه ساخت و ساز جدید باز شود.

to allow [فعل]
اجرا کردن

اختصاص دادن

Ex: I 've allowed an hour for the meeting , but it might take longer .

من یک ساعت برای جلسه در نظر گرفته‌ام، اما ممکن است بیشتر طول بکشد.

to remain [فعل]
اجرا کردن

بر جای خود ماندن

Ex: As the fire died down , only smoldering embers remained in the fireplace .

همانطور که آتش فروکش کرد، فقط ذغال‌های نیم‌سوز در شومینه ماند.

invasive [صفت]
اجرا کردن

مهاجم

Ex: He felt violated by the invasive search of his belongings at the airport .

او به دلیل بازرسی تهاجمی وسایلش در فرودگاه احساس تجاوز کرد.

factor [اسم]
اجرا کردن

عامل

Ex: Lack of sleep can be a contributing factor to decreased productivity at work .

کمبود خواب می‌تواند یک عامل مؤثر در کاهش بهره‌وری در کار باشد.

species [اسم]
اجرا کردن

گونه

Ex: The domestic dog is a species of the genus Canis that has been selectively bred by humans for thousands of years .

سگ خانگی یک گونه از سرده Canis است که برای هزاران سال توسط انسان‌ها به صورت انتخابی پرورش داده شده است.

function [اسم]
اجرا کردن

کارکرد

Ex: A smartphone has multiple functions beyond calling .
اجرا کردن

دسترسی

Ex: The government 's new policy aims to improve digital accessibility for all citizens .

سیاست جدید دولت به دنبال بهبود دسترسی دیجیتال برای همه شهروندان است.

given [صفت]
اجرا کردن

مشخص

Ex: The given instructions were clear and easy to follow .

دستورالعمل‌های داده شده واضح و آسان برای دنبال کردن بودند.

timber [اسم]
اجرا کردن

الوار

Ex: The old barn was constructed entirely from local timber , giving it a rustic and authentic appearance .

انبار قدیمی کاملاً از چوب محلی ساخته شده بود که به آن ظاهری روستیک و اصیل می‌داد.

log [اسم]
اجرا کردن

a section of a tree trunk that has been cut or fallen, usually stripped of branches

Ex: They stacked the logs for winter firewood .
habitat [اسم]
اجرا کردن

زیستگاه

Ex: Wetlands serve as a critical habitat for migrating birds .

تالاب‌ها به عنوان زیستگاه حیاتی برای پرندگان مهاجر عمل می‌کنند.

stem [اسم]
اجرا کردن

ساقه

Ex: After picking the herbs , she removed the stems and used the leaves for cooking .

بعد از چیدن گیاهان، او ساقه‌ها را جدا کرد و از برگ‌ها برای پخت و پز استفاده کرد.

trunk [اسم]
اجرا کردن

تنه (درخت)

Ex: He noticed a band of fungus growing around the trunk , indicating potential disease .

او متوجه یک نوار قارچ شد که در اطراف تنه درخت رشد کرده بود، که نشان دهنده بیماری بالقوه بود.

likewise [قید]
اجرا کردن

همچنین

Ex: They received recognition for their research ; their mentors likewise gained respect .

آن‌ها برای تحقیقاتشان مورد تقدیر قرار گرفتند؛ مربیانشان همچنین احترام به دست آوردند.

to suffer [فعل]
اجرا کردن

مبتلا شدن

Ex: As she watched her loved one suffer from cancer , she felt a deep sense of helplessness and despair .

همانطور که او عزیزش را در حال رنج کشیدن از سرطان می‌دید، احساس عمیقی از ناتوانی و ناامیدی کرد.

solely [قید]
اجرا کردن

فقط

Ex: He donated the money solely out of gratitude .

او پول را فقط از روی قدردانی اهدا کرد.

norm [اسم]
اجرا کردن

هنجار

Ex: The teacher expected students to adhere to the academic norm of respectful behavior .

معلم انتظار داشت دانش‌آموزان به هنجار آکادمیک رفتار محترمانه پایبند باشند.

اجرا کردن

پشت سر گذاشتن

Ex: The student left behind their outdated textbooks , choosing to rely on more current resources and knowledge .

دانشجو کتاب‌های درسی قدیمی خود را پشت سر گذاشت و تصمیم گرفت به منابع و دانش روزتر اعتماد کند.

suited [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: The lightweight fabric of the dress is suited for hot weather.

پارچه سبک لباس برای آب و هوای گرم مناسب است.

site [اسم]
اجرا کردن

مکان

Ex: The developer purchased the site for the future shopping mall .

توسعه‌دهنده سایت را برای مرکز خرید آینده خریداری کرد.

اجرا کردن

انتخاب بهترین‌ها

Ex: The report showed that high-grading was reducing the overall quality of the forest .

گزارش نشان داد که درجه‌بندی بالا کیفیت کلی جنگل را کاهش می‌دهد.

legacy [اسم]
اجرا کردن

میراث

Ex: The old policy left a legacy of mistrust among the workers .

سیاست قدیمی یک میراث از بی‌اعتمادی در میان کارگران باقی گذاشت.

stand [اسم]
اجرا کردن

جنگل دست کاشت

Ex: The forest 's stand of maple trees was home to many birds .

جمعیت درختان افرا در جنگل خانه بسیاری از پرندگان بود.

low-use [صفت]
اجرا کردن

کم استفاده

Ex: he school renovated low-use areas of the campus , turning them into study spaces for students .

مدرسه مناطق کم استفاده محوطه دانشگاه را بازسازی کرد و آنها را به فضای مطالعه برای دانشجویان تبدیل کرد.

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)