مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 44

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
hypothesis [اسم]
اجرا کردن

فرضیه

Ex: The hypothesis suggested that increasing light exposure would improve plant growth .

فرضیه پیشنهاد کرد که افزایش قرار گرفتن در معرض نور، رشد گیاه را بهبود می‌بخشد.

اجرا کردن

فرضی

Ex: The discussion about what might happen if they won the lottery was purely hypothetical .

بحث درباره اینکه اگر آنها در قرعه‌کشی برنده شوند چه اتفاقی می‌افتد کاملاً فرضی بود.

corruption [اسم]
اجرا کردن

فساد

Ex: Transparency organizations are working to reduce corruption in developing countries .

سازمان‌های شفافیت در حال کار برای کاهش فساد در کشورهای در حال توسعه هستند.

to evolve [فعل]
اجرا کردن

تکامل یافتن

Ex: Language tends to evolve over time , with new words and expressions emerging .

زبان تمایل به تکامل در طول زمان دارد، با ظهور کلمات و عبارات جدید.

evolution [اسم]
اجرا کردن

تحول

Ex: We can observe the evolution of modern art by visiting museums .

ما می‌توانیم تکامل هنر مدرن را با بازدید از موزه‌ها مشاهده کنیم.

synonym [اسم]
اجرا کردن

هم‌معنی

Ex:

فرهنگ لغت لیستی از مترادف‌ها را برای هر کلمه ارائه می‌دهد.

syndicate [اسم]
اجرا کردن

اتحادیه

Ex: The syndicate of venture capitalists provided funding to support the expansion plans of the tech startup .

سندیکای سرمایه‌گذاران خطرپذیر، بودجه‌ای برای حمایت از برنامه‌های توسعه استارتاپ فناوری ارائه داد.

veracious [صفت]
اجرا کردن

درست

Ex: The veracious report provided accurate information about the incident .

گزارش راستگو اطلاعات دقیقی درباره حادثه ارائه داد.

اجرا کردن

راستی‌نمایی

Ex: The inclusion of genuine artifacts in the exhibit added verisimilitude , enhancing the educational value of the display .

گنجاندن آثار واقعی در نمایشگاه، واقع‌نمایی را افزود و ارزش آموزشی نمایش را افزایش داد.

consonant [صفت]
اجرا کردن

هماهنگ

Ex: The colors in the painting are consonant and soothing .
consonance [اسم]
اجرا کردن

هماهنگی

Ex: The proposal found consonance among all departments .

پیشنهاد هماهنگی را در بین تمامی بخش‌ها یافت.